دیدار با Lisen. بخش 4.

بخش 4.

AV.

سر Gote فریمن

هنگامی که از خواب بیدار شدم صبح روز بعد (صبح) و به دنبال من می بینم که ابری سنگین و باران در هوا است، به طوری که آن را فراموش حمام. ماهی می تواند انجام دهد، اما این امر می تواند سرگرم کننده برای با Lisen شنا بیش از حد. من فکر می کنم به هر حال.
پس از خوردن صبحانه ام را در آرامش و سکوت من به پایان رسید، تصمیم به استفاده از روز را در اطراف مغازه و به اطراف نگاه کن کمی، من، بعد از همه، در اینجا به عنوان یک گردشگر است.

من پس از یک میلیون به یک جامعه کوچک می آیند، و من نوشتن آنها چه می گویند. اگر من ولا من دور بودند، من، من همیشه می توانید جهت وجود دارد، پس من قطعا خواهید به من.

از آنجا که من در وسط از bonnvischan هستم بسیار به نگاه وجود دارد، بنابراین زمانی که می بینم نشانه ای که می گوید: "مواظب" من درایو است.
بله، در آنجا من دیدم. ابرها چنان کم است که آن را مانند راست پایین به یک کارتن شیر باز است، آویزان است و سپس آن را باران بیش از حد.
بعد از چند ساعت shilly shallying اینجا و آنجا در باران، من در همه موارد به یک شهر کوچک (دهکده) جایی که من در مناسب اواخر ناهار و شام را زود بخورید، در عین حال.
از خواب پاشی و ببینی که زمانی که من راه رفتن را به یکی از کسانی که سینما جایی که آنها را اجرا فیلم را دوباره و دوباره. یک کمدی بسیار خنده دار سوئدی پس از آن دو بار من را ببینید. در حالی که من می نشینم و کسی را دست انداختن من در مورد چه هولناک آن ترجمه شده است. لعنتی، translator've از دست رفته در هر نقطه، اما نروژی ها بخندی به هر حال. در هر صورت آنها را در درک سوئدی، و یا به طوری که آنها هیچ ادعایی بیشتر به طنز است.

وقتی که من از سینما شروع به دریافت تاریک است، بنابراین من به اتومبیل کنید و به "خانه" است. بعد از حدود 10 میلیون، من می دانم که هنوز من را به رسمیت نمی شناسد، بنابراین من متوقف و از آنها بخواهید برای جهت، سپس آن را به 10 مایل رانندگی دوباره، البته من سوار راه اشتباه است. خوشبختانه من نوشت به نام جامعه است.
در حال حاضر از آن زمین سیاه و سفید در اطراف خودرو و ابرها آویزان آنقدر پایین است که آنها تقریبا بر جاده واقع شده، و بنابراین آن را در بالای هر چیز و همه چیز spöregnar.
حداقل جامعه من دنبال وجود دارد. من در کیلومتر شمار اتومبیل و غیره، بنابراین من راه را تا چادر را از دست ندهید، اما آن را به وضوح می کند به هر حال. لعنت آن است. فقط در اطراف چرخید و رانندگی دوباره. وجود دارد! نزدیک بود، من از دست رفته را دوباره، اما من به آرامی بیرون راندند.
من از خودم پرتاب خودرو به طور مستقیم به چادر، اما هنوز هم خیس است. این فن را در چراغ در این آب و هوای تلخه وصل می شنوید. من دروغ می گویم و به جای خواب به طور مستقیم.
Nattpissar می توانم در یک لیوان یکبار مصرف که من فقط در خارج از چادر خالی، قبل از من به "کیسه خواب" برای شب خزیدن. بنابراین من در حالی که دروغ و فکر از Lisen، و اگر باید وجود داشته باشد ادامه ماجراهای ما، قبل از خواب رفتن است.

صبح روز بعد خورشید دوباره خواهد درخشید، و پس از صرف صبحانه، چیزهای ماهی من را پایین می رود و به مزرعه ای که اوله است و تراکتور قدیمی خود را شستشو، و در حالی که او آواز خوش و خرم. این هیچ چیز به جز ادای سوگند بار اول آن بود.
پس از سلام، من می گویم که من در نظر خودم ماهیگیری و badtur را دوباره، اما من یک کمی از راه مطمئن نیستید، بنابراین اگر Lisen می تواند به من یک بار دیگر خواهد بود خوب نشان می دهد.
- بدون نگرانی می گوید، اوله، و بنابراین او yells "Lisen" به طوری که آن را بین خانه های تکرار.
این بار ما در خارج وجود دارد، بنابراین من لازم نیست که در مورد برخی از سقف nerrasande نگران باشید.
فقط شنیده صدای Lisen:
- بله پدر، آنچه در آن است؟
او برای تلفن های موبایل کمی تحریک شده، بنابراین من تعجب می کنم که چه نوع از کار او برای پایان دادن به.
- بیا اینجا.

من در پشت تراکتور ایستاده تا او را نمی بیند، اما وقتی که او دارد می آید و می بیند من او چراغ چهره او تقریبا می تواند با خورشید رقابت، در حالی که او مهم نیست.
- سلام Gote.
- سلام Lisen. خوشحالم به شما را دوباره ببینم.
در تعجبم که اگر او blushes کمی دشوار است، اما آن را در چهره آفتاب را ببینید.
- شما می توانید را همراه Gote می آیند و نشان دادن راه به دریاچه دوباره. او مطمئن است او می تواند پیدا نیست.
- بله پدر، لطفا. من فقط کت و شلوار حمام خود را گرفتن.

در حالی که Lisen لباس حمام خود را به تماشای اوله جدی به من و حالی او grins، او می گوید:
- و شما به نوعی به Lisen و ساخت برخی از کارهای احمقانه با او هستند.
- آیا شما به من شوخی، اوله. چگونه می تواند شما را باور کنم که جرأت انجام کاری با بسته نرم افزاری ماهیچه ای خود را به دختر. من ترجیح می دهم خانه به سوئد در یک قطعه دوباره.
همان برگشت Lisen، اوله و می گوید: خنده:
- آن را برای تلفن های موبایل، با شما و رفتن به شنا کردن در حال حاضر. و پس از آن نیز به همین خوبی که شما بماند و به او راه بازگشت به خانه نشان می دهد بیش از حد، Lisen، بنابراین او خود را از دست داده است.
- بله پدر، من را خوشحال می کند.
- این زمان نیز به زودی ناهار را برای شما در حال حاضر، اوله، من بخواهید.
- بله، چند ساعت.
- خوردن و Lisen ماهی کبابی در دریاچه وجود دارد، بنابراین شما به خانه نمی رویم فقط برای اون.
- خنده های خوب اوله، بنابراین وعده غذایی در matvraket ما را نجات دهد.
- بابا، آن را خوب نمی شود گفت، آجیل Lisen شده کمی اسیدی، در حالی که اوله فقط خندید.

ما می توانیم بیش از در جنگل نگه داشتن به طوری Lisen پرتاب کردن تی شرت خود را با کلمات:
- خیلی داغ است، بنابراین من بر روی لباس های خود را کمی ساده تر است.
- استراحت خود را بیش از حد، می دانم.
- نه، تو دیوونه ای.
- خب، من می دانم آنچه شما مانند بدون لباس.
- شما، بله، اما می تواند شخص دیگری.
- مرغ
- آن را تماشا آن، بنابراین شما نمی مضروب.
اما از آنجا که Lisen خنده در چهره اش هنگامی که او آن را می گوید، من می دانم که او به معنای کسب و کار.

Lisen مانند زمان جلوتر از من گذشته با تی شرت من در دست او که در آن شلوغ است، و مثل آخرین باری که اینجا ما رفت، او را دور می زنند اغلب به هنگام صحبت با من، و نشان دادن ungflickskropp فوق العاده خود از جهات مختلف است.
من در حال حاضر او را مورد مطالعه از نزدیک زمانی که او به طور کامل برهنه بود، اما به نوعی از آن هنوز هم هیجان انگیز است برای دیدن بازی لب به لب عضلانی در طول این شلوار جین های تنگ پاره شده، بنابراین من آن را به پاره چشم خود را از این بازی هیجان انگیز عضله.
آه من چه جهنم، من ممکن است یک بازوی شکسته یا چیزی شبیه آن را در معرض خطر است. من می توانم خودم را متوقف کند. با یک گام سریع، با تلاش Lisen و خرج کردن در یک välspända باسن گرفتار.
- آن را متوقف کند، Gote، Lisen giggles. شما باید صبر کنید تا ما گرفتن.
- خب، ته قنداق تفنگ خود را به طوری دعوت به نظر می رسد.
- اجازه می دهد به شما خواهد شد من کوبیدن بر روی انگشت من.
آه، نه بدتر بود. فقط امیدواریم که او را به عنوان مشتاق لعنتی در چادر، سپس آن را احتمالا badutflykt پاداش خواهد بود، اما انگشتان شکسته چند من نمی خواهم، بنابراین بهتر است برای انجام این کار به او می گوید.

هنگامی که ما در دریاچه وارد، سوال من:
- آیا شما فکر می کنید که ماهی افسر رفاه خواهد شد امروز؟
- بله، او امن است. او زندگی می کند او می تواند اگر کسی به این دریاچه می آید و پس از آن او بلافاصله باید ببینید که چه کسی آن است.
- این است که احتمالا ایده حمام قبل از او اینجا بوده است.
- نه، شما حق وارد ماهی شما هستیم، بنابراین من جمع آوری برخی از چوب و در عین حال.
- قرار دادن بر روی تی شرت برای اولین بار، در غیر این صورت ما هرگز از او.
- بله، بهتر ممکن است، و تا او سر شایعه سازی نمی کند چرا که پدر من که من به اطراف مثل این، giggles Lisen.

من پرتاب بسیار زیادی داشته باشند قبل از اینکه افسر رفاه ماهی را نشان می دهد تا با کلمات:
- آه، آن را به شما که اینجا دوباره.
- بله، اوله داده است به من اجازه.
- من می دانم، من به او صحبت کرد.
- شما نگران نباشید. من را بیشتر از ما می توانیم غذا بخورد.
- این خوب است، اما که بود که با شما در اینجا؟
- Lisen.
- آه، آن Lisen شد. بله. اما بعد از آن می تواند تقریبا به هر حال پس از آن.
- چگونه می توانم شما چیست؟
در حالی که او grins، او پاسخ داد:
- من از اوله شنیده شده که او می تواند به خوبی در خود متوقف است.
و او می رود، در حالی که او دوباره به نظر می رسد به طور کلی گلوم. او احتمالا به خوبی بگذرونم که او از شکار غیر قانونی ثابت نیست.

ماهی نظارت بیلینگز مرد اندکی بیشتر از ناپدید می شوند قبل از Lisen همراه با چوب است.
- "سپاه پاسداران" در حال حاضر اینجا بوده است.
- بله، من او را دیدم، surpuppan.
- او به پدر خود صحبت کرده بود، بنابراین او می دانست که من به ماهی اجازه داشتند.
- من می دانم، اما او به شما به هر حال. آیا هر چیزی؟
- نیمه تنها از نظر اندازه، اما به من اجازه دهید دوباره.
- بله، آن نیز به همین خوبی بود. باید شنا می رویم؟
- بله، من نوازش، به همین دلیل است که ما به اینجا آمده است.
- سپس ما را به طرف دیگر دریاچه بروند. از کجا آن را خیلی خوب به ماهی است تقریبا هرگز انجام هر گونه.
- عالی. سپس ما به تنهایی باقی نخواهد ماند.
- بله، این چیزی است که من از شما می خواهد به انجام بیش از شنا.
- بله، من آن را، می خواهم اما نمی خواهم آن را فهمیده شود.
- جو، Lisen از giggles خوشحال و blushes.

هنگامی که ما رسیدن به طرف دیگر دریاچه، من درک می کنم و چرا از آن هرگز هر کسی وجود دارد، چرا که آن جنگل برای دریافت از طریق. بعد به ساحل شنی کوچک حداقل یک باز، کمی با علف بر روی زمین است به طوری که ما می توانیم یک پتو من با حال قرار داده است.
من می توانم بیشتر از پتو را به عنوان Lisen وجود دارد و ریپ کردن شورت جین خود را با کلمات را ندارد:
- آه، چگونه دوست داشتنی. این بار من هرگز در غیر این صورت. در حال حاضر از آن باید با شنا.
- میخوای شنا با لباس زیر بر روی شما؟
- خشک کردن آنها بسیار سریع است.
- روز قبل از دیروز می رفتیم شنا برهنه.
- بله، اما بعد از آن شما دور بودند.
- در چادر شما برهنه بودند.
- آره ... اما به این دلیل که شما به من ساخته شده است.
- باشه. هر چه به شما می گویند، اما آنچه شما با کت و شلوار حمام خود را به انجام این کار؟
- مرا فقط به خاطر اینکه پدر من هیچ شک نیست.

Lisen به آب به عنوان من در صدای شرکت همچنان در راه است، زیرا می دانم که او عادت کرده اند به اطاعت، بنابراین شانس است که او به من می خواند و همچنین:
- Lisen! شورت شما!
- لطفا Gote، می توانم؟
- بله. در غیر این صورت از آن خواهد شد فقط در لب به لب از دست داده است.
گرچه من البته کاملا آگاه هستم که برای گرفتن ضربان اگر او نهاد صفحه.
- آیا به من نگاه نمی مانند که پس از آن.
- من عاشق دیدن دختر برهنه.
به آرامی او را می کشد شورت خود را در حالی که او بسیار پایین گلو blushes.

همانطور که بر می گردد پشت به من، او به آرامی coaxes شورت خود را، احتمالا غافل که من یک نمای زیبا از الاغ و گربه خود را به عنوان او خم به جلو است.
وقتی شورت او به سرعت به درون دریاچه دوید و پرتاب خود به داخل آب بدون در نظر من است.
خنده من لباس من در حالی که Lisen پرش در آب آن را در اطراف خود پخش. چگونه نگاههای Lisen من در حالی که من جلو و شلوار جین من می بینم، و هنگامی که آن به نوبه خود از لباس زیر او هنوز هم به طور کامل می ایستد و فقط نگاه.
از آنجا که سوگند خود را در حال حاضر مانند یک چکش ایستاده رسیدگی برخی از runktag شدید نسبت به Lisen قرعه کشی می کنم و او نظر می رسد قابل ملاحظه ای در زیر آب خجالت.
خندیدن به من راه رفتن خروس خود را با تاب خوردن از پهلو به پهلو با هر مرحله، به آرامی به آب با.

من می خواهم یک کودک دوباره احساس، بنابراین ما هر دو پخش و پاشش آب بر یکدیگر است. هنگامی که من به چلپ چلوپ آب، صورت خود را به عنوان او را به چشم ها می شود و می تواند هر چیزی پشت و شانه پرتاب من به او به عنوان او می افتد عقب به آب، و پس از آن من به سرعت به من می کشد دور از دسترس نمی بینم.
خرناس و مانند یک مهر و موم، او را به سطح می آیند و شروع به تعقیب من است، اما از آنجایی که من پاهای دیگر، من می توانید اجرای سریع تر از او در هنگام آب است نه عمیق و به راحتی فرار خواهد کرد.
- شما ترسو را متوقف کنید، شما باید خود را انفجار می، giggles Lisen.
- نه، من می دانم که چقدر سخت شما می توانید آمار و من ترس از زندگی است.
- سلام، سلام، سلام. خوب، من قول می دهم من شما را ضرب و شتم نیست.
- در غیر این صورت، من پدر خود را شایعات بی اساس.
- هنگامی که من از آنچه شما با من صحبت می کنند.
- من همیشه می توانید نامه را وقتی که من به خانه، دوباره بفرستید.
- ترسو، giggles Lisen دوباره.
- نه، بزدلی نیست، من در پاسخ بخندی، حفظ خود است.

در سمت راست، راست که در آن شن و ماسه اجرا می شود، یک درخت را مستقیما به درون آب افتاده، و من می گویم به Lisen:
- به جلو خم و گرفتن شاخه درخت که در آن درست در زیر سطح، و بنابراین شما با پاهای خود را گسترش.
او می ایستد در حال حاضر، آب تا حدود نیمی از ته قنداق تفنگ، و او می پرسد: خنده:
- چه خواهد شد شما در حال حاضر؟
- یا شما را به مقدار زیادی از پیوست، و یا من تو را از پشت با خنک کننده آب fucks در. انتخاب با شما است.
- سلام، سلام، سلام. تو دیوانه، اما زمانی که من را انتخاب کنید به اندازه کافی به فاک.
- خوب، این چیزی است که من امیدوار بود، زیرا می دانم که می تواند اداره کند.
بار دیگر giggles ها Lisen. شاید به این دلیل او حق من فکر می کند.

من می مالید بر آنها نیمکره تنش و دوباره نرم و صاف که احساس می کنند اگر چه آنها خیلی سخت شگفت زده است.
پس من دست او را بیش از باسن گوشی را به پایین و پشت و بیش از پیش ران، و آن را در اینجا همان. بسیار نرم و صاف همان زمان آن سخت است.
وقتی که من تا من اجازه دادم و انگشتان دست خود را در بین لب، اسلاید و من می دانم چگونه Lisen لرزش، اما او نمی خواهد اجازه رفتن از شاخه ها، که شاید خوش شانس برای من.

انگشتان دست چپ، من اجازه ادامه را در مهبل (واژن) و لذتبخش تنگ، در حالی که انگشت سبابه راست به من اجازه دهید تا از طریق شکاف بین باسن و ناخن پاره کردن من به راحتی از روی "چشم های قهوه ای" وقتی که من عبور به اسلاید.
یک بار دیگر می لرزد Lisen به، اما در حال حاضر بسیار قوی تر است، با کلمات:
- بدون Gote، چه کار میکنید. اما نه.
من جواب نمی دهد، اما تنها اجازه اسلاید دست رو به جلو نگه چوچوله در همان زمان که من خروس او را بر سر انگشتان در واژن.
Lisen svankar بیشتر هنگامی که او احساس می کند اسلاید خروس در و او عمیق تر از آن، من به او است، به پایین رسید.
در حالی که من اجازه دادم و انگشتان دست راست را ماساژ clittan من در عمیق طولانی درب و داغون کنین در حالی که من فکر می کنم:
: - "بگذارید وجود داشته باشد هیچ ماهی فکر می کنم" کیسه مهره "برخی از نوع طعمه که سنگ به جلو و عقب و طعم طول می کشد."

با طولانی سخت لعنتی در سرعت حتی ناله Lisen و با لذت:
- آه، چگونه دوست داشتنی. چرا من نمی تلاش می کردند پیش از این؟
من درک می کنم آن است که واقعا یک سوال برای من، اما نه یک بیانیه است، بنابراین من اهمیتی نمی دهند بدون juckar پاسخ فقط در طولانی مکیدن در حالی که.

گرفتن شرکت در لگن Lisen نگه دارید و کشیدن سخت او در برابر هر بار خروس من فشار می کنم در کامل (Full Length) خود را به من، و هر زمان احساس می کنم چگونه می توانم "پایین".
بعد از مدتی احساس می کنم که به زودی آن را برای من، و من به فاک افزایش سرعت. ظاهرا شبیه Lisen بیش از حد، چرا که او در آغوش سفت بر روی شاخه درخت او وارد شده است می توانید ببینید که چگونه انگشتان خود را غرق عمیق تر و عمیق تر به چوب نیمه دچار پوسیدگی می گردند. چیز خوبی وجود دارد، شاخه درخت است و من او شوید.

با برخی از درج سنگین رسیدن به اوج و من به نام خروس خود و squirts بار بر پشت او. احتمالا برای Lisen در همان زمان به عنوان برای من است، با بالا ریپ Aahhh خود را خاموش شاخه درخت از تنه و ضربه محکم و ناگهانی آن.
زمانی که من در سطح شکستگی روی شاخه نگاه کنید، من آن است که دور از genomruttnad، و من از شما تشکر می کنم یک بار مجددا lyckostjärna من به دلیل آن یک شاخه درخت بود و من نه او شوید.

وقتی که من شسته منی مجوز، ما خودمان قرار در پتو و فقط به ما شادی کردن در نور خورشید را برای مدتی قبل از Lisen گفت:
- در حال حاضر از آن طعم خوبی با بعضی از مواد غذایی است.
- ما را به محل ماهیگیری، و سپس؟
- بله، که تنها جایی معقول به ماهی است.

هنگامی که Lisen گرفته است تا شورت خود را پایین او به من تی شرت قرار داده، و من را که در چادر، متناسب با سرعت به جلو و شورت او دوباره.
- نه، ترک آن را Gote، او giggles او آنها را می کشد تا دوباره.
زمانی که او با پشت خود را به من، خم را برای مقاله بعدی از لباس من عقب کشیدن به سرعت پایین شورت خود را تا پاهای خود را، و او با صدای خنده جدید کوچک می گوید:
- گوتنبرگ دان، در غیر این صورت آن را به من انتقاد شدید به شما.
- من می دانم چیز دیگری به جای آن می توانید انجام دهید.
- چه؟
- خب، شما را به خوبی ممکن است یک هزینه برای به دست آوردن غذا کمی رسم.
- سلام سلام سلام. تو دیوونه ای.
- نه، من می دانم، اما این خوب است.
- آن را می خواهم؟
- بله، البته، در غیر این صورت من هر چیزی می گویند نیست.
- من می خواهم.

من اجازه بده تا خودمو سقوط به پایین بر روی پتو در حالی که Lisen پرتاب کردن آنها را به لباس او تا به حال هم برای به دست آوردن.
بدون کلمه بیشتر، او بین پاهای من نشسته و بلعیدن جنگنده در حال حاضر به طور کامل خاموش کردن
- زانو زدن بیش از من، Lisen.
- خوب، اما چرا؟
- به طوری که من می توانم شما را در یک بار لمس است.
- آه، بله، تا کنون من دیگر چنین نکردم.
- شما در نهایت یاد خواهند گرفت.

به عنوان Lisen زانو زده در حال حاضر، با یک پا در دو طرف از من، من باید یک نمای زیبا از الاغ و گربه اش است. نرم نوازشگر من بیش از آن نیمکره تنش و احساس می کنم که احتمالا وجود دارد تنها یک اونس از چربی اضافی نیست. من فقط می دانم عضلات آموزش دیده و یک بار دیگر شگفت زده که او می تواند شگفت انگیز تناسب اندام او به عنوان است. احتمالا به خوبی از کار سخت در مزرعه، و البته به عنوان ارث از پدر، "استیک" است میدارد. چیز خوبی او نمی آمد و ما را شگفت زده است.

در حالی که Lisen ادامه به خروس من خوشامد گویی همیشه سخت تر از حرکت در اطراف لب و درج انگشت داخل واژن که در آن خم شدن و پیچ و تاب دست خود را به جلو و عقب در حالی که انگشت خود را در مقابل دیواره واژن را فشار دهید. Lisen ناله کمرنگ درمان من است، اما آن را برای تلفن های موبایل خیلی نمی کند چرا که در حال حاضر خروس من به حداکثر اندازه خود رسید و دهان او را به طور کامل پر می کند. می بینم که fittsaften فشرده کمی خون مخلوط است، احتمالا من باکره شکسته پاره پاره او را دوباره.

نظرات: gote_borgare@hotmail.com

نظر دیدار با Lisen. بخش 4.