واقعا چه اتفاقی افتاد؟

من را به دفتر چند دقیقه دیر آمد، overslept. من همیشه پنج شنبه ها مشکل دارند. روز بعد از کمی، شنبه. من و نزدیکترین من دوست دختر یک لیوان شراب پس از کار در زمان و آن و کمی دیر بود، بعد از حد معمول است. به سرعت لباس پالتوی من، حلق آویز در پشت درب. وقتی که من فشار باز دوباره، رئیس در آنجا است. او به من می نامد بالا و پایین.

AHA، او می گوید: دیروز دیر؟ چشم لباسم رو ببندم. Rödkjol و پیراهن چک با خط گردن عمیق. او می خندد کمی و گره تایید. من می توانم سرخ خزنده گونه او احساس راحتی کنید.

با عرض پوزش من را به هر گونه تماس، من می گویم، و عذر مرا در حالی که من علیه او کار می کنند از اتاق من. او را به فرصت زمانی که ما به اندازه کافی نزدیک به زمزمه در گوش من است.

- "dekoltage شما باعث می شود من هارد راک"

من به دنبال او با چشمان خود را از طریق دیواره شیشه ای را به عنوان او پیاده به سمت رستورانی که غذاهای مختصر و آماده دارد. من سرخ و حتی بیش از این زمان است. خدای من، این رئیس من است. مطمئنا، جذاب من، به عنوان هوشمند، دیوانه، تازه سر. حس خارش یا سوزش در قسمت تحتانی شکم خود را احساس می کنم. * آه * برای حفظ رابطه حرفه ای با او هنگامی که او می گوید و می کند که کار آسانی نیست. من از من لرزش کلام او تماس گرفته و من دوست جنی که وجود دارد نه دیروز. retelling باید او را در طول شب گذشته اتفاق افتاد. به طور معمول، هنگامی که من و جنی صحبت کردن در زمان و مکان فراموش کنم. من با پا در روی میز کار اداری و پشت به درب نشسته است. وجود دارد، متوجه نیست که چگونه رئیس من sneaks در و کشیدن پرده ها را به دیوار شیشه ای. سر و صدا وقتی که او آن را تبدیل، من متوجه اطراف صندلی بچرخند. در انگشت خود را به لب خود را شوکه شده است. Shhh. من همچنان به صحبت به جنی به عنوان اگر چیزی اتفاق افتاده است. پر از تنش کوچک می شوم، آنچه که او می خواهد و به همین دلیل او برای نابینایان می کشد. قلب من به تپش و افکارم در حال چرخش به دور است. من سعی می کنم برای حفظ نامشخص جنی در مورد آنچه اتفاق می افتد. او به من آسانسور از تحصن صندلی بر روی دسکتاپ. نوبت خود را در صندلی اداری من. اذیت کردن او می چرخد ​​یک به نوبه خود و لبخند را مانند که فوق العاده مورد علاقه تا زمانی که او می تواند. چشمان او درخشش با شادی و فساد است. من کمی grins برگشت، اما با کمی تردید دارد. او طول می کشد پای راست من و coaxes کردن پمپ های ثبت اختراع چرم سیاه و سفید من سمت چپ من است. پا نوازش من و گوساله. آهسته حرکات کوچک، چشمان او درخواست اجازه برای ادامه. سرتکان دادن و ادامه گفتگو با جنی، که در حال تبدیل شدن بیشتر و بیشتر یک هجایی. خوشبختانه، جنی را دوست دارد صحبت کنید تا او را با داستان خود را ادامه می دهد. او دست خود را به ارمغان می آورد تا بیش از ران من و او برای فائق لبه جوراب من، انگشتان coaxes راه خود را تحت و فقط می خواهم که رول پایین جوراب خود را بر روی پا است. او بوسه زانو رودش، در حالی که دست خود را coaxes جوراب دوم.

حالا من حتی سخت تر را به گفتگو با جنی. کوتاه AHA، AHM و خیلی خوب وجود دارد. تلاش در گوشی به ناله نیست. احساس سوزن سوزن شدن قوی تر و قوی تر می شود. احساس می کنم خودم را به تبدیل شدن به مرطوب تر و مرطوب تر در گربه. برای تو دست من از طریق موهای او، آغوش پشت گردن وقتی که من تعداد انگشت شماری با فر ضخیم دوست داشتنی خود را. با فشردن سینه ها به آرامی در مقابل سر خود را. احساس می کنم سینه هایم درد پس از تماس است. لحظه ای نگاه می کنم او را در صندلی خود را، او می شود و به نظر می رسد در عمق چشم من است. او طول می کشد دست من است و آن را در برابر خروس خود را چنان سخت و پر زرق و برق است. من از دست دادن نفس من رو برای چند ثانیه. جنی متوجه شد که من ناپدید شد. "هی، کار می کنید؟ "من او را می شنوم. "- AHM، آه، رئیس من راست گذشته راه رفت:" من به او پاسخ. جنی می داند که چقدر خوب من فکر می کنم او است و او می پرسد اگر او همه که امروز سکسی شیک بود. AHA، من از من در حالی که او در کنار من و خروس خود را در مقابل لب به لب من فشرده. من می خواهم به زاری با صدای بلند. دست او را نوازش پشت باسن و شانه. با احتیاط، دست دور کمر و او را بر سینه خود. Aaah، در نهایت! من انگیختگی پره. ضربان قلب را افزایش می دهد بیشتر است. بوسه بر گردن می کند مرا بسوزانید، تنفس من خشن تر می شود. او به من خم در سراسر میز و مالش لب به لب من. احساس می کنم دامن من سواری و خروس سخت خود را در گربه من او ارسال. من whimpers، جنی چیزی متوجه نشدم. نفس من رو که من تو را در آغوش گرفتم و انتظار یک ثانیه قبل از من ملاقات جنی. "بله، اما viiisst ..... تا ... arrr ... .. uhmm "من تلاش برای استفاده از آخرین کلمات یک راه بزرگ برای برقراری ارتباط اتاق ها که جنی نه متوجه خواهید شد. او daskar لب به لب من چند بار هل دادن خروس خود را عمیق تر و عمیق تر است. در حال حاضر ما در راهرو صدای پا ... او متوقف می شود، اما با خروس او هنوز هم در من، من اسیر برای لذت بردن از چند بار. سپس مراحل در راهرو را ادامه خواهد داد. در حال حاضر، جنی بوده است بحث از خود و گفتگو شروع به خنک شدن است. من dygnkåt و یک مرد فوق العاده است که رابطه جنسی با من در دفتر من در حالی که من به دوستم صحبت .... چه رویای. جنی به من اعتقاد ندارند اگر من به شما گفت که واقعا اتفاق می افتد. من می خواهم این است که قطعا می خواهید او را به بیرون بکشد، بنابراین من تلاش برای جنی به صحبت در مورد چیز دیگری است. تنها برای اینکه به اوج لذت جنسی. او می رود و من می شنوم تنفس خود را خشن تر و خشن تر می شود. این باعث می شود من حتی بیشتر شهوتی و من در خروس با گربه خود را برای او اسیر، برای به دست آوردن لذت و حتی بیشتر. او به صدای بلند به اندازه کافی برای شنیدن جنی ناله. اما هر کسی که با شما وجود دارد؟ "او می پرسد. لعنتی آنها چه می گویند. من خواهد شد، برای یک لحظه، در عمل جنسی من متوقف شود. "AHM، به خوبی از رئیس آمد و بر من نشسته،" من می گویم. من در واکنش خود را چند ثانیه صبر کنید. "هاهاها، تو خوب در مورد شما، آه بله، افکار پوچ، می تواند انجام دهد. اوه، شما در واقع در اغلب موارد و با خوشحالی می پذیریم. "او با نفس بریده بریده سخن گفتن و سخن نامفهوم گفتن در مورد رویاهای های مختلف ادامه می دهد. PHU، او آن را به عنوان حقیقت را ندارد. او ادامه می دهد و humping سریع تر و شدیدتر، احساس می کنم به اوج نزدیکتر و نزدیکتر. آه، من تقریبا احساس شرمندگی برای لذت بردن است، اما جهنم چه شگفت انگیز عاشق او شده است. وقتی اوج می آیند و ارگاسم شستشو بر ما هر دو ناله من بی سر و صدا و دست خود را بر روی میکروفون است. او را به پایین حرکت می کند و بدن لرزان از دسکتاپ را به صندلی اداری. Hyschar من هنوز لبخند او و کشیدن صندلی به سمت او را به عنوان او را بر روی لبه جدول نشسته است. او بوسه پیشانی، گوش، گونه ام، پایین گردن و سینه ام را در دست خود طول می کشد. به آرامی او را نوازشگر. من چگونه خروس او سخت است و پر زرق و برق هنوز. آن را من در دست من و حرکات تند و سریع او را. او در بوسیدن آنها و به من نگاه کن متوقف شده است. ادامه دهم، ببینید که چگونه او لذت می برد، و خروس خود را سفت و حتی بیشتر. او را به می آیند در دست من، من خروس در دهان او. دور آه خود را، از ناله من می شنوم. چند بار خورد و پس از آن او پایین می آید. دست در اطراف سینه ی من، اجازه می دهد بروید. او می ایستد و grins، بوسه من به آرامی در دهان است. او mimes "متشکرم". Buttoning شلوار خود را و راست را با توجه به. جنی babbles در جهان خود را و من هیچ نظری ندارم آنچه او را از صحبت کردن در مورد. او به درب چرخش و گفت: - "واقعا خوب انجام می شود اطمینان حاصل شود که این گزارش را تکمیل خواهد شد قبل از آخر هفته!" بنابراین او می رود. نشستن وجود دارد خسته شده پس از آنچه فقط اتفاق افتاده است. یا که واقعا اتفاق می افتد؟ Nah، من باید خواب. "هی! آیا شما هنوز هم وجود دارد؟ شما غایب کل مکالمه، چه شما انجام دهد؟ "کاستی صبر جنی" که تو منو باور هرگز اگر من به تو گفتم فقط اتفاق افتاده! "

اظهار نظر در مورد واقعا اتفاق افتاده است؟