فاحشه اسپرم بالغ و شیدا - قسمت 2

فاحشه اسپرم بالغ و شیدا - قسمت 2

برای کسانی که شیدا، تقدیر بالغ بخشی فاحشه 1، گذشته نگر کوچک را نمی خواند.
-----------
با 55 سال، 158 سانتی متر، سینه بزرگ، معده تخت و باسن شرکت، من یک زن نسبتا جذاب. در جایی که من زندگی می کنم، من موضع بالا و به عنوان متواضع و اخلاقی speciellte بانوی bigbusted پس از مرگ شوهر 4 سال پیش شناخته شده است.
Egntligen من یک دیوانه فاحشه تقدیر با könsdrift.Veckoslut بزرگ من در یکی از swingerklubbarna در شهرستان های بزرگ در نزدیکی صرف سوار خروس، لعنتی الاغ و بلعیدن greedily همه تقدیر من می توانم دسترسی داشته باشید. اغذیه فروشی است وقتی که من این فرصت را به لیسیدن گربه به غنی spermabesprutad شده و الاغ. علاوه بر به بهترین دوست من، سوفیا، یک زن جوان که در همین شهر زندگی می کند که من می دانم هیچ کس نیازهای جنسی بی شعور من.
-------------

من شنیده ام در باز شد،
"سوفیا" من از آشپزخانه فریاد زد.
"بله، بله، من، او پاسخ داد.
"بنشینید، من به سرعت با قهوه می آیند"
گرم بود، صوفیه عرق نشسته بر روی مبل با پاهای کاملا باز، او دست تکان داد لباس نازک او و در معرض گربه او را، او بدون شورت بود.
عرق کردن شما و یا شما بی ادب شاخی "من پرسیده می شود، پوزخند.
"آیا می باشد نه احمقانه، من مانند جمع کننده پنبه عرق، باید خنک شود دخترک او را کمی، آن خواهد بود احمقانه به داشته دونگ در یخچال، دونگ دو را از یخچال در حال حاضر خواهد بود کامل، دخترک سرد و سوراخ مقعد در همان زمان بود."
"بیش از حد بد شما kunnde مرخصی آمده و پس از من، تصور کنید که دو sluts مثل من و شما شروع به لعنتی اطراف، وجود نخواهد داشت هرج و مرج، خروس بعد از خروس، دسته ای پس از دسته" من او را به طعنه.
من، ادامه داد: برای توصیف تمام فاک شرایط ممکن و غیر ممکن است. گربه او را در حال حاضر با انگیختگی مرطوب، ناخودآگاه او شروع به مالیدن آن.
"تصور کنید، دو بزرگ را cocks سیاه یکی در گربه اش و دیگری در دهان در حالی که صف را cocks veined در انتظار نوبت خود را به فاک الاغ خود را"
"شما، شما احتمالا دچار یک جادوگر، آیا شما می خواهم به یک حمله قلبی در این گرما من،" او به صورت قرمز در panted.
"هی، من در واقع خریداری bikinis، من باید به شما نشان می دهد"
تا کیسه bikinis را برداشت و انداخت آن را به صوفیه است.
صوفیه نگاه کردن و پرتاب کیسه، کیسه های اشتباه، آن را تنها برخی رشته در کیسه است. "
من در زمان از مطالب، آن بود درد نوشتن در مورد bikinis، صوفیه نگاه با چشم بزرگ، "اما، خدای من، آن است فقط گروه کوچک، این می تواند لب خود را پنهان نیست چیزی در مورد پستان شیر خود را به می گویند" بانگ زد: سوفیا در حالی که او با ناباوری خیره بود بر روی لباس، کجا این شما پیدا کنید، امتحان کنید، شما را. "
"آنها به نام دو رشته بیکینی یا مشابه آن" توضیح داد در حالی که من سعی کردم مدل زرد است.
"انجام شد، چه چیزی به شما می گویند؟ از او درخواست کردم و به آینه رفت. آنقدر کوچک بود، واقعا آن را فقط در مورد یک گروه است که در اطراف کمر و دو در هر طرف، از لب رفت. بخش فوقانی شامل یک گروه اطراف پشت و گردن و دو قلب است که ایجاد یک مثلث در اطراف نوک سینه ها است.
"خوب، آیا فکر می کنید:" من تکرار و تبدیل به صوفیه دوباره.
او گفت: "فقط مرد دیوانه در میان چنین افرادی می توانید بیرون بروید، شما به طور کامل برهنه"، "موفق باشید در ساحل دریا."
الاغ او را نسبت به صوفیه تبدیل شده و به جلو خم ..
"دخترک تمام شده است قابل مشاهده است، آن را به طور کامل در معرض قرار گیرد،" او گریه می کرد.
"کامل" من پاسخ داد، و ادامه داد: به خودم در آینه را تحسین کنید.

پرواز یک کمی خسته کننده بود، اما ما نسبتا به سرعت وجود دارد. اتوبوس ما را به هتل، در واقع، این مجتمع هتل بزرگ، تنها برای مهمانان، با سواحل شنی طولانی بود. اتاق بزرگ و دوست داشتنی با منظره دریا بود. من در ساعت مچی، 16.00، خوب نگاه کرد، من فکر کردم و فرار به حمام به خودم تازه کردن. KL. 16:20 من آماده برای ساحل بود. من تصمیم گرفتم بیکینی سبز من، اگر شما می توانید این لباس شنای زنانه دوتکه و صندل پلت فرم تماس بگیرید. با عینک آفتابی بر روی بینی من نگاه کردم مثل من آماده هستم برای عکسبرداری پورنو. به خاطر ایمنی، من پوشیدن پیراهن مردان سفید پوست را خسته نکنید اما به آن ضربه محکم و ناگهانی. در راه به ساحل را به من چشم بسیاری از خمیازه رفت، تمام من "صفات" شده بودند. blottläggda. ساحل طولانی شد، من خودم را در یک محل کوچک جدا قرار داده شده در زمان خاموش پیراهن من و روغن را با کرم های ضد آفتاب، حتی اگر من در حال حاضر یک رنگ تیره. گرما و نسیم ملایم مرا به خواب سبک قرار می گیرند. وقتی که چشمانم را باز کردم دیدم سه 18-20 سال بچه ها خیره به من از فاصله 7-8 فوت، آنها احتمالا فکر می کردم من هنوز خواب است. از عمدا پاهای من من جدا و لب دخترک پروانه من نشان داد بچه گربه من در حال حاضر به طور کامل برهنه بود. واکنش آنها این بود برجستگی چشمگیری در تنه شنا شروع به رشد می کنند به میزان قابل توجهی ... برای اینکه مسائل مربوط به "بدتر" است، من شروع به خزیدن و معمولی را نوازش می tits بزرگ و نوک سینه های بزرگ پف کرده اگر من می خواستم را به هر چیزی به دور از آنها. گربه gaped مثل یک صدف باز و من می دانستم که لب من واقعا مرطوب بود. از طریق عینک تیره، من تو را دیدم را cocks جوان خود را تنها بزرگ شد و بزرگ شد و تکان دادن آنها می ایستد کامل داشتند. یکی از بچه ها بسیار کوچک شنا بود، هر چند او سعی kunnde او بسته نمی کردن خروس او، نیمی از اندام برهنه بود. خروس او بسیار بزرگ و سنگین بود، پوست ختنه گاه به عقب کشیده شد، سر آلت glistened شده در خورشید قبل از تقدیر است. دو نفر دیگر بود شورت و قطعا بسیار کوچکتر dicks به طوری که آنها به نوعی برای مخفی کردن توده های بزرگ خود. من تا به حال "مشکلات"، کل وضعیت را به من فوق العاده شاخی ساخته شده بود، fittsafterna شروع به جریان و پاشنه پا، پرش به بالا و فوق العاده خود را cocks جوان را خورد. به آرامی، شروع به بلند شدن، بچه ها برای مخفی کردن موقعیت خود را تبدیل به دریا. من "محاکمه" را به باز کردن چتر، اما آن را "سخت" بود. من خیلی شاخی بود من می خواستم به دیدن dicks خود را از محدوده نزدیک است.
"پسران، می تواند به شما کمک کند به من لطفا!" من به زبان انگلیسی فریاد زد. به آرامی آنها خودشان تبدیل شده است، به خصوص مرد با شنا حداقل، من دستی تکان دادم و به آنها زدم تا بیایند و به "کمک" به من. به آرامی و با حوله را در مقابل dicks آنها با نزدیک شدن.
شروع کردم "می تواند yuo کمک می دهد" اما یکی از بچه ها دیدم این کتاب را برای خواندن JAD.
او بانگ زد: "اما، آن را مانند ما به هموطنان به نظر می رسد".
"اما چه خوب،" من با خوشحالی گفت و از آنها خواست برای باز کردن سایبان من. در حالی که آنها با یک هواپیمای یک باله تلاش، من در زمان به خم شدن و نشان دادن الاغ و گربه خود را به درستی. تعظیم من تا به حال هم به نوبه خود بچه ها در حال حاضر نشسته بود و را cocks با badhangukar خود را پوشش داده است. این نتیجه رسیدند که آنها بدون آن مرد با سنبه تفنگ یا توپ بزرگ مایک مهمانان هتل، پدر و مادر صاحب خانه نزدیک است و آنها با استفاده از شنا کردن در اینجا به دلیل آن است که معمولا در یک منطقه خالی از سکنه به طوری که آنها می توانید حمام برهنه. دو تن دیگر از دوستان مایک بود در حالی که این دو را در خانه با مادر مایک در آنجا ماند.
"شما می توانید با ما خانه به دنبال مادرم خوشحال خواهد بود که کسی به صحبت با او احساس می کند کاملا رها شده، به تنهایی با پنج میخ باقی مانده است،" پیشنهاد مایک. پس از انعکاس کمی از پسران به «متقاعد کردن" من است.
تنها در خانه با پنج را cocks، وضعیت خواب، من فکر کردم که ما با نزدیک شدن به خانه. بچه ها خوب بودند، ما صحبت کرد و به شوخی حتی اگر چشم ها و افکار خود را بر روی دخترک لخت من است. به زودی ما وجود دارد، مادر مایک آفتاب بر روی تراس با دو تن دیگر از بچه ها. هنگامی که آنها من را دید چانه کاهش یافته است. مایک به من معرفی مادرش، او دست مهاجرت مبهوت شدم.
"مارتا" او stammered "در اینجا شما می نشینند،" و اشاره کرد به سمت یک صندلی راحت عرشه.
قبل از اینکه طولانی مکالمه لذت بخش و سرگرم کننده بود، مارتا خوب نگه داشته، اخلاقی 50 ساله خانم بود. پسر فرار به اطراف، قهوه و نوشیدنی کردم، آنها فقط می خواستم به تماشای گفتگوی جوانان ایرانی و ماوس است.
"متاسفم اما من باید از شما سوالی بپرسم، چطور جرات کردی به بیرون بروید، شما، ببخشید کلمه، برهنه"؟
"من احتمالا exhibitionist کوچک اما من بسیاری از جذب، ببخشید کلمه، dicks که ممکن است،" من لبخند زد.
مارتا خندید و صمیمانه است.
اما در حال حاضر من به شما چیزی بپرسد، "viskadejag،" چه چیزی شما را با پنج dicks در خانه انجام دهید، شما را لعنت "؟
سردرپیش مارتا: "احمق شما باید انجام دهید، آنها دوستان مایک و جوانان".
"شما فکر می کنم آنها نمی خواهند که آنها این صبر کنم به شما فاک، من مطمئن هستم که آنها تالارهای هر روز چندین بار، آنها هر چه زودتر، بهتر است تا شما غرق در منی
مارتا در صورت قرمز بود "اما توقف،" او خواهش کرد که، "پسران خوب است."
"پسران زیبا را به شما می گویند،" ادامه داد: "تنها چیزی که فکر می کنند که در مورد گربه، شما باید موقعیت خود را در ساحل دیده می شود و شما می دانید که مایک خود را یک hästkuk واقعی بین پاهای من است."
هر چه زودتر، بهتر است ما به ما bestämmde به در رقص امشب حرکت می کند.
"لباس پورنو،" من به نام مارتا "است که قطعا خیلی امشب دیک" ..

من تا به حال هیچ مشکلی با لباس، سینه بند چهارم با بلوز سیاه و سفید، شفاف، محکم دامن سیاه و سفید بسیار کوتاه، پوشیدن کفش پاشنه بلند، بدون شورت ها و آرایش های چالش برانگیز است. ما در مقابل هتل ملاقات کرد، بچه ها youthfully ملبس به لباس شدند، تی شرت و شلوار جین. مارتا به عنوان اگر او را به مراسم تشییع جنازه، لباس های کوچک سیاه و سفید را با هیچ و یا شاید با آرایش کمی به تن داشت. به زودی ما را در سالن رقص، دیسکو، شلوغ، نور کم با لامپ های بسیاری را در تمام رنگ ها و موسیقی با صدای بلند بود. جدول گوشه ای کوچک است. خلق بالا، بچه بسیار شاخی بود و من خیساندن مرطوب بین پاهای من. پس از چند نوشیدنی، آن را در رقص انجام گرفت. مایک من را بوسید به طور افراطی در حالی که بچه های دیگر رقص در اطراف من بودند. دست خود را در همه جا، در گربه اش، گفتگوی جوانان ایرانی، کسی نیز دو انگشت در الاغ برای من متوقف، من را تکان داد دیک مایک، اما هیچ کس در مورد این ال و نه کامل، پس از آن بود که هیچ کس را دیدم. دختر کوچولو "رقص" در کنار ما، در واقع در خروس دوست پسر خود نشسته با پاهای من عبور دور کمر خود و سرعت در موسیقی تموم در حالی که دوست خود را به فشار دیک خود را در پشت خود. من مایک و دوست خود را به دست گرفت و به جدول ما را متوقف کرد، من با میل لرزان شد. مایک نشسته بر روی صندلی، من در honnom جلو زانو زده بود، به سرعت، من پرواز خود را باز کرد، در زمان از خروس اسب نر و شروع به دیوانه وار به آن خوشامد گویی. دوستان او جدا باسن و خشونت تا سه انگشت زد و شروع به نوازش گربه من سخت است. زوزه میکشیدند محکوم کنند و فریاد زدم اما موسیقی همه چیز överljudade. همانطور که از طریق غبار را دیدم شگفت زده مارتا در بیان.
"اما، خدای من، تو دیوونه ای، چه کار میکنید،" او در گوش من فریاد زد:
من در لعنتی ترانس بود، "مک hästkuk پسر خود را، نگاه کن چقدر بزرگ است." من خروس مایک در مقابل چشمان او دست تکان داد، "شما می توانید کمی اگر می خواهید طعم،" من فریاد کشیدند عقب و به مکیدن خروس خود را ادامه داد. ارگاسم خشونت آمدن من به سرعت سرش داد زدم، من در حالی که مرد جوان ادامه داد: من جک. حالا من در زمان بیش از دیگر خروس، خروس خود را بسیار کوچکتر بود، اما بسیار خوشمزه و آسان در مکش، بچه ها در اطراف من بودند، kneading پستان شیر من و masturbated. مارتا ایستاد جیغ در گوش من "فاحشه" و می خواست ما را.
"توقف مارتا کودکانه نیست." من متوقف مکیدن به مارتا توسط بازو انجام گرفت و پشت او را در صندلی خود را مجبور. با استفاده از مانور krafitg من شورت او اندازد و پاهای او را گسترش. او ساخته شده است مقاومت در برابر خفیف، او احتمالا خیلی شاخی مثل من بود. گربه او به عنوان به خوبی خیس شده بود و جای تعجب تراشیده است.
شما تراشیده فاحشه، فاحشه، در اینجا آن و در مقابل همه ادم احمق و نادان، فریاد زد: "من است. من بلند پاهای او را از هم جدا بر روی میز به طوری که تمام kunnde کس خیس او، "فاحشه handjob"، من دستور داد، "قرار دادن انگشت خود را در شکار. مارتا شروع به نوازش او گربه kukhungriga، یکی از بچه ها توپ خود را در دهان او قرار داده است. به زودی من هم خروس در دهان ما، با پاهای باز در کنار یکدیگر نشسته، masturbated خشمگینانه مکیدن dicks. بچه ها چند در اطراف ما جمع شده بودند و نوازش میله های خود را در پیش بینی از تبدیل شدن به اولین پرتو اسپرم avsugna.Den مارتا در صورت ملاقات، او flinched اما هم واکنش نشان می دهند، آبشار منی فرود آمد بر سر ما، سینه های برهنه و سیری ناپذیر پذیری. به نظر می رسید که همه این جت جنگنده در همان زمان، من و مارتا را تکان داد ارگاسم توانا drenched در اسپرم است. من در مارتا نگاه کرد، اسپرم در حال اجرا کردن موها و گونه، طنز از اسپرم سنتز fittläpparna و نه دانه به طور کامل سفید بود. مراقب باشید، من نسبت به او تکیه داد، به نظر می رسید که هر کس برسس خود را خالی کرده بود، بنابراین من این شانس را به تازیانه زدن بعضی از اسپرم ها را از چهره اش و چشم است.
ما تماس با ما بلند به آرامی، بسیاری از ما بصورت تماسهای مکرر و به ما تعارف، نسبت به خروج و رفت. اسپرم از صورت و جنس ما چکیدن است. در پایان مایک ایستاده بود با دوستان خود در انتظار ما است. مایک مادرش را بوسید.
"مامان تو بهترین مادر در جهان، او را بوسید دوباره"، گرچه از اتهامات عنوان شده علیه ما بیش از پیشی خود را متوقف کرده اند. "
ما هفت شب گرم، اولین خیابان سمت رفت، من در تبدیل و من با آنها بقیه کشیده است. خیابان بود بنابراین مکرر نیست، در دیوار کم من دستور داد مارتا به دروغ به پایین بر روی دیوار و گسترش پاهای من، "من می خواهم به لیسیدن تا تقدیر از گربه خود را به من توضیح داد،" چنین ظرافت باید شود نه پرتاب دور است. "
مارتا ولع مصرف برای هاردکور بیشتر بود، بدون کلمات، نزول بر روی دیوار از هم جدا و پاهای من و درمان من لذت می برد. بچه ها به تشویق کردن نیست، در حالی که من gobbled اسپرم خوب را به من و fittsåsblandningen شروع یک خروس خر خر کردن در اطراف دخترک من،
msgstr "لطفا، فاک الاغ من"، من بدون این که هربار من در خواستم. در مدت چند دقیقه ایستادم و مارتا دست خود را در مقابل دیوار تکیه داد، هر کدام با یک خروس در الاغ او و آرام داد بزنم. بچه ها در زمان چرخش لعنتی های لغزنده ما و هر زمان مایک känndes خروس او که او را هل داد.
"Mmmmicckeee knuuulla mammmmmaaa oooocksååååååå خود را،" من بزنم.
من نسبت به مارتا نگاه، پسر خود را پشت سر او بود و در سرعت کامل تموم. مطمئن نبودم اگر خروس خود را در گربه اش یا bakhålet بود، اما مارتا زوزه مانند گرگ گرسنه لعنتی بود. چند نفر از آنجا می گذشت، اما ما در این مورد مهم نیست، من شنیده ام چند تن از آنها اظهار نظر "فاک عوضی" یا "خوراک با دانه" اما ما فقط تموم و تموم. من شروع به احساس کشش در آلت تناسلی پسرها و می دانست که آنها به زودی اسپری. من هم تبدیل شده و خم "تفنگ، تفنگ در اینجا،" من خواستم و به سمت دهان من اشاره کرد. اولین نسخه به طور مستقیم به داخل دهان آمد، پسر دیگر از دست رفته کمی است، اما سوم و چهارم به هدف رسید. شروع کردم به خفگی زمانی که حتی فاکس شروع به شلیک پماد پماد خود را پس از پماد، آن را شروع جریان munngiporna. ناگهان مارتا crouched به و شروع به لیس منی فراوان پسرش را سرشار لب های من. من سعی کردم به چیزی می گویند، اما دهان من خیلی کامل بود، به جای من کشیده سرش را به عقب، دهانش را باز کرد و به بخشی از مایع منی از دهان من تف کرد. مارتا sediga خوب در حال حاضر ایستاده بود برهنه در خیابان با الاغ uppknullad و گربه لخت و تقدیر greedily با من به اشتراک گذاشته شده، چه تغییر است. را پسران موفق به مقابله با dicks در شلوار شما، من و مارتا می رسند به تازیانه زدن آنها را تمیز و زیبا.
"پسران شما امشب حمام لازم نیست، ببینید که چه زیبا و تمیز را cocks خود را، به شوخی:" مارتا. ما در پایان از دیوار پایین به استراحت کمی نشستم. در پاهای لرزان من آنها را به دنبال هتل.
شما فردا را ببینید، "جیغ و مارتا.
روز بعد من را به خانه مارتا در زرد "بیکینی" من راه می رفت. وقتی به ساحل من در زمان خاموش پیراهن نظر، من به سادگی اهمیتی نیست آنچه که مردم می گویند. بر روی تراس نشسته مارتا اما من نمی بینم چرا که او در یک خروس نوسانی شد و دیگری را در دهان خود بود. شلخته، من فکر کردم، او خروس در سوراخ مقعد است. مایک که من را دید بود، او در حال آمدن است تا با یک لبخند و من را بوسید.
"ما به سادگی می تواند او را اهلی نیست، او در حال حاضر سوار خروس تمام صبح را، افسوس می خورد که مایک و در مقابل مادر نشان داد. اگرچه مارتا من را دید در حال حاضر، و بدون viftage توقف مکیدن او به من گفت که در راه اند. در نهایت، او در زمان از خروس خود را از دهان او، "عسل" او زمزمه برگشت و به من پیشنهاد خروس او، "بسیار خوب". من در زمان دو sugtag اما مایک وجود داشت در حال حاضر با قهوه، بنابراین نشستم با بهره گیری از نور آفتاب و نوشیدن قهوه. در یک لحظه حتی مارتا از تقدیر را در دهان او، او احتمالا می خواهم که یک اسپری بزرگ را در دهان خود داشت، من او را با دست خود نشان داد که او زیاد در دهان او است که او به سرعت licked خاموش بود.
"من می توانم می دانم که نیست چگونه من می تواند شما را به خاطر هر چیز و همه چیز تشکر کنم، من هستم یک زن کاملا متفاوت، با بهره گیری مانند قبل عمل هرگز شروع به مارتا، اما من او را قطع،" شما می توانید مرا ترک دیک کمی برای من خیلی تشکر کنم، "ما خندیدند.
"ماما،" جیغ و فاکس، "من و پسران در حال حاضر به ساحل بروید، ما به شما دمار از روزگارمان درآورد زمانی که ما در بازگشت، آن را OK."
مارتا در زمان دست من، روز بعد از فردا سفر خانه، متاسفانه، اما فردا 7 را cocks به دفعات مشاهده شده، دوستان مایک از رفت و آمد مکرر، ما می توانیم یک حزب بزرگ خداحافظی را cocks tålv و 2 پذیری، چه شما فکر می کنید ". مارتا نیز آغاز شده بود به مانند یک فاحشه صحبت کنید.
: "بهت جالب، من یک ایده است اما ما تا وقتی که مایک می آید:" من توضیح داد، و یک موز را از جدول زمان، من به آن، خوردن یا توقف در fittann "".

فردا شب، همه چیز آماده بود، من تمام روز در انتظار مجالس عیاشی و میگساری بافتخار خدایان خواهد بود که در نظر گرفتن محل امشب تموم. روباه و دوستانش او تریبون کوچک در وسط بزرگ sallongen، نور رام سازماندهی شده بود، و دو چراغهای کوچک است. همه نشسته در sallongen و انتظار برای "عملکرد". ما شنیده مایک تماس با ما معرفی به دو hookers بسیار شهوتی که به اینجا می آیند به طرز وحشیانه ای به تازگی در هر سوراخ تموم. بزرگ تشویق، شادی و سوت شنیده می شود. در حال حاضر از آن خوش گذرانی بود تا در podiumet بداهه است. من حداقل یک پیراهن سفید بر طنز عظیم من گره خورده، بسیار کوتاه پوشش دامن صورتی چین، در واقع تولید چیزها، سفید بر روی زانوی جوراب با صندل پاشنه بلند بالا، بدون شورت ها و دو نوارهای پوشیده، من حتی کک و مک کوچک در اطراف بینی را به خود جلب کرد. مارتا به حال بلوز سیاه و سفید شفاف و سیاه و سفید 2 رشته من "بیکینی" یو پی اس های سیاه و سفید اقامت و سیاه و سفید پاشنه بلند پمپ. هنگامی که ما خودمان را در مقابل از بچه ها ارائه شده شروع به سوت زدن با صدای بلند و زوزه. هنگامی که آنها مایک lungnat: کمی ادامه،
"این خانم ها، نگاه،" او فرمان داده است. ما بر ما تبدیل متمایل ما foreward و پاهای من را باز کرد. با استفاده از پرسنل، Mikey شروع به نشان دادن تمام سوراخ kuklängtande ما.
"این حفره به شما خواهد شد با kuksås را پر کنید" او توضیح داد که او به عنوان میله عمیق در الاغ من را هل داد. Sluts می خواهید به صورت سخت در هر سوراخ گرفته و سخاوتمندانه با اسپرم تغذیه بیرون کشیده میله روشن و آن را به دهان من پر شده است.
بنابراین شما یک دختر کوچک که میخواهد خروس، چه چیزی می خواهید؟ " از او پرسید.
"Kuuuk، بزرگ خروس ضخامت،" من با میله دهان خود را داد بزنم.
"و فاحشه،" او ادامه داد: با نزدیک شدن به او به عنوان مادر، "آنچه شما خواهش.
مارتا لرزید با میل، خروس، خروس در هر سوراخ، "او برخاست.
"بنابراین، بچه ها با را cocks و خانم ها نا امید نیست، این sluts تمام شب تونن برن به جهنم." به منظور ارائه مثال خود او در زمان خاموش شلوار خود را تبدیل مارتا و جایگاه خروس بزرگ خود را در خیساندن گربه خیس او را راندند. در عرض چند ثانیه، بچه ها در اطراف ما را cocks طولانی، فاکس به فاک ایستاده مارتا ادامه داد و یکی از بچه ها شروع به راهب او را اعلام کرد. من می دانستم که بسیاری از دست بر روی بدن، آنها در زمان از پستان من، "گاو" قضاوت komenterade "، یک دستگاه شیر دوشی، او نیاز به" سنگین مشخصی روزت مقعد و سه انگشت ضخیم نفوذ گربه آبدار من است. به زودی من داد تا بر روی نیمکت با دیک در دهان و گربه خود را، بچه ها دور در سوراخ من انجام گرفته است. بعد از ارگاسم اول و دوم از دست داد شمارش، من فقط می دانستم که من مثل یک عوضی وحشی تموم شد، تقدیر شد به پرواز و با چکیدن بیش از همه، من فقط بلعیده و بلعیدم. همانطور که از طریق غبار من به مارتا دیدم، او یک ساندویچ بود، از مو و گفتگوی جوانان ایرانی چکیدن تقدیر، او به عنوان دیوانه زوزه میکشیدند محکوم است. ناگهان، سر مایک عزیز، من در زمان honnom مو،
من در گوش او فریاد زد: "Knuuulaa miig می کنم، deliver rööövvv من،". خروس او لغزنده من شخم می زدند، من اخر دختر شوخ و جوان meandered، ناله و التماس برای خروس. من نمی دانم چه مدت همه چیز بود و چه مقدار اسپرم من را بلعیدم، اما بچه ها به نظر می رسید خیلی خسته است. مارتا در طرف مقابل بر روی مبل دراز به طور کامل، آغشته در تقدیر است. بچه ها زن و شوهر نشسته بودند در اطراف و به نرمی نوازش تقدیر خود را تحت پوشش گفتگوی جوانان ایرانی و دخترک اما من می خواستم، من kunnde متوقف نمی لعنتی.
"تو بزرگترین شلخته که من تا به حال دیده اند،" مایک spermaoljiga گفت و بوسید لب های من، "صبر کنید، در حال حاضر من می دانیم،" او زد تا از پله ها، بعد از چند ثانیه او با basebollslagträ بود. او دستور داد: "این است که به اندازه مناسب برای شلخته"، او آن را به دست من، "حرکت تند و سریع خاموش شلخته". من آن را در زمان باز پاهای من، آنها را در sallongbordet کم قرار دهید و به آرامی شروع به جسم خشن در گربه من رانندگی، تمام gaped. به زودی من در سرعت عصبانی jerked، بچه ها بودند که هنوز هم نزدیک شدن و شروع به نوازش dicks دوباره.
"ضمیمه، در ruunkaaa kuuukaaar، miig kuuksaaaft" من با صدای بلند داد بزنم. انزال و همدلی به عنوان طوفان، من فریاد زدم و زوزه میکشیدند محکوم مانند یک مرد برخوردار است. بچه ها قطره های گذشته خود را از تقدیر به من شلیک کرد،
"Uuuuuuuhhh، uuuuuuuu" من، من احساس تولد دوباره.

وقتی کمی بهبود بود، متوجه شدم که من بر روی زمین، متوقف شده بود. من ایستاد mödsamt، هیچ کس تا به حال قدرت به من کمک کند، بچه ها که هنوز هم کم و puffed بودند. من نمی دانم چگونه می توانم به هتل بازگشت، زمانی که من از خواب بیدار شده بود 12:30. آه، من فکر می کردم باید عجله خداحافظی به پسران و مارتا. برداشت لباس که من روی زمین پرتاب شب گذشته، اسپرم، دامن، överknästrumporna خشک شده بود و پیراهن سفت بود که اگر آنها در گچ باقی مانده است. من باران و mödsamt لباس پوشیدن شدم، حداقل او به من در زمان به مارتا و پسران برای خروج خود را ببینید.
"یک بار دیگر از شما سپاسگزارم با تشکر از شما، از شما سپاسگزارم تشکر شده مارتا،" من یک زن هستم، پسر låvade آرام نگه دارید و من låvade به آنها پیشی می دهد زمانی که آنها می خواهند و چه مقدار از آنها می خواهند. "
مایک داد من شماره تلفن خود را، "شما خیلی عجیب و غریب،" او به شوخی، اما حداقل زمانی که شما به خانه من را (برای دفاع از خودش) صدا می زنه، من با دو تیم های فوتبال به شما فاک می آیند، ما خندیدند تمام tillsammans.Dom رفت و من همچنان تعطیلات. 2 رشته می توانند لینک را مشاهده کنند.

11 پاسخ به "شیدا، فاحشه اسپرم بالغ - قسمت 2"

  1. ISSI:

    آیا متاسفانه کاملا اشتباه است و منزجر کننده است که یک مادر می شود توسط پسرش تموم شده بود .. به افراط و رفت .... غیر قانونی O در تمام هیجان انگیز ....

  2. Buu!

    خوب، پس sluts تموم 50-سال، هر روز بیشتر و بیشتر خروس آنها احساس خوب است.
    من امیدوارم که شما اغلب اوقات زیاد.

  3. جالب:

    خدا چه شاخی من بود! واقعا خوب ^ ^؛

  4. lalalala:

    داستان در ابتدا خوب بود، اما شما می توانید از قلم و نوشتن است که پسر و مادر با داشتن رابطه جنسی، نفرت انگیز ^ ^ در غیر این صورت braa!

  5. آرنی:

    hookers اسپرم بالغ (یا دو بالغ اسپرم فاحشه) آن نامیده می شود، درست است؟

  6. بزرگ:

    داستان کوتاه فوق العاده، توپ خیلی خوب بود! لطفا، لطفا، لطفا، نوشتن از 3

  7. Mikan:

    چرا نه از نوع 3. من زمانی که داستان کوتاه خود را بسیار هیجان زده است.

  8. سون اریک:

    خیلی خوب، لعنت اما راه بیش از حد طولانی است. منظورم این است که من می تونستم فقط کمی بخوانید قبل از اینکه جناح راست چسبنده شد.
    خوشبختانه، من برای جلب spruten زیر میز.
    صفحه کلید!
    حالا من کل داستان را چاپ کرد. خوب برای ادامه به kvällsrunken.

  9. دخترک کمی:

    چه شگفت انگیز از همه اسپرم است. ای کاش من در آنجا به لیسیدن kletga گربه شما.

  10. rony:

    فوق العاده با بسیار زیاد و بزرگ dicks

  11. تیم مورد علاقه:

    واقعا شاخی بنابراین سرنگ من دیک بود. خوب است. داستان کوتاه خیلی خوب است. بیشتر. سپاس ها

نظر، فاحشه اسپرم بالغ و شیدا - قسمت 2