بی گناه شفاف

داستان در مورد یک نگاه بی گناه است که تکامل یافته به sexupplevelse زیبا و گرم

مایکل در آونگ اوپسالا فرو نشست و در خواندن صندوق پستی خود را در آی فون خود را متمرکز بود، چند ایمیل بود که او چند روز پیش منتظر. او به سختی متوجه قطار شروع به نورد و هنگامی که او به اطراف نگاه او متوجه شد که قطار پر بود، مردم در راهرو ایستادند و قطار ظاهرا شده بود و فقط کمی با تاخیر، اما تاخیرهای. یک نگاه سریع در تماشا کرد او را نا امید ساخته شده، تاخیر 18:13 بیش از 30 دقیقه بود. دوستان شام او هنوز هم باید به صبر قابل توجهی وقتی که او قطار قبلی گرفته شده بود. آه بعد، او در داخل تبادل ایمیل خود را دوباره.
- Märsta بعد فریاد زد: هادی از سخنران
مایکل شروع به پریدن کرد و در مقابل مسافر نگاه کرد، دختر جوان با موهای قرمز لبخند زد shyly بازگشت و او می تواند احساس هوا تقریبا از او رفت. دارای موی سرخ به سرعت تبدیل به دور و بر روی کامپیوتر خود کار خود ادامه داد.
مایکل احساس احساسات او شورش از درون، چگونه ممکن است خیلی ناز و سکسی در نفس است.
دختر که او را با دقت تماشا سن 25 سالگی بود و بیگناهی خود را از وحی او، هنوز تعریف نشده، از خود آگاه بود. تلفن او زنگ زد و او را به کسی که در مورد کار که او نیاز به کمک سخن گفت، به نظر می رسید تماس گیرنده می شود و در مورد اما هنوز هم در دسترس برای کمک به درخواست خود را هنگامی که آن بود småakut او را به این گوشی گفت.
مایکل راست در چشم او گرفته شد، او در او با چشمان آبی او نگاه کرد و او می دانست که چگونه او را از طریق تلاش خود را برای عمل به هر جهت دیگر دیده بود. کمی خجالت، سرش را از پنجره بیرون و نگاه در چهره اش در تاریکی خارج وجود دارد منعکس شده است. بطور غیر منتظره، به او احساس کردند که او وحی او شده بود در زندان و در حالی که او می دانست که او احتمالا او را به عنوان "مرد بیمار پیر مرد در سن 40 سالگی طبقه بندی شده است.
- Knivsta بعد فریاد زد: هادی و اندیشه های مایکل با او رفت. او پیش بینی که چگونه او را به بالا و کشش به خوبی آموزش دیده خود بدن و سینه گوشتالو او علیه پیراهن او تنگ بود. سرعت رعد و برق از طریق بدن خود را برای شهوت. چشمان او در ملاقات خود را دوباره و این بار آنها را در چشم های یکدیگر را برای نیمه دوم باقی ماند. در حال حاضر او را دیدم که گوش خود را با گوشواره های پلاستیکی ارزان بود که به سلیقه خود، چشم خود را بر سینه او سفر تحت پوشش قرار گرفتند، و او چه زیبا بدن او به حال مجذوب شد. ناگهان او رسید و قسمت بالای بدن خود را صاف است. زیبا او کمر باریک و سینه کامل در برابر پیراهن او ایستاده بود و در حال حاضر او را دیدم چه زیبا بود، یک زن زیبا به سادگی.
مایکل می دانست که چگونه خجالت او ظاهر او را مجذوب شد و متوجه شد که سخت او را به کردهاید. او در چشم او را نگاه کرد که چگونه خود را در جهت خود نگاه کنید و در حال حاضر او متوجه شد که چگونه او را با چشمان خود را unmasked شده بود.
او دست خود را بر اساس بند سینه بند خود کشیده و به تسمه شانه های باریک سیاه زیر پیراهن سفید تبدیل شده است.
باز هم مایکل نگاه در چهره ی زیبای خود و در حال حاضر او رسید پشت بازوی او را و او را پشت و خش، غیر طبیعی طولانی خودش را خراشیده و به سرعت نسبت به مایکل نگاه کرد.
او فکر کرد که: "من فقط باید تصور کنید که او به من به نظر می رسد، تلاش خود را در صندوق پستی خود را غوطه ور دوباره. در کشش بین Knivsta و اوپسالا، او آن را به روند غیر طبیعی طولانی خراش در پشت و در نتیجه در معرض سینه زیبای خود را در برابر پیراهن تنش. در حال حاضر مایکل کاملا متقاعد شده بود که او بیمار پیر مرد و fantasizing فریبندگی غیر قابل مقاومت او در جنس مخالف بود.
- بعد اوپسالا هادی فریاد زد:
بسیاری از مردم تصمیم مایکل به عجله کردن را با لباس های زمستانی وجود دارد، اما صبر کنید تا بهتر با اتاق لباس پوشیدم.
در مقابل دختر به سرعت بر روی لباس های خود بود، جذاب قرمز کلاه کشباف و یک دست کت و شلوار زرق و برق دار روسری او فقط خوب است.
قطار متوقف شد و همه شروع به حرکت می کند، به طوری که حتی دختر در سراسر خیابان.
خوب، کلمه مایکل فکر و شروع به لباس پوشیدن قدیمی بیمار است. او برگشته بود او را دیدم که او در طرف دیگر نشسته بود و کیسه خود را به نزدیک کسری از زنجیره. تا در نهایت آن را فقط مایکل بود و او را در اطراف مکان هایی که آنها نشسته بودند ترک کرد.
مایکل به او نگاهی کردم و گفتم: "بچه های خوب باید دختر زیبا بوسه"
"ببخشید، گفت:" مایکل کمی shyly
"آیا من باید به شما را برای ناهار دعوت گاهی اوقات؟
دارای موی سرخ به او نگاه کرد وحشت، قابل ملاحظه ای خجالتی بود و قبل از پاسخ دادن به تردید
"من می خواهم دوست دارم" او مستقیم به چشمان او نگاه و چرخش از احساسات را در چشمان او
مایکل دستکش خود را در زمان خاموش برگزار شد و دست خود را خارج
"مایکل نام من است، متاسفم برای pushiness من است، اما شما بسیار زیبا هستند که من آن را از بقیه زندگی من پشیمانی اگر من حداقل شما در مورد ناهار خواستم
Annelie "دختر پاسخ داد:
او گفت: "احتمالا چشم شما زیبا ترین من تا کنون دیده ام، بیشتر او به سرعت قبل از قرار دادن چشمان خود را
مایکل و شرمنده شد و ناشیانه کارت کسب و کار خود را حفر
چشمان خود را به طور خلاصه ملاقات و مشخص شد که آنها هر دو به درستی سردرپیش
دست او را گرفت کارت کسب و کار خود و سکوت گرفت
- تماس و یا ایمیل من را در راحتی شما، آن خواهد بود که واقعا زیباست
من این کار را انجام دهیم، او مردد و ادامه داد: - من شما را، با شب خوبی داشته باشید.
او برگشته بود و سریع راه می رفت به سبد خرید
مایکل pushiness او متعجب شد و متوجه شدم که او در عجله برای صرف شام خود را
با عجله او تا لباس پوشیدن و به سرعت به سمت مرکز Lotta و در منتظر راه می رفت
شام بود زیبا و بسیار تسکین دهنده، افکار مایکل تمام شب جلسه او در گذشته در قطار تبدیل شده و متوجه شد که او را برای تماس های خود آرزوی
شب شروع به رسم نزدیک، تلفن زنگ زد و او متوجه شد که باید او را هنگامی که او عدد را به رسمیت نمی شناسد
- هی، این Annelie، من مختل؟
- نه، چه سرگرم کننده که با شما تماس، پاسخ داد: مایکل، و از شرکت او به صحبت دست نخورده
- آیا می توانید برای بیش از یک فنجان چای؟ من می دانم که این اواخر، اما من می توانم امشب دیدار ما اجازه نمی دهد
- مسلما، چگونه می توانم شما را پیدا کنم
Annelie آدرس را به او داد و به سرعت مایکل دوستان خود را برای یک زمان مناسبی از ایشان تشکر شده است
در طول پیاده روی کوتاه او احساس بدن او اشتیاق به تجربه لحظات شدید و گرم با Annelie، اگر چه او هیچ ایده چگونه آن را خواهد توسعه
پس از بازگشت در Annelie مایکل گفت که او یک دانشجو بود و به تحصیل در رشته حقوق، او را در آپارتمان دانشجویی زندگی می کردند و در مورد به اتمام پایان نامه خود را و به دنبال کار در سراسر
Annelie بود دوش اخیر می دهد و بوی هماهنگ زیبا، آنها صحبت کرد در حالی که قبل از Annelie ناگهان گفت:
- آیا می توانم شما را مایکل دوش؟
مایکل احساس او سوال او متعجب شد
- البته، شما باید یک حوله برای من؟
- در حمام است، من یکی به شما ارائه
او خم به جلو و دهان او را بوسید و از او کشیده به آرامی به سمت حمام و درب را پشت سر او بسته شد
به سرعت او را پاره کردن لباس های خود را و متوجه شد که آلت تناسلی خود را سفت و آرزوی برای اطلاعات بیشتر
دوش سریع، جایی که او نیز به قرض تیغ خود را زینت خرد کوچک که خود را در توپ ایجاد و اندام سخت
مایکل محو شد و با بدن خود به خوبی آموزش دیده راضی، فقط شش ماه قبل از توپ مزاحم موجود در بالای بند تنبان، در حال حاضر از آن رفته بود. هنوز هم قابل رویت نیست، عضلات شکم اما بازو به خوبی و عضلات شانه است.
مایکل درب با حوله پیچیده به دور کمر خود باز کرد، او ایستاده Annelie طول بدن بیش از یک آینه لباس در بدن دوست داشتنی به رنگ سفید نگاه افزایش بدن زیبای او
به او تبدیل شده بود و در لباس شب پانسمان خود را در ابریشم کشیده و به گرمی لبخند زد
- من می خواهم شما را به مسواک زدن دندان های خود را نیز، شما را تراشیده پایین وجود دارد؟
- آه، بله، منظورم این است که من تراشیده و من می خواهم به مسواک زدن دندان های خود را
به سرعت، او تبدیل به اطراف بیاندازید و دیدم یک مسواک جدید با دروغ های روی سینک
در سالن دوباره لبخند زد Annelie فقط فوق العاده و به چشمان او نگاه کرد
- آیا من می توانم به شما کمک کند به اوج لذت جنسی، من می خواهم یکی با شما
مایکل دریافت kåtslag و جنسی خود را خود را تحت اومدی بیرون ببینی حو له ات نشان داد
- بیا و دریافت من، به من در مورد زنان و لذت آموخته ایم
مایکل رفت تا به او و دهان او را بوسید، او بوی تابستان و دست او را نوازش پشت برهنه خود را
هر کجا که دست هایش را بالا تولید می رفت ضربه الکتریکی در بدن مایکل
او لباس بلند و گشاد خود را باز کرد و پشت و کمر او را نوازش بازوانش فر دور گردن او و او بدن خود را در مقابل خود را تحت فشار
او حوله خود را کشیده و به زانو در آمدند پایین و خروس سخت خود را به داخل دهان او را گرفت، به آرامی او، بگذار آلت تناسلی خود را در میان لب های او. مایکل موها و گونه او را نوازش
به آرامی، با لبها، زبان و دست کار می کرد، منظم را نوازش می خروس خود را که در حال حاضر با سختی ached
او توپ های خود را در دست خود گرفت و فشرده آن را به عنوان او به او مکیده
مایکل به او احساس با صدای بلند داد بزنم و آرزوی نوازش مهبل (واژن) خود را با دهان خود را
او را در آغوش او برداشته و بوسید او را با شور و حرارت، آنها بودند بر روی مبل خود را، و او بدن خود را گشوده، به آرامی او آن را کشیده تسمه شانه او را نوازش میداد و برای اولین بار مجسمه نیم تنه سنگین خود را در خارج از bodysuits. او اندازد bodysuit او و بدن فوق العاده بود از زیر [درختان]
نوک سینه های او بزرگ و قرمز تیره، معده خود را صاف و باب روز بود، کمر خود را به زیبایی بر سینه او شکل گرفته بود، الاغ او را به شرکت و فقط به اندازه مناسب بود. رشته موهای ناحیه تناسلی را ایستاده بود در مقابل پوست رنگ پریده و معده خود را در یک خال مادر زادی بزرگ بود
درست بالای رحم او بود intatuerad دلفین، کمی در رنگ آبی تیره
مایکل اجازه لب ها و دست های خود را کشف بدن خود، زبان خود را نوازشگر هر گوشه قابل تصور و دست نوازش پوست پر از دست انداز خود را که به وضوح گرم بود به عنوان یک زن شهوتی می تواند
مرگ رحم خود را او به نوازش لب خود را به عنوان او را با تراوش کنند خود را خیس بود، او واقعا مرطوب و متورم است. در نهایت او را بوسید این گل زیبا و معطر و زبان خود را به سقوط در بین پاهای او را اجازه داد. Annelie لرزید موضوعات آغاز، و با صدای بلند، مایکل نوازش چوچوله او و انگشت با مته سوراخ به داخل و در سراسر منطقه در اطراف نقطه G بازی
ناگهان ایستاد و در تمام چهار دست و پا ایستاده بود در مقابل او
- لعنت به من، من می خواهم تو به من نفوذ کرده و نوازشگر گربه من
مایکل بر روی چهار دست و پا کردم و اجازه دهید دست خود را نوازش باسن، ران و کمر و قبل از او به آرامی او را در باز کردن او را به طعنه، Annelie سعی کرد به شلیک به زانوی خود را در اطراف خروس سخت خود. مایکل ساخته شده روشن که او چگونه بود فرمان
تا سرانجام او اجازه پیروزی او و او می دانست که او چگونه کلاس خود را در رابطه با رحم او را بغل گرم و مرطوب بود
Annelie بلافاصله شروع به فاک او، مایکل نوازش clit او و اجازه دهید انگشتان خود را لیس او. Annelie در حال حرکت بود بیشتر و بیشتر شدید، و مایکل می دانستم که آنچه او در مورد به از دست دادن کنترل ارگاسم، او از جیبش در آورد و بر پشت خود دراز
- من از شر او گفت، و او را به او کشیده
Annelie او را straddled و او دست خود را بر سینه شگفت انگیز او که seductively به عنوان حرکات او را تحت تأثیر شکل گرفته است. مایکل احساس ارگاسم خود را تحت فشار قرار دادند و او بیرون کشیده و سینه خود را علیه او کشیده، تصمیم گرفتند که او مکیده clit سخت خود را به داخل دهان او به عنوان او را straddled. او مکیده و licked او را تا زمانی که او با لذت فریاد زد و او می تواند احساس گربه او را پاره اوج لذت جنسی، در نهایت او را تحت فشار قرار دادند سر خود را روی تخت با گرفتگی عضلات و سر او را لرزاند به عقب و جلو فرو ریخت. او برداشت آلت تناسلی خود را و نوازش خروس خود را در حال حاضر سنگ سخت بود و قادر به از هر چیز
- لعنت به من، به من اسپری، سرقت کردن، من فقط می خواهید برای دیدن زیبایی خود را از طریق دانه. من عاشق بو و طعم و مزه عشق یک مرد زیبا در شکل مایع منی است. زیبا ترین لحظات را تجربه کرده ام
مایکل دراز پشت سر او و او را از پشت در طرف صورت گرفت، برگزاری یکی از پاهای او را و سخت او را تموم. وقتی که به ارگاسم نزدیک شدن او کشیده و Annelie ایستاده بود بالا و مجبور کرد او را به گشاد گشاد راه رفتن سینه او و munknullade او را تا به اوج لذت جنسی شگفت انگیز، که در آن او اجازه دهید او را به دهان او، او با ظرافت با خروس خود را ایفا کرده است و تاکید بر احساسات اوج لذت جنسی در راه است که قرار داد او پیش از این هرگز تجربه. Annelie ایستاده بود و دهان او را بوسید، بذر خود را بین خود به اشتراک گذاشته و ذخیره کردن مدت زمان طولانی به تماشای چشم های یکدیگر را قبل از آنها دوباره معشوق. این بار شدید تر بود و مایکل در دامان او آمد او را سوار بعد از ارگاسم خود را نوازش خود را با دانه اش جریان بین دو پای او بازی
شب اول خود بود و در واقع عشق را از شروع سفر که حالا بعد از 1 سال به پایان نرسیده است
با تشکر از گرمی و شادی خود را Annelie، شما هنوز هم سکسی زن بر روی زمین
/ مایکل شما

2 پاسخ به "نگاه بی گناه

  1. میانگین پستها در طول lundberg:

    خارج 10 از 10

  2. میانگین پستها در طول lundberg:

    نظر در مورد سخت اما گلدان کامل جک

نگاه بی گناه به نظر