پارتی بعد از با videomys در سالن دانش آموز

از طبقه دوم از مقابل خانه، که دقیقا مانند یوهانا زندگی می کردند، رعد موسیقی را از یکی از آشپزخانه جمعی در خوابگاه و اتاق نشیمن نگاه. کمی پس از سه صبح بود و هوا را نیش زده سرد نوامبر گونه است. او احتمالا یک چیز یا دو مرحله دو بعد از مهمانی شب به من در راهرو است که هنوز هم در طرف دیگر حیاط ادامه آورده بود، اما او خطرناکی مست بود، می تواند هنوز هم مراقبت از خود. اینجا، در محل اقامت پایان نامه پارا در لوند، تقریبا همیشه یک حزب در راهرو و یا در هر یک از اتاق های دانشجویی. یوهانا زندگی در اینجا برای برخی از زمان در حال حاضر کردم و واقعا خوب است. همسایه دلپذیر راهرو و نزدیک به هر دو شهر و زندگی دانشجویی. همه را یک نیاز به یک دوچرخه بود، او در حال حاضر در دوچرخه به جای. کمی چرخید و وقتی که اون خم به ضمیمه غل قفل چرخ جلو، تا زمانی که او بلند او wobbled کمی اما پس از آن تعادل است. او در حزب نگاه کرد و تعجب اگر او ممکن است به بیش از چک کردن و حالا آنچه مانده است. در واقع، او باید به رختخواب بروید چون فردا امتحان مطالعه اختصاص داده شد. آن را در حال حاضر تبدیل شده بود کمی بیش از حد برای نوشیدن، و آنها که از نور هنگامی که آن را قبل از حزب بود در اینجا در بند SIS و حزب بزرگ در دلفی، یکی دیگر از منطقه دانش آموز از شهر. در حالی که یوهانا در حزب در طبقه دوم نگاه در را باز کرد، به راه پله، او را در زندگی می کردند، و چوبی که کهنه یا پشم بر سر ان می پیچند و مانند جارو بکار میبرند tousled گیر سر خود را و گفتند یک سوت گرگ تیز. یوهانا شروع به پریدن کرد و به اطراف می چرخید. Kalufsen خندید و یوهانا شروع به عکس العمل او بخندید. آندرس، مرد در راهرو او را به عنوان او به تخت با هفته گذشته، که به او با دستی تکان دادم و لبخند زدم. همانطور که او با دوچرخه رفتم و نه به سمت او را به عنوان او را در راهرو راه پله ایستاده بود آمد خاطراتی از آخرین دیدار خود را با او در ابهام کامل او حتی پس از آن بوده است. مطمئن بود که که خوب به رول با او را در بستر خود، و بله، او واقعا او را می خواست، اما او واقعا باید کاهش در مهمانی است. بله، به طوری که حداقل روز بعد از هر بار احساس.

"هی دختر، آیا شما که؟" آندرس به او لبخند زد زمانی که او در دروازه وارد.

"هیچ چیز ویژه ای است، در یک مهمانی در دلفی بوده است. کاملا خنده دار واقع است. "او پاسخ داد، و در برابر نرده تکیه داد تا دروازه.

"بله، من بود از وجود دارد که بیش از حد، اما از آبجو زد ..." او لبخند زد و لبخند جذاب خود و یوهانا ناپدید شد را به حافظه چگونه او چهره خود را بین رانهای او به خاک سپرده شده یک هفته پیش، "... شما باید بروید بیش از حزب و یا چه؟"

"من نمی دانم ..." او جواب داد: "... من آنجا خواهم یا چه؟"

"Nah ... فکر کردم که ما می تواند بالا برود و به اشتراک گذاشتن یک بطری از شراب من و تو ..." او خود را در لهجه های چوبی زیبا گفت.

یوهانا چه این می تواند به معنای، اما او بصورتی پایدار و محکم مشخص شد که او واقعا می تواند به یک بطری شراب با آندرس به اشتراک گذاری است. این یک واقعیت است که آن را به او بود که بچه به او اجازه می آیند و بچههایی را که به او چادر زدن بود. بله، در هر صورت، او تصور که پس از آن بود چرا که، با وجود مشخص او در آن نقطه بود، بود الکل همیشه او را سفت در جهنمی که از جشن ها به پایان رسید با او در رختخواب به پایان رسید، در بهترین حالت، اگر کسی هست در این نزدیکی هست، با کسی که یک حزب وجود دارد. او با بچه ها هیچ مشکلی هرگز، واقعا، هر چند که ممکن است یکی از آن Blondinbella Ebba فون Sydow دوست دختر یا کسی که به طور مستقیم. نه، او زیبا. تعریف از یک دختر ناز کمی انحنا با موهای قهوه ای و چشم قهوه ای. او بیش از حد کوتاه است اما نه چندان طولانی نیست. اضافه وزن، و یا خیلی تنگ است. لبخند او احتمالا اولین چیزی که بچه ها متوجه می شد و او بسیار اجتماعی بوده و خوشحال شده توسط خودشان بود. مجسمه او کافی نیست، بلکه طبیعی نیز است. تعداد انگشت شماری بزرگ دارای گونه های برامده سینه که کمی به بیرون اشاره کرد، با نوک پستان خود را در صورتی کمرنگ. دور کمر او باریک بود اما الاغ گرد و خوب بود. ضخامت نه، آه نه. ریچ کلمه بود، و او واقعا از شلوار خود را او پوشیده بود و آن را به محبوب را با بچه ها.

"بله، چرا ..." او در او لبخند زد و او برگزار شد دروازه را باز برای او و اجازه دهید او را به گرما. او دست خود را در اطراف او قرار داده و به او یک آغوش نور او به عنوان جواب داد.
msgstr "لطفا ..." او گفت و دست او را گرفت، "... ما فقط تا سوم و flarra از جوناس ...

یوهانا او را از پله ها بالا به کف راهرو خود را که در آن جوناس، همکلاسی ها به او و آندرس بهترین دوست زندگی می کردند. آندرس بود کلید به جوناس اتاق خوابگاه و جوناس تقریبا همیشه یک بطری یا دو سمت چپ برای احزاب پس از. تا هنگامی که در طبقه سوم سه شنبه آندرس کلید به قفل و پا به راهرو. هیچ جشن وجود دارد و شده بود، وجود ندارد یا این شب است. آرام به عنوان قبر بود، و احتمالا در اینجا در حال حاضر خواب اگر آنها از در دلفی و یا آنها را برای تعطیلات آخر هفته رفته بود. آبی سوسو زننده از فضای مشترک آشپزخانه و اتاق نشیمن را از راهرو بود. کسی که نشسته و به تماشای این فیلم، من فکر کردم یوهانا آنها به سمت اتاق جوناس رفت و هنگامی که چهار چوپ درب و هر چیز دیگری درب را به اتاق های تلویزیونی به تصویب رسید به طوری متوقف آندرس به سرعت و یوهانا برای خود کشیده است.

"بررسی ..." و او را محکم در برابر گونه خود را به آرامی، "... هر چه جهنم آنها را به تماشا؟

یوهانا خم شد و سعی کردم به کار بر روی تلویزیون شد، ایستاده با پشت خود را به پنجره های بزرگ که خیس نسبت به مزرعه پدر و مادر. روی صفحه نمایش چیزی شبیه به او در موارد عادی، متین، استفاده می شود به عنوان هر دو اهانت به زنان و سزاوار سرزنش را محکوم می رفت. ورزش زن، بله، شاید یک دختر جوان بود دو زانو در مقابل یک مرد و خروس سخت خود را با دست راست خود کار می کرد. هر کسی که بود، که نشست و به تماشای یک فیلم وجود دارد، بنابراین کسی که به تماشای یک فیلم پورنو وجود دارد. یوهانا بلافاصله می دانست که چگونه ضربان قلب افزایش می یابد. اول، شاید به این دلیل او شوکه شد. سپس، چرا که او یک ناراحتی کوچک بود. اما در نهایت به دلیل آن بود پوچ ممنوع است هر کسی به تماشای پورنو در مبل اتاق مشترک در راهرو دانشجویی. یوهانا ایستاده بود در مقابل آندرس و نگاه خود را بر روی صفحه تلویزیون ثابت شده بود که در آن دختر بور در حال حاضر در حال لیسیدن توپ توپ در حالی که انسان را نوازش می خروس سخت خود را. یوهانا می تواند کمک کند نه فکر که دختر خیلی شیرین، تقریبا مانند بهترین دوست خود را در زادگاه خود بود، و بود که چیزی هیجان انگیز ممنوع می شود در اینجا با اندرس و دزدکی حرکت کردن که به تماشای فیلم در آنجا وجود دارد. آندرس اسلحه خود را در مورد یوهانا قرار داده و او می تواند ضربان قلب خود را احساس. زن و شوهر در تلویزیون، تغییر موقعیت و دختر بلوند زیبا شبیه خیلی در مورد بهترین دوست او را بر پشت خود بر سر یک میز شیشه ای غیر روحانی. مرد حقیقت برنزه بین ران او قرار داده شد کشیده و اجازه دهید او، یوهانا، اسلاید خروس اندازه لب دخترک بین دختر شامل تراشیده. یوهانا می دانست که چگونه او در واقع یک کمی هیجان زده می شود در اینجا با آندرس و دزدکی حرکت کردن در این راه. با اسلحه خود را در اطراف او و تنفس خود را به آن احساس لذت آشنا آمد طوفان به سوی او. او سرش را در مقابل قفسه سینه آندرس تکیه و ادامه داد: به تماشای. زن و شوهر در تلویزیون، در حال حاضر آغاز شده بود به فاک به درستی. سینه دختر بور bobbing به درستی برای هر شات آن مرد storkukade ضربه به گربه تراشیده اش. احساس سوزن سوزن شدن، در بدن یوهانا وجود دارد و متوجه شد که کنت اتفاق می افتد در حال حاضر، شکم او را نوازش و به سمت سینه خود.

"آیا من می توانم پایین کشیدن زیپ ژاکت خود را ..." او را وسوسه نفس نفس زنان.

"معمم ..." وقتی که هنگامی که دست خود را در بر داشت راه خود را به بالا و در زمان زیپ نگه دارید و به آرامی آن را پایین کشید. او کت خود را باز و کشیده آن را یک وری به طوری که سینه خود را به نور آبی از تلویزیون تحت فشار قرار دادند او عینک دو لباس سفید بالای تنگ زیر قرمز و بدون سینه بند تا نوک سینه خود را از طریق دو پارچه به وضوح قابل مشاهده بود. دست آندرس گود در اطراف گفتگوی جوانان ایرانی او و غلغلک خوب به او اجازه داد دست خود را مالش نوک سینه ها سفت او. با یک دست او را بیش از معده او به شلوار تنگ سیاه و سفید، جایی که او fipplade buttoning نوازش و داخل دست خود را پایین آورده است. دست خود را نوازش کردن خارج از شورت سفید تنگ ورزش بوکسور و خارج موش چاق خود را در آغوش گرفت. او gasped و احساس دست خود را که از گربه خود را در خارج از شورت خود را در آغوش گرفت، لذت می برد. بر روی گونه اش داغ بود.

msgstr "لطفا ..." او زمزمه، کشیدن دست خود را از شلوار او، از او و دست او را گرفت. او را به داخل اتاق کشیده که در آن تلویزیون در حال حاضر دختر بر روی چهار دست و پا و مردی که سخت او را از پشت سر تموم نشان داد. یوهانا او مقاومت در برابر، اما تصادفا پس از اندرو. کاناپه تماشای تلویزیون همکلاسی های او بود جوناس، تماشای صفحه تلویزیون. شلوار جین او گشوده و در دست خود او برگزار شد خروس او را به عنوان او به آرامی نوازش. هنگامی که یوهانا و آندرس تصادفا به او کشیده و پیراهن بر موضع خود را کشیده و فرار وحشت زده شده توسط کنترل از راه دور. در نگاهی به گذشته، یوهانا در طول بیش از لب های او تضعیف سردرپیش. حتی امروز، او نمی توانند درک کنند که او چگونه جرأت می گویند که او سپس گفت.

"نه ... روشن نمی کردن ..." یوهانا بدون زمزمه گفت: "... من می خواهم برای دیدن بیشتر ..." فرآیند له له زدن او تنفس سینه heaved سخت است. جوناس عقل مست و شاخی به زمان نیاز به آن به عنوان همکلاسی ناز خود را پردازش کرد. آنها هر دو در داخل و خارج از مدرسه به سر برده بود. او همیشه فکر می کردم بود او بنابراین ناز بود. و بله، او احتمالا در مورد او fantasized بود که او به تنهایی در runkat خوابگاه به تصاویر بی ضرر است که خود را در گالری عکس اتحادیه دانشجویی بود. در حال حاضر او ایستاده بود در مقابل او را همراه خود را با دوستان اندرو. کت سیاه و سفید او باز بود و او بلافاصله دیدم نوک سینه های سفت او را که از طریق کتانی انجامید. برای برخی از این دلیل، که او را درک نمی کنند، بنابراین شلوار تنگ سیاه و سفید خود را گشوده و او می تواند شورت سفید او را. او در اطراف نیمکت رفت و در کنار او نشسته، از تماشای تلویزیون او فقط نشسته و یک بالش مبل خود را به عنوان جنس سفت و سخت خود را با او مخفی است. یوهانا با تمرکز بر مرحله است که در تلویزیون پخش می شد نگاه کرد جوناس می تواند چشم ها را من خاموش او را. چهره ی زیبای او و موهای قهوه ای اش. نگاه او در این فیلم ثابت می فاک شد. لبها کمی باز و تنفس شدید ساخته شده است که مجسمه نیم تنه خود را به بلند کردن و پایین. او در آندرس، که ملاقات کرد نگاه کرد و لبخند زد: به نظر می رسید. آندرس در حال حاضر در اطراف نیمکت بود و نشستند. یوهانا بین آنها نشسته و دو نفر از دوستان خود از آنها تماشای فیلم پورنو نگاه.

یوهانا توسط اتمسفر است که بیش از او آمده هیپنوتیزم شد. او برای اولین بار شوکه شده بود که آن را جوناس که بر روی نیمکت و runkat به فیلم باقی مانده بود. اما در سایه او به آن را خاموش و وضعیت شرم آور باید بوجود می آیند، او نمی تواند کمک کند اما او را از خروج از آن را در توقف. او خیلی شاخی بود در حال حاضر اجازه دهید که اتفاق می افتد. او کاملا در مورد آنچه اتفاق می افتد در تلویزیون متمرکز شد دختر جوان بور، که مطمئنا چند سال جوان تر از 23 خود را، بر خروس مرد storkukade را سقوط کرد و سوار او را در پاشنه خود را آغاز شده است. خروس بزرگ خم دخترک کوچک خود را صاف، و او بود، و این زده یوهانا به عنوان سخت به عنوان horniness فقط در حال حاضر، بسیاری چون او بهترین دوست ماری. یوهانا از کت سیاه و سفید خود را wriggled و غرق به راحتی روی مبل. در حال حاضر او متوجه شد که نه صدایی بر روی تلویزیون و فاک صحنه او شاهد بود گنگ وجود دارد. بدون چشم من خاموش ویدئو پورنو او کشیده از دست او و آن را بر روی ران جوناس گذاشته و زمزمه:
"... شما نمی توانید به جمع آوری ... فقط یک کمی ..."

جوناس به سرعت از راه دور برای تلویزیون کارگردانی و برگزار شد تا یک جفت از ضربه محکم و ناگهانی، اما نه بیش از حد. در واقع، او توسط یوهانا و آندرس شده بود شگفت زده کرد، اما او هنوز هم می خواستم به برخی از سمت چپ غرور و به همسایگان خود در معرض. هنگامی که یوهانا به خوبی می تواند صداهای ضعف از اهمیتی را بشنود، ناله دختر و صداها جنسی smacked زیبا، kåtvåg را از طریق بدن خود نورد و او دست راست را داخل شلوار و تنکه پوش خود را پایین آورده است. انگشت او در بر داشت تقلب خود را بیش از fitthåret نازک تیره تورم لب و شکاف مرطوب کثیف. او مرطوب سبابه بین fittläpparna و شروع به مالش چوچوله او. غلغلک نوک clit او، به تمام fittans متورم شده و در خارج در سراسر دامان او و به سرعت در سراسر بدن او تبلیغ. از گربه به انگشتان پا و ریشه های مو توسط horniness او shuddered. آن را در تمام عمر خود را throbbed.

آندرس نشست روبرو به او و از وحی شاخی او برخوردار بودند. مطمئنا، او متوجه شده بود که او دوست داشت به فاک هنگامی که او هفته گذشته او را در اتاق خوابگاه خود را پس از قرار دادن یک شب در Småland. اما این چیزی است که فوق العاده بود. در حال حاضر یوهانا نشسته با چشمان خیره و هر چیزی که در تلویزیون اتفاق افتاد او دست خود را داخل شلوار خود را داشته و خود را به آرامی مالش او به طور ناخودآگاه اجازه دهید زبان خود را لیس بر لب باز خودش. او را دیدم که جوناس همان که به او تماشا. پشت بالش نوازش جوناس واضح و آندرس اشتیاق برای انجام همان. او خود را روی مبل صاف و کشیده پایین sweatpants های و لباس زیر خود را به زانو در خود. خروس سخت او به معده اش پرواز کرد به بالا و او را به آرامی سکته مغزی آغاز شد در حالی که او بررسی یوهانا که آن را برای نزدیک به او و جوناس خوب ساخته شده است. آندرس نقل مکان کرد کمی نزدیک تر به یوهانا قرار داده و دست دیگر خود را بر روی سینه اش و فشرده آن را به آرامی. یوهانا موضوعات آغاز شده اما نگاه کردن ویدئو پورنو را ندارد، اما نوازش کردن خود را داخل شلوار خود را ادامه داد. آندرس نوازش گفتگوی جوانان ایرانی او، و اجازه نوک انگشت خود را در دایره دور نوک سینه های سفت او به عنوان خروس سخت خود را به آرامی نوازش. به جوناس نشست، تقریبا فلج شده. پشت بالش او ظالمانه در خروس او برگزار شد و تلاش نمی آمد.

"... یوهانا ... تا ..." آندرس زمزمه "... ما آن را راحت تر برای شما فقط ...

یوهانا چشم خود را از فاک بر روی تلویزیون پاره اره آندرس که با خروس خود را در مقابل لوله نشسته است. او در او لبخند زد و او را به عنوان او گفت: به عنوان نگاه او رفت و برگشت برای بررسی در چگونه دختر بود که پس مانند ماریا سوان سقوط کرد در حالی که خروس سخت تموم سخت. انگشتان یوهانا هنوز هم کار می کرد گربه شاخی خود را به عنوان او در ایستاده بود برای مشاهده کامل متن و نور از تلویزیون آندرس بر روی نیمکت در کنار او زانو زد و شروع به سر و صدا با شلوار تنگ او.

راهنما این جوناس ... "او گفت، آگاهانه در دوست خود را تکان.

جوناس شروع به پریدن کرد و پاره نگاه خود را با اکراه از الاغ یوهانا را در دور امده به آندرس. جوناس ایستاد و بالش او خود را امضا و به زمین افتاد. به او تکیه داد به جلو و قرار دادن دست خود را به بند تنبان یوهانا و کمک آندرس که مقیاس هر دو شلوار خود و تنکه پوش. نور از تلویزیون یوهانا در حال حاضر و احساس او از شلوار تنگ و شورت ورزشی سفید بوکسور آزاد شد. او دست خود را از گربه شاخی اش کاهش یافته است و linens او پوشیده بود برداشت و آنها را بر سر او کشید. او اجازه دهید آنها را به طبقه قرار می گیرند. او نگاه خود را از زمانی که او برای بچه ها در اتاق تلویزیون مشترک کلفت تلویزیون اجازه نمی دهد. او آنجا ایستاده بود برای چند ثانیه. می تواند برخی از مردان احساس بود دست خود را نوازش الاغ دور او و کسی او را نوازش در امتداد داخل ران او. او با لذت shuddered به عنوان دست خود او را در نور از فیلم لعنتی کاوش. او شده بود، هرگز به شاخی که او در حال حاضر است. نگاه کردن و دیدم دست جوناس سینه او و راه او leaned به جلو و نوک پستان راست او را در دهان خود مکیده فشرده است. او احساس می کرد آندرس دست خود را بر روی گاو گربه متورم خود را گود و دیدم که چگونه انگشتان خود را از پوشش fittberg تاریک او. او به جلو خم پیچیده کفش خود را به مرحله شلوار خود را که در اطراف پاهای خود را دراز. او احساس بعضی از بچه ها شروع به مخلوط کردن پشت او را و او را در سراسر باسن licked. با کمک کمی از جوناس از شلوار و کفش های او آزاد شد، اما سپس از چپ با تکیه بر میز قهوه با الاغ او را در هوا است. آندرس کشیده پاهای او را از هم جدا و به او در آغوش outstretched تکیه او به عنوان چهره خود را بین لب های دخترک خیس خود را به خاک سپرده شد. او توسط kåtsafter او licked و او از آن لذت بردم. جوناس افزایش یافته بود و با یک پا بر روی میز قهوه و خروس خود را در کنار گونه اش ایستاده بود. او اجازه به لب هایش بوسیدن سر آلت را ربوده و چسبنده دیک سخت خود و شروع به مکیدن او. جوناس موضوعات آغاز شده با صدای بلند و یک دست را بر گردن او قرار داد در حالی که او در صلح بود او را با لب های مرطوب و زبان چالاک او به ارمغان آورد.

آندرس چهره آلوده خود را از یوهانا گربه گاو نر تورم kåtvåta licked توسط fittsaften که scribbled لب هایش را گرفت. او ایستاده بود پشت الاغ محدب یوهانا است و خروس سخت خود را به nyslickade گربه او را گرفت. اسلاید خروس او اجازه دهید او در شکاف مرطوب قبل از او شروع به هل دادن خروس من به او. یوهانا جوناس خروس از دهان او کاهش یافته و داد بزنم او برداشت خروس او را از سقوط بیش از نگه دارید. خروس آندرس فشرده به گاو نر پیشی تنگ خود را به عنوان او یک هفته پیش انجام داده بود. او با انگیختگی ناله پر شد و هنگامی که او شروع به humping خروس شهوتی خود را در داخل و خارج از او است. او با دست خود را بر خروس جوناس، شروع به نوازش او را در حالی که آندرس او را از پشت سر تموم شده. در تلویزیون در حال حاضر دختر بور - در چشم شاخی یوهانا بود هیچ یک دیگر از بهترین دوستش ماریا - زانو قبل از storkukade مرد و greedily خروس او نگاه او به سرعت بیش از او jerked.

"... جهنم آندرس ... من هم باید برای رسیدن به او را می دانم ..." hissed جوناس او در زمان از تشنج یوهانا از runkgrepp، "... و یا من در هر زمان امشب می آید ..."

آندرس نگاه کردن و خودمانی از گربه خیس یوهانا کشیده. او لبخندی زد و به پایین کشیده یوهانا در کاناپه به طوری که او را بر پشت او فرود آمد. او می تواند چشمان من خاموش «ماری» که بر روی زانوی خود نشسته را ندارد و اجازه دهید دست خود را به متناوب kneading جوان سینه های متورم و گاهی pullade گربه تراشیده اش. او ناله مخلوط با صدای خروس چسبنده به عنوان runkades بر او چهره بسیار کک مکی. جوناس بین ران جدا یوهانا در پایین تضعیف، دیدم دخترک متورم خود را را باز invitingly، قرار دادن سوگند خود را به fittöppningen و به انتهای را در juck غرق. یوهانا متمایل، قو رزرو، و موضوعات آغاز شده با صدای بلند به عنوان خروس خود را به او غرق. پر او. آندرس در کنار و خروس او را نوازش می نشست. در زمان به دست او و به خرناس fittdofterna که خود را بر روی او scribbled. رفت و برگشت به حرکات تند و سریع خاموش در حالی که او بررسی یوهانا لذت می برد هر دو خروس جوناس که تموم گربه او و فیلم که در آن مرد داشت آماده می شد بیش از fuckdoll بلوند خود را به اسپری.

یوهانا، که در واقع هرگز این همه مدت در هر پورنو تماشا، می خواست به 'ماریا' تموم تر خواهد بود، اما از آنجا که فیلم های پورنو به دنبال یک الگو داده می شود، آن را آرزوی بیهوده بود. در عوض، ثبت نام چشمان او، در kåttöcken که در حال حاضر در ذهن او، مردی که فیلم را تکان داد برداشت موهای بلوند «ماری» و اینکه او چگونه سرش را تکیه به عقب و خمیازه ای کشید. او را نوازش می شدید. متوقف شد. یوهانا احساس خروس جوناس رفت و سریعتر او و سریعتر است. پر او. او از آن لذت می برد. و سپس تیرباران مرد در این فیلم اولین بار تقدیر از چهره شیرین «ماری» است. این کیت مناسب بود. او چهره شیرین «ماری» را با تقدیر چسبنده خود را پوشش داده است. یوهانا در زمان پایین دست راست خود را به گربه او را به عنوان فاک توسط جوناس سخت خروس زده شد. او شروع به نوازش کردن او را. clit گرفتار و مشغول به کار در شدت است. او نزدیک شدن به ارگاسم است. داد بزنم تشدید. آندرس به سر او نشسته، درست بالای مبل و خروس او را نوازش. او احساس آن را در گربه و موج اول از ارگاسم شسته بیش از او شروع به منقبض، در حالی که جوناس کشیده خروس خود را از گاو نر گربه خود را به تازگی تموم. او بار خود را بر او تخلیه و ارگاسم خود را شسته بر او و جهان از دست رفته در شهوتی شهوت. او از ارگاسم شدید لرزان شد و در حالی که تصویر در تلویزیون در یک زن و شوهر از اعتبارات پژمرده. او از دست رفته در حال حاضر «ماری» بود که با او در سراسر این داغ بعد از حزب بوده است. به یوهانا دیدم، جوناس بر روی نیمکت همه عرق سقوط کرد. او را در بدن او نگاه کرد و متوجه شد که او بار دخترک او، شکم و قفسه سینه squirted. او سر تعظیم کرد و دیدم که آندرس نوازش خروس خود سخت است. او بدون اینکه واقعا فکر کردن درباره آن چرخش به اطراف و به زانو های خود را روی زمین کاهش یافته است - درست مانند بهترین دوست او «ماری» تنها فیلم - و شروع به مالیدن سینه های تقدیر خود را آغشته است. آندرس می دانستم که دقیقا همان چیزی است که او می خواست و در کنار او ایستاده بود و نوازش خروس خود را بر او. یوهانا به درد در ناحیه پستان خود را با اسپرم جوناس مالش او به عنوان مشتاقانه خود را با چشم های قهوه ای براق از آندرس نگاه کرد.

"... آیا تو به من اسپری ..." او داد بزنم تا او را با منی kladdade "... تو به من اسپری آندرس ..."

او لبخند زد و با موهای قهوه ای یوهانا برداشت و سرش را خم brusquely بازگشت. یوهانا ناله با صدای بلند و جوناس می تواند در شادی او پس از در حال فاک همکلاسی های خود را با بهترین همسر خود احساس اعتقاد ندارند. آندرس اسپرم خود را بر چهره شیرین یوهانا سرخ به گلوله بست. خمیازه ای کشید و بلعیده در دهان او چه آمد. اسپرم است که در برابر گونه اش داغ بود، چانه، پیشانی و چگونه آن را با موهای او را ملاقات نمود. آندرس آخرین قطره را تکان داد با و آلت تناسلی خود را در دهان یوهانا گرفت. او تا آخرین مکیده می شود. لیک آن را پاک. سپس به عقب افتاد، خسته در برابر میز قهوه.

یوهانا بالاتر از میز قهوه در پشت بود و تلاش کرد تا با پاها گسترش یافته جدا بهبود می یابند. کس هنوز چسبنده گرم است. سینه او heaved با خستگی و قلب شروع به کم کردن سرعت از سرعت کامل است. احساس سوزن سوزن شدن، در سراسر بدن او وجود دارد. زد در گربه. گرم از اسپرم است که بدن و صورت خود را تحت پوشش قرار داده است. او می دانستم که این چیزی است که او را به ازنو بود. به زودی. خب، شاید در یک زمان. چرا که نه؟ او بر روی آرنج خود ایستاده بود و نگاه اندرس و جوناس که روی مبل نشسته خسته است. او به آنها لبخند زد و به ارمغان آورد تا دست خود را به دخترک خیس خود را. او سپس در مقابل آنها به زانو در خود کاهش یافته است، که روی نیمکت ها نشسته و در کشیده و اسلحه خود را برداشتم و کشتار خود را cocks با هر دست برداشت. او لبخند زد شیرین ترین لبخند او و زمزمه:

"آیا شما آماده برای اطلاعات بیشتر؟"

توجه داشته باشید مت: این داستان تبدیل شد زمانی که من یک میل در نظر بود که من چیزی شبیه به این بنویسید. من امیدوارم که یوهانا مشتری راضی معلوم شد. این هر دو سرگرم کننده و کمی هیجان انگیز را به نوشتن آن بود. / Jonna

27 پاسخ به "پارتی بعد از با videomys در راهرو دانشجویی '

  1. اریکا:

    ضمیمه شگفت آور سکسی! من فقط به نوازش من وقتی که من خواندن این! آغوش

  2. Bosse:

    بله، خدای من. با چنین داستانهایی، هیچ پورنو. باید انجام دهند این است که اریکا .....

  3. مرد:

    بهترین داستان کوتاه! runk :) خوب بود

  4. خدا:

    آرامش خودت را حفظ شما می توانید به تو می نویسم!

  5. امیلی:

    خدا، من تا کنون خوانده ام! هیچ چیز این ضرب و شتم

  6. Coolcat:

    واقعا، واقعا خوب داستان کوتاه، این در Jonna مسیر ادامه خواهد داد!

  7. نفس افزایش:

    برای آن بود. ای کاش من نیز می تواند به نوشتن.

  8. من:

    در واقع بزرگ! به یک کتاب است؟ ؛)

  9. Felicia:

    لعنت خوب! sjuuukt سکسی ؛) نوشتن به طور کلی خوب ^ ^

  10. joje93:

    MMMM sexit ویر ؛)

  11. یوهانا (همان):

    فوق العاده خوبی برای خواندن در مورد کسی که می توانست به من، تصور کنید که من راه رفتن در لوند (A)

  12. بوبو:

    خدای من، شما را مجبور به نوشتن که در راه است. من فکر نمی کنم وجود داشته باشد داستان فکر کیفیت چنین قانونی به جلو. ؛) من به عنوان یک فن بزرگ درد خود را.

  13. اما:

    guuh و عالی بود

  14. Jass:

    بزرگ نوشته شده است: باور این است که تا کنون خوانده ام : D

  15. ساندرا:

    بیمار هیجان انگیز!

  16. Bosse:

    این یکی از مهمترین uppkåtande من را خوانده بود. خروس من به عنوان یک لوله آهن سخت بود و اسفنج در اطراف ollnet وقتی که من آن را از جیبش در آورد از آن شلوار ده ها، صد ها و هزار ها ساخت. ارگاسم sköööön من بود.

  17. Cornelia:

    داستان فوق العاده است، واقعا دوست داشتنی است. برنامه ریزی شده تا به سرعت، اما زمانی که یوهانا آمد، گه، من می توانم خودم را متوقف نمی شود. آن را نگه دار!

  18. Mellis:

    عالی، در حال حاضر که در آن به طور کامل پورنو کمی småsugen plösligt ؛)

  19. کمی من:

    بسیار هیجان انگیز! یک داستان بسیار خوبی نوشته شده است! شما فقط باید برای نوشتن بیشتر است.

  20. سارا:

    داستان بسیار معروف، شما بدانید! حمل :)

  21. Inger:

    سو خونین مثل دقیقه بزرگترین فانتزی جنسی. شیدا به عنوان جهنم در حال حاضر ؛)

  22. لنا:

    بیمار هیجان انگیز داستان. و در نتیجه صف ارگاسم فوق العاده! با تشکر از شما!

  23. آنا:

    عالی :-)

  24. آماندا:

    خدا خوب است. حالا من می خواهم به تموم

  25. اما:

    استعداد شما! همچنین می خواهم به این نوع از تجربه ؛)

  26. دیوید:

    Jonna، شما فرشته ای!

    به خوبی توسط چند رمان دیگر من در فرار نوشته شده است. می تواند صادقانه که من پول زیادی (واقعا خیلی) بدتر پرداخت می شود.

    تشکر از شما!

  27. اریکا:

    بنابراین به خوبی نوشته شده است. احساس تقریبا VA که در نگاه حیله گر در یوهانا هنگامی که او می شود توسط بچه teverum studentkorridorens تموم شرح داده شده است تا سکسی که من تقریبا فکر می کنم من واقعا وجود دارد. ممکن است کمک کند که من آن را در یک پرانتز در لوند oxå زندگی می کردند که یک دختر در سالن وجود دارد به نام یوهانا. نگاه خود را در مقابل من که من مورد این studentknullet زیبا. واضح است که بهترین داستان کوتاه - چه می شود اگر همه نوشت فقط عنوان Jonna خوب! معرفی داستان کوتاه او "شاید کریسمس سفید است." سوپر داغ oxå! تشکر از شما! :)

پارتی بعد از اظهار نظر با videomys در سالن دانش آموز