گی

matrixjoga زیر را با همجنسگرا برچسب مشخص شده اند.

Niclas، دوچرخه سواری، و فاک ظالم اول

و بعد فورا رفت واز کمی بزرگتر شده است در حال حاضر، اما این یک داستان کاملا واقعی است، فقط نام آنها تغییر کند، زمانی که من برای اولین بار تموم کردم و واقعا ... [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (35 رای، میانگین: 3.11 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

قاهره، 1067 e.kr

Alessia میلیون با کاروان برده از قسطنطنیه به قاهره سفر کرده بودند. سختی که کاروان را بدون یک مرد مسن به نام احمد Khadir گرفت. riktgit کثیف پیرمرد که برای همه چیز و همه شاخی بود. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (37 رای، میانگین: 2.11 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

خروس JEG aldri glemmer

jeg در یک کلاس جدید آمد دا jeg در ungdomsskolen، آغاز شد، آن را OG jeg گردد TRAFF آنتون بود. باند Første jeg بنابراین ژامبون، او برهنه. Jeg hadde forsovet مگ OG برای seint بیرون تا وقتی که زمان første که ورزشگاه بود. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (25 رای، میانگین: 3.12 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

مرد جوان با مرد مسن تر

Gaysex با یک مرد مسن تر

این داستان واقعی است و اتفاق افتاده است من به تازگی.

[...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (32 رای، میانگین: 3.31 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

اواخر شب در ورزشگاه یخ ... (Killsex)

آن واقعا آرام در حال حاضر در سرسره، تعجب آور نیست عون بود با نزدیک شدن به 22 این اواخر امشب بازی را با نتیجه خوبی داده است که صفحه رتبه بندی نشان داد 3-1 به تیم اصلی بوده است. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (28 رای، میانگین: 3.64 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

نوشیدنی جادویی

بیدار شدم سفت و سرد. من به اطراف نگاه کنید و ببینید که هر کس رفته است،
به غیر برای یک نفر ..
او به نظر می رسد در 20 سال سن داشته باشد. او موهای تند و تیز سیاه و سفید ..
او چشمان من را می یابد و به سرعت واکنش نشان می دهند، "نوشیدنی نرم را به آن مرد وجود دارد! من همان روز .. "
[...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (43 رای، میانگین: 2.30 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

عمومی و من

سلام، این داستان طول می کشد و قرار دادن خود در خانه سالمندان و من خواهم شما در مورد مردی مسن که زندگی می کردند که او در مورد ماه پیش خودم درگذشت بگویم، من به عنوان همراه در خوابگاه کار می کرد اما من بود دائم نه من هستم 35 و مرد من خواهم شما در مورد بود 76 دقیقه بگو روز اول در محل کار، من به یاد داشته باشید من همیشه در حال یک ضعف برای بزرگتر مرد با موهای سفید moustachioed و این مرد بود که فقط و لعنتی حیاتی برای سن خود را. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (67 رای، میانگین: 2.21 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

سرایدار 4 فصل

دختران صرف چند ساعت از رفتن را از طریق پوشش کورت و برداشت از فیلم و نظم است که در آن آنها می خواستند آنها را به تماشا. آنها بسیار هیجان زده و کنجکاو در مورد فردا. ما مستقیما به کرت پس از فردا lektionera پیشنهاد Kattis.

- نه، ما وعده داده اند Pelle درمان در صبح به یاد لی او.

- البته من گفت Kattis. اما بلافاصله پس از آن؟ آیا قصد دارید با Pelle فاک پس از آن، گفت: ممکن است (از این عشق) گذشته باشد.

- نه، من نمی خواهم آن را انجام دهد و سپس برای آن احتمالا نمی خواهد شد به عنوان خسته کننده اعصاب به تماشای فیلم پس از انجام لی خنده [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (29 رای، میانگین: 2.83 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

استفاده از یک زن مسن تر

این اتفاق چند سال پیش زمانی که من در میله های زندان بود.

به طور معمول، سادگی مرد مست پس از یک شب در شهر، به جای من نزدیک در 5:00 بود. همانطور که ایستاده ام و حلق آویز در نوار در ساعت 4 صبح، وجود خواهد داشت یک زن که حداقل 18 سال از من بزرگتر بود، من حدس زده بود حدود 40 ساله، ما به زودی به disskusioner عمیق بود، او خوب بود و خیلی بزرگ است.

همانطور که ساعت نزدیک شدن 5، او ارائه شده به من رانندگی خانه، من برای یک لحظه تعجب بود که چرا او بود هر چیزی الکلی نوشیدن نیست، اما این توضیح، او بود رانندگی چرا که او کمی خارج از شهر زندگی می کردند، و بیشتر از رقص هوشیار لذت می برد، او گفت: [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (50 رای، میانگین: 3.16 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

نوازش در جوراب های سیاه و سفید

شده فکر کردن در این مورد برای مدتی، و آماده من به خوبی به خرید یک جفت از مدل زیبا و خوشمزه لباس تنگ سیاه و سفید بدون byxdelsförstärkning. به طوری که آنها فقط خوب بود تمام راه را تا دنده!

من را به حمام در محل کار درجه روشن رفت و شلوار کت و شلوار جوراب و لباس زیر و جوراب شلواری نازک. احساس وقتی که من آنها را به معنای آن بود که من احساس سفتی و من به عمد در مورد جایی که من فکر می کنم این امکان وجود ندارد. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (32 رای، میانگین: 3.06 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...