دو دختران نوجوان بریتانیا

من برای چند سال در لندن زندگی می کردند زمانی که من 25 ساله بود. در طول اقامت خود در آنجا یاد گرفتم را به احساس بیش از حد بسیاری از مردم من می توانم دوستان تماس، که بدان معنی است که من با خودم زیادی بود تا زندگی اجتماعی بسیار بود به لاف. این بدان معنی است که پس از کار در روز جمعه، به ندرت کسی به بیرون رفتن با. این جمعه بود چنین است.

من به خانه از کار در ساعت 17:30 آمد، آن را در پایان ماه ژوئن و گرم و راحت بود. من تصمیم به خرید یک بسته شش از خانه های آبجو از مجوز خارج از محلی که 50 متر از خانه من بود. مجوز خاموش است اتفاقا راحتی یک فروشگاه کوچک مجاز به فروش مشروبات الکلی است. یک مفهوم بزرگ است که ما تقریبا می تواند در سوئد معرفی، من همیشه فکر می کردم. به هر حال، من دست کت و شلوار در من پس از کار بود، اما من کراوات را به دلیل گرما کاسته بود. در خارج از فروشگاه راحتی دو دختر بودند و آویزان. آنها byxmyndiga به سن، اما نه خیلی بیشتر است. زمانی که من پر کس به من، گفت: خوش آمدید و از او پرسید که چگونه من بود احساس بود. بله، فقط خوب است، به من گفت. سپس او گفت: "شما، شما باید در آن وجود دارد بروید، شما نمی خواهد باشد قادر به ما 2 آبجو بودند خرید؟" من لبخند زد و پرسید که چرا آنها بود برود نه در و خریداری شده خود را و آنها پاسخ داد که مالک بود می خواهم نه به آنها آبجو فروش به خاطر آنها می تواند نه نمایش شناسایی. حتی اگر آنها به حال ID، آنها به وضوح نشده خریداری شده، یک نفر می تواند فرض ... من گفتم نه، که من احتمالا می تواند انجام دهد، winked در آنها و گفت که آنها تا به حال به چند سال صبر کنید.

چند دقیقه بعد من با آبجو در دست آمد و دختران ایستاده بود. "دختران خداحافظ!" من به آنها گفتم. پس از آن پیاده روی بعد از من آمد و گفت: "صبر کنید، آقای". آنها پرسید که چه من در حال حاضر انجام دهید، و من پاسخ داد که من می خواهم به خانه بروم و یک زن و شوهر را از آبجو سرد و چیزی خاصی انجام نمی. آنها پرسید که آیا آنها می توانند با من به خانه و دیدن من چگونه زندگی می کردند و زمانی وجود دارد، امکان این که من فکر می کنم برای درمان آنها به جایی که آبجو خود را در یکی از آنها، به عنوان آنها آن را به نام "کنترل محیط زیست" است. من نمی تواند کمک کند اما در پیشنهاد خود را به لبخند وادارید. دو دختر نگاه کرد اتفاقا کاملا متفاوت است. جما - - حدود 165 سانتی متر، با موهای بلند در برخی از مدل موهای permanentad نوع یک، که آیا صحبت کردن یک خانم بلوند بود. او تا به حال یک تسمه نازک مخزن بالا که بند سینه بند را پوشش نمی دهد و در بالای جیب پیراهن، برای آن درپوش همه، یک جفت از sweatpants صورتی براق. او همه چیز شما می توانید تصور کنید، ظاهر، اگر یک دختر halvslampig از مناطق ثروتمند کمتر بود. دوستان او - کیت - با این حال، در حدود 160 سانتی متر، با موهای قهوه ای در pageboy، تنگ بالا سیاه و سفید و دامن جین. او خجالتی به نظر می رسید. ورزش curvier از این دو بود و دختر صفحه باریک تر است. هر دوی آنها کمی شیرین، اما به چهره و به دور از غیرجذاب است، به جز لباس.

من واقعا نمی دانند که چگونه از آن اتفاق افتاده است، چه آن را فقدان از مردم به اویختن با یا چه بود، اما در نهایت در تمام موارد در دختران در نیمکت من در اتاق نشیمن کوچک، هر کدام با یک آبجو در دست نشسته است. آنها به من گفتند آنها را در یک مهمانی در شب، پدر و مادر موافقت - ورزش ها - دور بودند به طوری که آنها می خواستند برای گرفتن برخی از الکل است. ظاهرا پدر او را در روح قفل شده وقتی که او رفت به این معنا که آنها تا به حال سعی کنید از راه های جدید برای به دست آوردن آن را نگه دارید، که پس از آن ناشی از آنها را برای پایان دادن به در خانه من است. ما وجود دارد در حالی که نشسته، و خود را در برابر قضاوت بهتر، من اجازه آبجو دوم آنها را، و زمانی که من در توالت بود، من فکر می کنم که یک نوشیدنی را از کابینه کوکتل است که من تا به حال انجام گرفته است. کوکتل کابینه Corelio شاید چشمگیر ترین آن را از یک بطری ودکا و یک بطری ویسکی شامل. همانطور که در زمان ما با هم fortled نشان داد که هر دو نشانه های مسمومیت، عمدتا بلوند. من به آشپزخانه رفت و برای رفع چیزی و من شنیده ام آنها را زمزمه، نجوا و نفس بریده بریده از اتاق نشیمن. دختر صفحه پرسید که آیا او می تواند از توالت قرض و رفت در آن وجود دارد. مدت کوتاهی پس از آن، از پاپ تا بلوند پشت سر من قرار داده و سلاح های خود را در اطراف من و از پشت هل جوانان خود را در برابر پشت من و می گویند: "زیرچشمی نگاه کردن یک بو!" من به نوبه خود در اطراف و او یک لبخند بزرگ در läppana و کمی براق چشم. "من فکر می کنم شما سکسی" او می گوید، با فشار دادن علیه من است. او به من بوسه قبل از من هم واکنش نشان می دهند و چوب زبان خود را در دهان من. پشت او بوسه می کنم و می کشد او را به سوی من با گرفتن شرکت در باسن خود را. دختر جوان، و عطر ارزان قیمت و زبان در دهان خود، فکر می کنم به نوجوان بی مهارت با شادی. او طول می کشد دست من است و آن را در قفسه سینه خود را و pinches به. من به خودم اجازه شود منجر به میل و علاقه و سینه او را طول می کشد و پشت خود را در برابر من خروس در حال حاضر سخت تحت فشار است. او آن را می داند و حرکت می کند، دست خود را به طوری که آن را نوازش خروس من در بالای شلوار خود را. من فکر می کنم برای یک لحظه در مورد تناسب وضعیت با یک دختر جوان اما ضربه آن را خیلی سریع به عنوان نوازشگر خود را از خروس خود را.

قبل از اینکه من دوباره زمان به واکنش نشان می دهند، او گشوده شلوار خود را پایین کشیده و زیپ. او ماهی دیک از لباس زیر خود و پرشهای آن را به آرامی. کمی شلخته، این اولین بار است که او دارای یک خروس در دست او برگزار و runkat آن نیست، البته. من او را نوازش بین پاها از پارچه صاف و شلوار تمرین. او به ناله و کمی دفن زبان خود را در دهان من دوباره قبل از او سرزده را به زانو خود را می رود، از در نظر گرفتن خروس خود را در دهان او و شروع به مکیدن به عنوان اگر او تا به حال هر چیز دیگری آن هرگز انجام نداده است. او بمکد و licks طول می کشد و آن را در همه زمان ها عمیق، عمیق به داخل دهان من. زیبایی الهی که شش بیش از شش ماه را دریافت نمی کنید و من فرزند دختر munknullar جایی که من در مقابل کانتر آشپزخانه تکیه می شد وجود دارد. "دختر خوب، مکیدن خروس من،" من به او می گویند و او به نظر می رسد تا به من لبخند می زند و گرانش ادامه می دهد. "عزیزم، من می خواهم به شما دمار از روزگارمان درآورد"، من به او می گویند. او ممکن است "UH-آه" و حرکت سر خود را کمی قبل از او بمکد حتی سخت تر است. من به او می گویم که اگر او را متوقف کند، اما او طول می کشد هیچ اطلاع قبلی و به زودی به من squirts در دهان و صورت خود را. او چلچله ها بیشتر از مایع منی، کمی شلخته و لبخند به من. پشت سر او می ایستد در حال حاضر کیت به عنوان گسترده نگاه چشم در زمانی که دوست خود را فقط مکیده صحنه و لباس شخص با آبجو سرد است. من به او و به او چشمک می زند لبخند بزنید. او حیرت زده بیشتر به نظر می رسد. "، گفت:" ما باید برای رفتن در حال حاضر ورزش ها که در حال حاضر خود را در یک موقعیت عمودی. "تشکر از شما" او می گوید. من آن را که باید تشکر می گویند. "ما را دو آبجو از شما،" او می گوید که قبل از آنها هر دو به. قبل از درب پشت سر آنها بسته، من می شنوم سبزه را به دوستان خود بگو: "من نمی توانم باور شما را انجام داد، من نمی تواند فکر می کنید این کار را انجام دادیم!"

که کل uupplevelse سورئال بود اما چه کسی شاکی است؟ مکیده شده توسط یک دختر نوجوان با انگیزه بدترین نیست.

چند هفته وجود دارد و پس از بازی این رویداد در ذهن من چند بار من فکر کردن درباره آن را متوقف. من بر روی نیمکت در ناهار یکشنبه پس از یک شب سخت دروغ را با برخی از چند تا رفیق داره بلکه در من بود و زخم لیس. دادن اثر باقی مانده را آغاز کرده است و من تازه باران در شورت و تی شرت و لباس پوشیدن. سپس حلقه مفت. من باز شده و کیت، سبزه با pageboy. من کمی تعجب، و ممکن است تنها به "سلام". کمی خجالت چگونه است او می پرسد و به آنها می گویم من در مورد شب روز قبل. او به من می خندد و می گوید که او فقط می خواستم به "بررسی که چگونه شما در حال انجام است. "بیا، من به او می گویم و ما رفتن و نشستن بر روی نیمکت. "آیا شما می خواهید چیزی؟" من او را می پرسند. "فقط آب،" او می گوید. "بدون آبجو امروز؟" من پرسید، لبخند بر لب. "نه، آب خوب است" او می گوید.

من کنار هم نشسته بودند به او و او می پرسد چه چیزی باعث این سایت بازدید می آید اگر به ارائه آبجو وجود دارد. او پیچ کمی در خود و جرات کاملا برآورده نمی زل زل نگاه کردن من. سپس او شروع به صحبت کردن و می گوید: "زمانی که من دیدم شما و جما، من کمی شوکه شده بود. او گفت: او را خروس خود را قبل از ما رفت خورد، اما من فکر نمی کنم او در واقع آن را انجام دهد. "او کمی دیوانه" او نتیجه حکم است. "بله، اما در حال حاضر او این کار را کرد،" من گفت، تا اگر به اشاره آشکار است. "دوست داشتم ببینم که تو داری،" او گفت. "خوب"، من گفتم: "آیا شما فقط لذت بردن از تماشای و یا شما نیز گاهی اوقات دیوانه می شود؟" او در پاسخ می کشد و ناراحت کننده به نظر می رسد، او می خندد کمی تیره و تار به من گفت: هیچ چیز. : "شما می دانید" من می گویند، "شما در واقع دو نفر از شما که من فکر می کنم cutest." "تو واقعا یک دختر زیبا". تعریف اثر مورد نظر، و او می خندد، این بار بدون هیچ گونه تلاش. ما به دنبال هر یک از دیگری در چشم و بعد از چند ثانیه تا یک دست روی پای او قرار داده است. من او را نوازش به آرامی از زانو تا اواسط ران. او باعث می شود هیچ مقاومت بدون نگاه من در چشم با چیزی است که می تواند به عنوان یک مخلوطی از ترس و تحریک مستقیم. من سکته مغزی او را به آرامی بر روی گونه و کشیدن او را به آرامی به سمت من برای یک بوسه. او به من در دیدار نیمه راه و بوسید مرا به آرامی، تقریبا بدون باز کردن دهان خود را. من همچنان به بوسه و نوازش او، و به عنوان مثل او سبک و بوسه من برگشت. او را بکشد من نسبت به من و او را روی زانوی من نشسته است. او قرار می دهد سلاح های خود را در اطراف من و بوسید من hungrily. MMM، جوان، دختر زیبا در دامان او. من سفت و نمی تواند کمک کند، اما قرار دادن دست خود را بر سینه شرکت خود را در مقابل ران خود را. من اجازه دادم و دست خود را به اسلاید در زیر دامن خود را تا بیدمشک او به من برسد. او خود را گسترش می یابد به آرامی بر روی پاها، دختر بچه و اجازه دهید موش جوان او مرا نوازش توسط ایمان پارچه. او در حال حاضر مرطوب و پس از نوازشگر شرکت آن است که شلوار بیش از حد در محل انشعاب بدن انسان مرطوب است.

من شروع به لخت کردن او. به آرامی و با دقت. بالا می آید و سینه بند را با یک دست پشت سر خود را جامعی است. که به تماشای چند تنها، جوانان نوجوانان شرکت. او glosses سینه ها را با دست او را حتی پس از تعریف در مورد او را "سینه های زیبا" او به عنوان دست خود را کاهش می دهد. او بوسه من بر روی گردن و کار راه من تا زمانی که من در نهایت مکیدن نوک پستان را در دهان خود است. جوانان ثابت به مکیدن، لعنت چه یک سفر بزرگ! من پایین کشیدن زیپ دامن کوتاه خود را. او از من سابقه حضور در مقابل خروس سخت من با حرکات ریتمیک و فشرده است. او می کشد خاموش پیراهن من و مالش سینه ی من قبل از اینکه او دوباره دفن زبان خود را در دهان من. سپس او جرقه بزند تا شلوار من و در تلاش برای بدست آوردن دیک من است. کمی شلوغ است، بنابراین او را به من می پرسند که برای ایستادن در حالی که من را خاموش شلوار و لباس زیر من. او خیره در خروس سخت است و می تواند چشم خود را خاموش آن را ندارد. من به او می گویم به روی زمین زانو زدن در مقابل من است. او این کار را بدون در نظر گرفتن چشم خود را خاموش خروس خود را. دست کوچک او را قرار داده و آن را بر روی خروس خود است. او آن را در آغوش گرفتن و با شروع حرکت غیرعادی را به حرکت تند و سریع آن است. این خوب است و من نمی تواند کمک کند اما من ناله فرار، چیزی او طول می کشد به عنوان تشویق به ادامه. "لیک آن، آن را خورد!" من به او می گویند. او به صورت دقیق و همچنان به آن خیره، پس از آن او شروع به آرامی به آن را لیس به بالا و پایین شفت کل. "بیا، آن را در تو عسل دهان" من به او می گویم. او دهان کمی باز می شود و شروع به آرامی خورد. او آن را sucks اگر آن را به عنوان یک بستنی بودند، و بدون استفاده از دندان. دختر! : "اوه آره، عزیزم،" من می گویم، با بهره گیری از به کمال است. "خورد آن، آن را خورد!" او می رود و بمکد و بمکد در حالی که او می بندد چشم خود را به برای این کار است. من شروع به احساس احساس آشنا و به او گفتم که اگر او ادامه می دهد، من به اسپری است. مانند دوست خود و - احتمالا تا او را کپی کنید - بنابراین او را متوقف نیست، بلکه ادامه suganden با دیوانگی حتی تا من را در دهان خود را با بالاترین میزان زمانی می آیند. او تلاش می کند نیمه دل به بلع مایع منی جریان به سرعت پایین گوشه از رودخانه سفید بلند او است. بسیاربد سکسی و شهوتی، کمی بی گناه است - و در حالی که نه به عنوان بی گناه - دختر نوجوان او به نظر می رسد. "بود آن را خوب است؟" او می پرسد: "اوه آره" من استراحت. "افسانه!" او لبخند زد و پاک دور از مایع منی از چهره با T-پیراهن من است.

او را بکشد تا به موقعیت ایستاده و قرعه کشی با یک تکان پایین بنتس سفید خود را. "دراز بکشید،" من به او می گویم و او به من می خواند. من پس از آن به آرامی او را در سراسر بدن، گردن، از طریق جوانان خود را به عنوان من در munnnen خورد، پایین در سراسر معده صاف و در نهایت به بیدمشک خیس بوسه آغاز خواهد شد. از آنجا که هیچ کس او را licked قبل از او را می سازد تلاش نیمه دل به من را متوقف کند، اما من حذف دست او، خواست من آن را به خوبی برای او است. او اجازه دهید خود را با آن راضی است و من به آرامی شروع به لیسیدن بیدمشک نوجوان خود را مرطوب است. او پرشهای اولین تماس اما با گرفتن شرکت در ران خود را بین پاهای او را دفن چهره ام. او ناله و بسته چشم او، انگشتان دست خود را از طریق مو من و مکیدن یکی از انگشتان خود را در دهان او. ما در 10 دقیقه خوب ادامه می دهند، اما همانطور که همه ما می دانیم که می توان آن را سخت برای رسیدن به یک دختر نوجوان آمده آسان است و این قاعده مستثنی نیست. او به نظر نمی رسد در راه خواهد بود، بنابراین من را متوقف لیس گیری. من فقط خیساندن مرطوب در صورت و من خودم در حال حاضر استفاده از T-پیراهن پاک کردن. من ماهی کاندوم به سرعت به عنوان چشم و نخ آن را بر روی خروس خود را قبل از اینکه من خودم را در او قرار داده است. در نهایت، من به فاک دختر بچه. من خروس من در مقابل سوراخ قرار داده و نفوذ او را بدون مشکل. او باکره نیست، بلکه از طریق بیش از حد نبوده است. ترس در چشمان او هنگامی که خروس خود را به او نفوذ می بینم. او تنگ و مرطوب و گرم و بیدمشک tightest خروس است. من شروع به آرامی او دمار از روزگارمان درآورد، و او به زودی با شوک من با باسن خود را. msgstr "" "شما خیلی تنگ، دختر کوچک گفت:" من به او بگویید که در آن من بود او را لعنتی. او گفت: "تو مرا خیلی شاخی من همچنان. او به من بوسه و خروس در هر شات را دریافت می کند. پس از مدتی، من را متوقف لعنتی او قبل از من آمده است. من بلند بدن بلند و باریک خود را به عنوان او را سوار بر اسب من نشسته است. او قطره و پایین در دیک خود را با سهولت اعتراضگر هر بار من از او پایین است. "من عاشق این" او در میان ناله کسانی است. من بیش از حد ... وقتی احساس خزنده شروع به نشان می دهد تا او را بلند کردن است. عروسک فاک من کمی که من می توانم به پیچ و تاب و به نوبه خود در راه من می خواهم. من از او را به ایستادن بر روی چهار دست و پا. من به او نفوذ دوباره از پشت و گرفتن شرکت در باسن او را طول می کشد. من شروع به او دمار از روزگارمان درآورد سخت تر و نفوذ عمیق به او در هر یک از شوک است. من اجازه دادم و او را در هر راه را کنترل نمی کند بدون اینکه او را از پشت درست مثل این است که سخت و بی رحمانه که شما می خواهید به فاک زنان گاهی اوقات، اگر چه آن را به خوبی ممکن است سوال این خاص یک زن هنوز او ناله با صدای بلند و به طور ناگهانی و بدون هشدار، او را. "بله، بله، بله!" او فریاد می زند و از او heaves برگشت قبل از او می شود لنگی و حلق آویز بر soffryggen. من درک می کنم که او می آیند و پمپ را به خودتان بگیرید. من جهش و جهش و جهش از کاندوم در هنگام اوج لذت جنسی. من بدن در بالا از او قرار داده است و بوسیدن گردن او در حالی که استراحت من است. بدون شک فقط آنچه bakfyllekåt آنها نیاز وجود دارد.

کیت تمام بعد از ظهر در آنجا ماند و ما هم برای چند ساعت بیشتر از لعنتی تا به حال قبل از او روی پاهای لرزان بود به خانه رفت. او به من قول می دهم هرگز برای گفتن به دوست خود را اگر من او را دیدم. نگاه واقعا تنها دوست در یک مرحله بیشتر، از راه دور، و به سادگی قابل تشخیص بر روی شلوار براق، تمرین صورتی. کیت و سپس؟ خوب، او به من آمد اغلب پس از آن زمان و به مکش و ماشین فاک است که من در حال حاضر ده سال بعد به عقب نگاه با شادی و horniness. آخرین باری که ما ملاقات کرد، بنابراین او تمام شب را در آنجا ماند و قلم مدرسه در روز بعد برای او، که او آن را قرار داده است، می خواست چیزی است که من به یاد داشته باشید به شما می دهد. " او انجام داد. به طور کامل.

گونار

1 پاسخ به "دو دختر نوجوان بریتانیایی"

  1. Biggles:

    داستان!

نظر دو بریتانیایی دختران نوجوان