فوق العاده ترین چیزی که من از طریق بوده است

برای همه شما که به قدرت، در اینجا فوق العاده ترین چیزی که من تا کنون است.

نیمه تابستان، تنها زمانی که آنها امیدها و آرزوهای اکثر مردم در واقع به حقیقت می پیوندند.

درست مثل هر سال ما یک سنت از تمام دوستان و اقوام دیگر / همکاران / خانواده ها در محیط زیست ما خوش آمدید برای پر کردن این نوع را با ما نخواهد بود و آن را یک موفقیت باور نکردنی.

[...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (29 رای، میانگین: 2.07 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

لحظه ای زیبا

ما در حال لخت در کنار یکدیگر است. او در بازگشت خود را و من او را در سمت روبرو نهفته است. من به آرامی هل پتو به دور از قفسه سینه خود را و ببینید که او چگونه تنفس به شدت. من دوست دارم او را نگاه و لمس کردن او را. نوازش سینه اش و خزنده به او نزدیک تر است. نرم سینه های چاق و چله من استراحت به شدت بر روی بازوی خود را. من می مالید به آرامی به معده خود و در برابر خروس رو به رشد خود است. او با پیش بینی ناله وقتی که من نزدیک تر است. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (44 رای، میانگین: 2.73 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

حقیقت و در نتیجه

ما یک گروه از دوستان بیرون رفتن و دست و پا زدن قایق رانی. وسط تابستان بود و هوا کاملا شگفت انگیز بود. در ساعت 18:00 در روز ما را ترک کرد. ما 4 دختر و 2 بچه بودند. ما در حال حاضر تصمیم گرفته شده بود قبل از آن ما خواهد بود ما را در canoes که ما دو دختر و یک پسر در هر قایق رانی تقسیم است. پس از چند ساعت ما را در قایق رانی به جای آن وارد است. ما asade اموال ما و به شوق همه را یکی از بچه ها آورده بود، دو کامیون آبجو آلمانی است. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (110 رای، میانگین: 3.02 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

بازدید از بخش هنرمند BLACK دو

خلاصه ای از بخش قبلی است. Camilla چهل و هفت سال است. او در یک ازدواج بدون فرزند با هانس زندگی می کند. Camilla با این نسخهها کار میکند وظایف دوخت در خانه متروک واقع در جنوب شرقی اسکانیا. طوفان بهار به پایین پرتاب شده بود یکی از ساختمان ها و Camilla و هانس تصمیم به استخدام صنعتگران لهستانی است که می تواند خانه را دوباره ساخت، کار برروی یک جایگزین سیاه و سفید است. وعده Camilla را از طریق آگهی روزنامه به دنبال صنعتگران مناسب. در میان آگهی های روزنامه، او یک نام است که او با آفریقا، Gadoble همکاران. Camilla است از سال های نوجوانی خود را در مورد fantasizing به داشتن رابطه جنسی با یک مرد بزرگ سیاه و سفید است. هنگامی که Camilla صحبت کردن در مورد سیاه و سفید از مردم صحبت کردن در مورد او همیشه رنگی و یا آفریقایی، اما هنگامی که او fantasizes او فکر می کند که سیاه پوستان است. سیاه پوستان بسیار بیشتر وابسته به عشق شهوانی اتهام به او است. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (36 رای، میانگین: 2.47 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

دیدار با Lisen. بخش 1.

بخش 1.

نوشته شده توسط:

سر Gothenburger.

این عاقبت به طور کامل مستقل است "ماجراجویی تعطیلات gräsänklings

پس از چند ساعت رانندگی، من خودم را به خوبی به نروژ است، اما من هیچ تمایلی مستقیم امروز به ادامه اجرا، بنابراین من در برخی از جاده های جزئی را روشن و شروع به نگاه کردن به اطراف چیزی جای مناسب برای قیر در چادر خود را بر روی. کوچک کاملا بلا استفاده راه وجود دارد، در کم کردن سرعت، عقب و رانندگی به.

[...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (39 رای، میانگین: 2.46 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

نشست اول

15 سال پس از آن در تابستان بوده است، من تا به حال spannat او را در نهان، سعی کردند تا مرا در نزدیکی مکانی که او بود، اما کمرویی من مانع من از من به مرحله درجه او را.
او چند سال بزرگتر از من که من به آرامی با درخواست اطراف کمی پیدا کرده بود ..
او زیبا بود به عنوان یک فرشته از آسمان فرستاده، من می توانم خود را دریافت کنید نه از ذهن من چقدر سخت من سعی کردم ...
اما همانطور که گفتم آن چیزی هرگز اتفاق افتاده است که در تابستان ...

[...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (38 رای، میانگین: 2.66 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

خواهر و برادر سفت و محکم

وقتی که کوچک بودم مادرم فوت کرد، به طوری که من با پدرم بزرگ شدم. وقتی که من 10 ساله بودم پدرم به یک زن بود که یک پسر به نام توبیاس و یک سال جوان تر از من بود نقل مکان کرد. توبیاس و من کردم کنار بود و به نوعی از روابط خواهر و برادر که در آن ما دوستان خوب در خانه بودند، اما هرگز آویزان به هر حد زیادی در خارج از خانه است. با این حال، خوب است که شخصی را به عنوان قدیمی شما می توانید در مورد بسیاری از چیزهایی که ما می تواند صحبت کردن و ما می توانیم اعتماد کنند که دیگر چیزی که دیگر واگذار شده بود نشان داد.
[...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (244 رای، میانگین: 3.94 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

بازدیدکننده داشته است توسط صنعتگران سیاه و سفید

Camilla و هانس در شام برای اولین بار برای سال خارج از منزل است. خورشید شب جاری شد و همه آرام و مسالمت آمیز بود. هر دوی آنها موافق بودند که husköpet اینجا در این کشور در میان آنها انجام داده ام بوده است. Camilla ریخت و خود را یک لیوان شراب و گفت: هانس خوشحال او را با شاخ و برگ گیاهان باغ خود را، که در حال حاضر بسیاری از چیزهای خوب را از او داد. در اینجا به مدت سه سال زندگی کرده بود، این امر می شده اند مقدار زیادی از کار و Camilla خودتان را تقریبا همه چیز را انجام داده بود. بله البته آنها تا به حال برخی از صنایع دستی کمک بیش از حد، اما مراقبت از باغ و Camilla نقاشی گرفته بود. او چهل و هفت سال رسیده بود و به سختی می دانست که زمان رفته بود. پانزده سال اول از آنها ازدواج کرده بود، آنها تا به حال در تخت در کریستیانستاد زندگی، سال، اساسا با صرف تلاش به داشتن فرزند است. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (30 رای، میانگین: 1.90 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

اولین بار

صبح یکشنبه بود و من که قرار بود به سابق من، ما تعامل حدود یک سال پیش بود. من 14 بود 16th خود را من باکره بود و فکر نمی کنم آن روز denhär که بی گناهی من از دست خواهد رفت، او به من در محل سوراخ اتوبوس ملاقات کرد. ما به سمت او رفتم و به من ارگاسم چشم فقط با تماشای او ساخته شده است. او یک فرد خوب است، بنابراین من نمی تونم توضیح بدم.

[...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (42 رای، میانگین: 2.00 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...