مربع

matrixjoga زیر را با یک برچسب مربع مشخص شده اند.

راه ما به SWINGERLIVET 1

من می خواهم به شما بگویم که چگونه من و همسرم ما مشتاقانه منتظر است تا زندگی از گفتگوی. من آن را انجام دهید چون من دوست دارم فکر می کنم در مورد رویداد، بلکه به به شاید inspirerera دیگران غوطه می گیرد و آن را امتحان کنید. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (24 رای، میانگین: 3.42 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

غروب پل

- خب، پس ما به توافق برسند. شما در روز جمعه بسیار خوش آمدید.

او به من لبخند زد و من می دانستم که او را اگر من آمد.
او یک کتابدار در شهر من به تازگی به نقل مکان کرد. من فقط قرض گرفته شده بود و برخی از کتاب ها و یک زن و شوهر از نوار های ویدیویی و سپس شروع به صحبت.

معلوم شد که او تا به حال هیچ کس را شریک این هفته در bridgen معمول با دوست دختر خود. بعد از پل برخی از میان وعده، به توافق رسیدند. من یکی از "دختران" در باند جایگزین.

من بازی کرده بود تعداد زیادی از پل و در برخی از مسابقات بزرگتر با نتایج خوب بوده است. این امر می تواند بازی سرگرم کننده است. من به جلو نگاه به غروب جمعه است.

نام کتابدار من مونا بود. او بسیار دور است، اما شیک. بهترین او ویژگی سینه بود. همانطور که من به خانه راه می رفت، من او را در ذهن داشت و آن بزرگ، نرم و وسوسه انگیز به چشم ذهن من را دید. این امر می تواند مادران را به آن مالش و مکیدن در بافت های نوک پستان ها. اما واقعا، احتمالا چیزی است که من باید در نظر بگیرند. این امر می تواند پل، هیچ چیز دیگری.

جمعه شب آمد و ما در حال حاضر در مونا جمع آوری شد. علاوه بر من، که در آن حوا و سارا. سارا همراه حمام و حوا در دبیرستان تدریس می شد. سارا بود بلند و بور است. او تا به حال لب زیبا منحنی و bobbed مو. او در یک لباس خیلی کوتاه به تن داشت. چشم او به مال من ملاقات کرد و لبخند او به من گفت که او یک مرد شاد و باز بود. اوا با این حال، به نظر می رسید بیشتر محفوظ می باشد. اما او عصبانی شد و گفت این حقیقت، لباس، زیبا، او رفتن به شام ​​را با شاه. او دستم را گرفت و به من لبخند خجالتی.

[...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (27 رای، میانگین: 3.33 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

اردوگاه

روز اول در تعطیلات Danne، او آمد و من در ماشین برداشته است. ما به مدت یک هفته برای سواحل غرب و اردوگاه را ترک کنند. هنگامی که ما را به اردوگاه پر بود، اما ما در شیب بین چند درخت و یک کاروان بزرگ. در پشت سر بود بوته.
ما را از چادر کوچک ما در حالی که زن و شوهر در کاروان در نگاه. دان بود در خود badshortsen بود و من تا به حال بیکینی.
- آخرین در آب گلدان، من داد زدم و فرار به سمت ساحل.
دنی به زودی با من گرفتار و در زمان من به عنوان ما به آب زد. آن را کمی سرد در ابتدا بود، اما پس از آن مفید خواهد بود. ما در حالی که برای شنا، پس از آن در زمان دوش گرفتن و ما به نمک با ما تماس بگیرید و رفت به چادر.
این خیلی سخت بر روی زمین بود پس از آن تقریبا غیر ممکن بود در قطب چادر، و ما تا به حال هیچ کار خوبی را به صدای بلند یا محکم.
- آیا می خواهید به قرض گرفتن یک چکش، مرد را در کاروان فریاد زد.
- بله، آن را بزرگ خواهد بود، گفت: "دنی، و رفت.
به زودی او بود و زدم سوزن در هیچ زمان.
من با چکش رفت و سپاس وام، در حالی که من چک تنه مودار خود را. او به خوبی به 50S او بود، اما نگاه کاملا تازه است. من تو را دیدم که او به من نگاه کرد زمانی که او خود را به عنوان رولاند ارائه شده است.
[...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (65 رای، میانگین: 3.43 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

دوست پسر Marika

من قبل از همسرم PIA و من شروع به داشتن رابطه جنسی با دوست Marika (ناول "دوست ما Marika") سخن گفته است. اغلب ملاقات کرد و تا به حال مثلث های فوق العاده با هم. بعد از مدتی Marika ملاقات او ظاهرا در عشق سرنگون شد وارد این بدان معنی است که او از زندگی جنسی ما ناپدید شد. PIA و من تا به حال را به در خود را که نه به عنوان به عنوان دو همان sexförhållande و بعد فورا رفت واز خیلی بهتر از Marika بخشی از زندگی جنسی ما شد.
[...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (30 رای، میانگین: 3.20 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

هدیه ای مناسب

لبخند اما، او تبدیل 19 امروز و دوست پسر او مرتب överaskining به او است.
مارکوس از طریق درب پیاده می رود، او را به اتاق نشیمن به نظر می رسد و او را می بیند.
- "سلام عسل، شما آماده ای؟"
او می خندد دستورالعمل های بازیگوش، او دریافت به دوش، اصلاح و قرار دادن در بالاترین پاشنه او، قضاوت از 16 سانتی متر پاشنه ...
او پیاده می رود تا به او و بوسه او سخت است.
- "من می دانم آنچه شما در حال حاضر برنامه ریزی کرده اند؟ "
مارکوس می خندد، شما به زودی خواهید فهمید.
[...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (89 رای، میانگین: 3.26 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

زمان من به عنوان ذاتی

وقتی که من 19 سال داشت، من شروع به تحصیل در یکی دیگر از شهر. پس از مدتی جستجو، من یک جفت از 35 ساله که اجاره یک اتاق در زیرزمین خانه او. در زیرزمین، آنها دو اتاق برای اجاره یک اتاق زندگی مشترک با تلویزیون و آشپزخانه بود. مستاجران دسترسی به منطقه سونا خانه با دوش و توالت داشتند. من گفته شد که دیگران که می اجاره درب اتاق یک دختر بود. اندرس و ژانت، زن و شوهر نامیده می شود، پرسید که آیا این خوب برای به اشتراک گذاشتن در فضا با یکی از جنس مخالف بود. من تا به حال هیچ اعتراضی زمانی که او آن را اخلال در. او در حال حاضر خواسته شده و ترتیب پذیرفته است، بنابراین من قابل قبول به اجاره یک اتاق است.

[...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (146 رای، میانگین: 3.92 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

شریک زندگی من و با دیگران در گفتگوی

پس از چند روز ما در لاس وگاس بوده است، ما متوجه شدیم که هتل به موضوع گفتگوی انتخاب کرده بود. در هتل رایگان بود به نوازش و لمس یکدیگر، اما نه بدان معنا بود، آنها مطمئن بودند. شریک لنا من است که من در حال حاضر به تبرئه بود و گفت که من می خواستم به من فاک دختر دیگر. برخی فکر خوب بود، اما من هم می خواستم به او توسط دیگران تموم شده، بنابراین ما تصمیم گرفتیم در سایت و جمع آوری به عنوان بسیاری از ما می تواند.
[...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (40 رای، میانگین: 2.65 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

سه نفری هم برای اولین بار با همسرم

همسر من، مگی و من را برای سالهای زیادی شده بود ازدواج کرد، و هر زمان که ما با هم خوابیدیم تا ما در مورد مرد دیگری fantasized. اما وقتی که من خواستم به تحقق بخشیدن به توهمات ما تا او گفت: هیچ، من جرات نمی. در حال حاضر، در توهمات خود را در مورد دروغ گفتن خود را در سمت و سینه زیبا او را بوسه می کنم، وقتی که خروس مرد دیگری او را طول می کشد از پشت. خواندن تعداد زیادی از پورنو بود آنچه که ما حتی تصورش را هم نمی. همیشه وجود دارد در مورد مکیدن خروس یا فاک الاغ. پس در نهایت تصمیم گرفت که هم اکنون یا هرگز [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (88 رای، میانگین: 2.82 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

طعم های آخر هفته

من و همسرم لنا به صرف تعطیلات آخر هفته را با دوستان توماس های و آنت در تابستان خود را به خانه دعوت شده بود. این امر می تواند یکی دیگر از زن و شوهر است که ما نمی دانستند که مارتین و آسا نامیده می شد. صبح روز شنبه بسته بندی شده و به کلبه بود که در مورد درایو یک ساعت به دور راند. ما واقعا به جلو نگاه به زن و شوهر روز تنبل در گرمای تابستان.
[...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (125 رای، میانگین: 3.90 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

اوا و تیم اسکی

اوا یک کار به عنوان میزبان در هتل کوه کمی. او کوچک تاریک ناز انحنا 22 ساله بود که خوشحالم او یک شغل بود. اما تنها در آغاز احساس اگر چه کارکنان واقعی خوبی برای او بود.
با دوست پسر او یک سال پیش به پایان رسید و حوا اشتیاق برای نزدیکی شد. آشپز ادی، و نه مرد جذاب småfet او برخورد کرده بود اما جالب به نظر نمی رسد، حتی اگر او خیلی خنده دار بود. سپس آن را احساس هیجان انگیز تر با آسا و بریتانیا که، با وجود سن خود را کاملا لاسی آورده و حوا به antics مختلف [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (71 رای، میانگین: 3.04 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...