در همسر chloro من

او به من گفت به بر روی شکم دراز بکشید. همانطور که دراز وجود دارد، بنابراین او قفل شده است و فوت با دستبند به دور هر دو مچ پا. زنجیره ای بین آنها در مورد دو پا بود، به طوری که پاها می تواند کمک به به لمس است. پس از آنکه او در چند تسمه چرمی قرار داده، به عنوان قلاده سگ، در اطراف ران من قرار داده و دستبند روی مچ دست من. مچ دست و سپس در گروههای در سراسر ران ها ثابت شد. فقط یک اتصال قلاب ضربه محکم و ناگهانی و یک حلقه در lårfängslet عامل فضا. آن آسان نبود، و ما هر چیزی مانند آن را قبل از تلاش نیست. اما به من گفته بود که او تا به حال به انجام آنچه او می خواست. و من به یاد داشته باشید که او ظاهرا به بهره برداری.
ما تا به حال یک زندگی جنسی عالی است. شاید هیجان انگیز نشده، شما در مورد در رمان های دیگر خوانده، اما خوب است. همسر من همیشه گفته بود که او می خواست کمی آسان می شود تحت سلطه، و ما تلاش کرده بود. اما من شک کرد که بیشتر وجود دارد. متاسفانه من که خود تخیلی است که من برای رابطه جنسی لذت می آیند، و یا حتی خیال پردازی در مورد دیگر از عادی نیست، اما من شک دارم که او آن را بدون واقعا شجاعانه به من چه بگویید. قبل از تولد او، به او گفتم او باید انجام آنچه او می خواست با من. که او را مخفی ترین رویاهای خود را برآورده کنید. او به شما بگوید من بدون که من می خواهم که به نظر مخالف را انجام دهید: اگر او ترجیح می دهند که او با من انجام آنچه او بدون نیاز به توضیح آنچه در پیش می خواستم. من تا به حال ارائه شده است. سپس دوباره، و در آن لحظه که من او را ارائه این مقاله، او خندید ترین.
اما در حال حاضر، پس از چند لیوان تولد شامپاین، بگذارم بنابراین در sisalmattan در اتاق نشیمن buoyaged. چه خواهد شد شما انجام دهد، من با حمله هراس ملایم پرسید: به خاطر من به سختی می تواند حرکت است. پاسخ در روش نسبتا سخت spanked لب به لب آمد. آه، آه، چه چیزی شما را انجام دهد، من سعی کردم. جواب آمد در سیلی سخت تر بر روی باسن. پس از آن آمدند و یاد گرفتم به درخواست نیست.
او در زمان برخی از نفت و آن را بر پشت، لب به لب و ران ریخت. این جریان به طوری که آن را تقریبا بیش از رانها را غلغلک، به کیسه بیضه ها. دست او را نوازش و به نفت kneaded شده است. مراقبت های ویژه بر روی باسن و ران داخلی ساخته شده است. او برگشته بود و من به پشت خود خوابیده بود. سپس به من روغن قفسه سینه، شکم، ران، کشاله ران و کیسه بیضه است. کیسه بیضه دیگر، برای اولین بار نرم و راحت تحت درمان قرار گرفت و من واقعا لذت بردم از خواندن. پس از سفت، و وقتی که من موضوعات آغاز شده، او در زمان گرفتن شرکت در توپ. صدمه دیده است، اما من احساس می شد آن بسیار نزدیک به ساخت و حتی بیشتر. با دست دیگر خود را، ناخن خود را در برابر خراش خروس من از ریشه به سمت بالا. او به ناخن های خود را بر روی پوست نرم بیرون آورد و آن هم دلپذیر و دردناک بود.
هنوز با دست به سختی بر روی توپ من، او شروع به مکیدن خروس خود را. مکیدن و لیسیدن و آن را طولانی نیست تا زمانی که من بسیار نزدیک به کاربر جدید در دهان او را پس از کمتر از یک دقیقه از درمان بود. من به شما هشدار می دهد، او گفت، که اگر شما، شما را تغییر ذهن خود در یک مدت زمان طولانی به. او ایستاد و با قرار دادن یک بالش زیر سر من است. سپس او را سوار بر اسب به صورت من نشست و گربه او را لیس من ساخته شده است. مودار و بسیار مرطوب است. من می دانستم که او فکر زیادی در مورد این لحظه است. فکر همسر سخت من که خیال پردازی در مورد تسلط بر من مرا باور نکردنی شاخی. از گربه خود چکیدن بود در مقابل من و من licked تا آنجا که من می توانم. ناگهان ایستاد کمی و پایین بیش از خروس خود نقل مکان کرد. آن را به آسانی به طور مستقیم خورد. خوب و گرم بود. من تقریبا در یک بار رسید.
پسر عوضی، او گفت: وقتی که او می دانست که من آمده بود. در حال حاضر شما مجبور به پرداخت. او نقل مکان کرد به بالا و به صورت من و گربه خود را به من کاهش داد. من سعی کردم به دور، اما بین رانها من سر من در یک گیره قرار داده است. او برداشت مو و سر من را به سمت او کشیده است. لیک من، او خواست. لیس تا آنچه شما انجام می شود. لیک پیشی من پاک است.
فکر کردن به آن وحشتناک بود، اما من خودم را در وضعیت یافت و شروع به لیسیدن. من می توانم از زیاد چسبنده آن را روی دهان و زبان من احساس راحتی کنید. آیا قورت دهد. صرفه جویی در همه چیز را در دهان خود خاموش کنند، من دستور داده شده بود. هرگز من قابل درک است که بسیار در یکی از دسته وجود دارد. از گربه او را زد و آن کاهش یافته است و من تقریبا هر قطره را licked. برخی از چکیده به صورت من به عنوان او در من نشسته بود و هنگامی که او ایستاده بود. دهان من احساس پر از تقدیر است. وقتی من به پایان رسید، من فقط می تواند در پاسخ به این سوال تکان سر، او به من کمک کرد را به زانو در خود.
او گفت: مرا ببوس، بصورتی پایدار و محکم و به سمت من خم. مرا ببوس عمیق، طولانی و سخت را با زبان خود. و ما را بوسیدند]. این احساس عجیب و horniest من احساس بود. با دهان پر از تقدیر خود را بوسید بوسه چسبناک است. از چانه ام چکیدن بر روی سینه نرم همسرش شد. هر بیانیه ای که من همیشه در دهان او بود در حال حاضر با بزاق مخلوط شده و صورت او را بسیار کثیف بود، درست مثل سینه. لیک صورت من را تمیز کند. و من آن را انجام داد. لیک گفتگوی جوانان ایرانی من پاک او رفت، من بیش از حد. خروس من بود. licked سینه او، او از یک طرف در چوبی که کهنه یا پشم بر سر ان می پیچند و مانند جارو بکار میبرند من و لب های من را به سینه او را فشار داده است. با دست آزاد، او شروع به آرامی به من جک. من هنوز آماده نیست، او به من گفت تحت فشار قرار دادند و من در پشت خود، کاملا rudely. او در زمان ویبراتور کوچک در خروس خود، یک مدل است که ارتعاش، و او می تواند در برابر چوچوله او را مالش در حالی که او مرا سوار. خیلی زود او آمد، زن، زیبا و شاخی من در خوب، ارگاسم و مرطوب است. به لطف ویبراتور کوچک از شایستگی من، من باور دارم. من به ماندن، به تنهایی، با اصطبل. او آماده بود و ساعت بود. می توانست او که تا به حال به تصمیم گیری امروز.
پس از این هر چیزی مشابه تا به حال اتفاق افتاده دوباره. اما من هنوز هم شاخی در فکر که تولد دو سال پیش.

رای پنجه زن:
Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (45 رای، میانگین: 3.38 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...
ارسال به sexnovell گزارش!

نظرات خود را در چنگال همسر من است