شیدا، فاحشه اسپرم بالغ

من یک زن 55 ساله، بیوه، زندگی می کند در یک جامعه کوچک با موقعیت بالا در آن است. من 158 سانتی متر قد بلند معده صاف و باسن شرکت. من بیشتر افتخار شما گفتگوی جوانان ایرانی من، پستان شیر واقعی را با نوک سینه های بزرگ و bråstgångar. همه می دانند من به عنوان متواضع و اخلاقی speciellte بانوی bigbusted پس از مرگ شوهر 4 سال پیش است. فرزندان خود را ندارند، اما شوهر مرحوم من دو پسر پشت سر او، علامت گذاری بفرم 19 سال زندگی در خانه پدر خود را از 30 میلیون از من و الکس 22 سال تحصیل در پایتخت را ترک کرد. اما آنچه قابل مشاهده است از خارج به دور از واقعیت است.

بعد از اینکه من بیوه شد، نیازهای جنسی من تنها با گذشت زمان رشد کرده و میل جنسی من مشکل بود به مهار. برای تقریبا یک سال من سعی کردم برای آرام کردن این کار را با انواع مختلف vibrators و dildos. خریدم، هر دو از لحاظ اندازه و زبری، اگر چه بسیاری از فیلم های پورنو در مورد زنان بالغ است که در و nersprutade با مقادیر زیادی از تقدیر در هر سوراخ بسیاری از مردان تبدیل شده بودند. من در مقابل تلویزیون با dongar بزرگ درشت masturbated. روز پس از روز، نوازش گربه و الاغ، در پایان کافی بود، تصمیم گرفتم برای تبدیل شدن به عضو یکی از باشگاه های گفتگوی بسیاری در شهرستان های بزرگ در این نزدیکی هست. من برای اولین بار در باشگاه های کوچک صمیمی پیوست، اما به زودی تبدیل به نیازهای من خروس نیروی عظیم و تقدیر من را به یکی از بزرگترین باشگاه های اهمیتی در شهر رفت. حالا من صرف هر هفته در یکی از این باشگاه ها می شود و تموم uppknullad و بسته بندی شده با اسپرم خوشمزه، خوشمزه و گرم. من دیوانه در مایع منی، من می توانم آن را به جای آب بنوشند. من همیشه از کسی که تزریق "کمی" تقدیر در قهوه من بیش از کیک، آن را بسیار خوشمزه تر از کرم، با نام مستعار من حتی فاحشه تقدیر است. گاهی اوقات راه رفتن در اطراف و لیس اسپرم از زنان دیگر، جنس، مخلوطی از اسپرم و تقدیر طعم بهترین، واقعا هر کجا که می بینم چلچله اسپرم به من. من درد می کند به اندازه کافی از غلات است.

در جامعه خود، من در نزدیکی یک زن ایستاده، صوفیه، او بسیار جوان تر و قوی تر، تقریبا 180m طولانی، دارای دو فرزند کوچک، طلاق گرفته و زندگی مردم این کشور را با مادرش و پاپا در ویلای خود است. چند سال پیش او را در مورد نیازهای جنسی بزرگ من گفت، چگونه به سوار را cocks سخت در هر سوراخ و تموم. او تنها کسی که در شهر می داند که حقیقت است. او همچنین جنس دیوانه است، اما شجاعت دنبال من در «sexeventyr" من تا به حال هرگز.
"من آرزوی تقدیر ضخیم و گرم، پر کردن دهان گربه و من،" او می گوید.
"برو به جهنم احمق بیش از حد، وی افزود:« من و grins.
در باشگاه ما فیلم در معمولا orgies ما، زیاد بزرگ و سخت با کسی رابطه جنسی مقعدی. پس از آن به پردازش "مواد" و دریافت یک کپی از فیلم است. من معمولا "سرب" نقش. صوفیه و من همیشه مشتاق به دریافت فیلم، که ما به راحتی در fotölj جداگانه و با بزرگ dildo به نشستن در دست خود را در حرکات تند و سریع گربه و الاغ kukhungriga ما در حالی که تماشای فیلم تکان دهنده من، ما.
"این مسلما طعم از دست رفته" mumbles صوفیه اغلب هنگامی که او می بیند آبشار بزرگ چسبنده، ضخامت زیاد پر کردن دهان من در حالی که او دیوانه وار با بزرگ او، دونگ سیاه و سفید با ضخامت های مورد علاقه خودارضایی است.
"شما را بلعیدم حداقل یک لیتر غلات، ببین چگونه آن را از دهان شما جریان می یابد، شما هم به آن را فرو برد، تو proppful، خدای من، من به زودی باید خروس در غیر این صورت دریافت کردم دیوانه می شوم."
در گذشته، پس از یک جبهه runkning خشم از تلویزیون، او تصمیم گرفت به دنبال من به swingerklubben بزرگ.
"شما آن را پشیمانی نیست" من به او اطمینان، نوازش خود را بر روی گربه، "شما نمی خواهد بود قادر به نشستن و یا راه رفتن به طور معمول چند روز بعد از درمان است."
صبح روز شنبه، به نام سوفیا من را، او دستپاچه شده بود، "چگونه باید آماده شوم، چگونه باید لباس؟ او squeaked.
"انما خوب است، موی خود را بتراشید گربه و روغن را به سوراخ مقعد به درستی با روان کننده، که آن را به لباس می آید، آن است که بسیار مهم است برای آنها بسیار سریع، کوچک بانوی پیر هیچ دلیلی برای عصبی باشد وجود دارد."

19.00 من او را برداشت، او در ماشین شروع به پریدن کرد و من را بوسید، او بسیار عصبی بود، که آشکار بود.
"بله، در حال حاضر ما" به من گفت.
من به او نگاه "عزیزم بد نیست" من anmärke.
او پوشیده بود تنگ سیاه و سفید مینی مینی دامن، پمپ های پاشنه بلند بالا و نه genomsinlig بلوز ابریشم سیاه و سفید بدون سینه بند. این kunnde اشتباه پس از او بود. دامن بالا رفته بود، egentlige آنقدر کوتاه است که آن را kunnde پوشش دادن گربه خود را هنگامی که او نشسته بود، او تا به حال هیچ شورت یا شاید آنها هم آنقدر کوچک بودند که آنها قابل رویت نیست.
هنگامی که وجود دارد، من ماشین را در مقابل خانه پارک شده است و ما پرید بیرون.
و او در یک صدای خشن گفت: "لعنت آنچه من عصبی"، او را مانند یک برگ تکان دادن می شد.
"هیچ دلیلی، و گفتم" من او را تشویق، اما بر روی صندلی اتومبیل نقطه مرطوب بزرگ دیدم، او وحشی شهوتی و عصبی بود.
ما خوش به خانه، دست در دست هم رفت. ما در باغ پاها متوقف شد، من در زمان طولانی، کت و نازک من، و او به تنهایی در شلاق زدن کوارتز BH حداقل که به سختی تحت پوشش لب های متورم و بسیار بالا، پمپ های پاشنه بلند نقره ای من باقی ماند. صوفیه در حال حاضر حداقل لباس پوشیدن و مانند ما به sallongen بزرگ میگذاریم. در حال حاضر وجود دارد mäniskor بسیاری وجود دارد، چند زن تا به حال dicks در دهان او و گوشه ای از نیمکت لعنتی دو بچه جوان به طور کامل بالغ بانوی bigbusted. به سرعت، مردان متعدد با دور ما وجود دارد، صوفیه بود و آنها را از محدوده نزدیک می خواستم ببینم تغییرات جدید. من به او معرفی کرد و توضیح داد که چگونه شیپوری و kukhungrig بود.
"او مثل یک سگ هرزه شاخی است و او تنها آرزوی این است که به درستی در هر سوراخ uppknullad، من مطمئن هستم که شما را نا امید خود را ندارد،" به من لبخند زد.
در مدت چند دقیقه ما در حال حاضر بر روی زانو و خروس مکیدن مقابل وسط sallongen به .. من نسبت به صوفیه به نظر می رسید، او را بلعیدم greedily دیک رگه رگه bamse. من می دانستم که خروس شروع به خر خر کردن در اطراف روزت مقعد من، تلاش سخت و خروس من بدون مشکل تضعیف، من در لذت داد بزنم.
"" OOOUUUU OOOOOOOO sååååååååååå، OOOOOO "من whimpered.
اما در عوض شروع به من فاک و افزایش ریتم، مرد پشت سر من گرفتن شرکت در ران من و بلندم می کردی. با پاهای باز و دیک در سوراخ مقعد، او به من از طریق sallongen کامل انجام شد و نشان داد همه پاک تراشیده پیشی من، کس بی ادب را با دست خود را ماساژ بدهید. این اثر ساخته شده، ایستاده بود مرد شاخی به خوبی ساخته شده در مقابل از ما سنگ از سهام خود را glänsade سخت را از جیبش در آورد و سوار آن را وحشیانه به دخترک لرزش خیس من. در حال حاضر من دو ساندویچ در وسط sallongen به بود. داد بزنم و بی شرمانه whimpered.
"پخت عامل، haaa knuuulaaaa من knuula miiiig مردان چند در اطراف ما ایستاده و masturbated در نوسان کامل، اوج لذت جنسی نزدیک شده بود.
"AAAUUOOOOO
اولین ارگاسم شروع به ریختن از طریق بدن من، بسیاری به دنبال، من خودم را پرتاب کرد به طور گسترده به عقب و جلو به طوری که بچه ها تلاش زیادی برای حفظ را cocks خود را،
"من می خواهم شما spermaaa، spruu UU UU من را با" من به عنوان ترنس التماس.
به زودی من می دانستم که با کشش dicks خود را، هر دو شروع به پمپاژ دانه اش را به من.
دو dicks جدید جای خود را گرفت و ادامه داد: به فاک من در وسط sallongen به ایستاده .. ارگاسم بعد از ارگاسم مرا تکان داد و انقباض در گربه اش فوق العاده خشن بود.
rytten وحشی من در زانو خود را در وسط یک گروه بزرگی از مردان، چهره قرمز به پایان رسید، نوازش dicks خود را درخشان. به زودی رودخانه زیاد ریختن از بدن متورم خود را. جت پس از جت بر روی گونه ها و دهان من فرود آمد، به شهوت، من سعی کردم تا حد ممکن را ببلعد، اما آبشار بعد از آبشار با عجله به سمت من می خواهم یک رودخانه است. من تو دست من را زیر چانه اش قرار داده، به منظور تلاش برای نگه داشتن آن خوب است، خوشمزه اسپرم. وقتی نی آینده نهایی من آن را همه در دست ها و سینه ام licked، در زمان مراقبت تمام را cocks، یکی پس از دیگری، و آنها را پاک licked.
"Mmmmm رفته" من زیر لب من licked و بوسید شیرین 1/2 بدن خود را شل، "معمم واقعا رفته."

من ایستاد mödsamt بالا و رفت به سمت نوار، nedsprutad با منی هنوز از سینه های سنگین و موهای من چکیدن و در مدفوع نوار بالا نشسته است.
من در برابر کسی که در بار مشروبات برای مشتریان می ریزد شناخته شده لبخند زد: "قهوه، از شما سپاسگزارم".
مردان به نوبت در پشت نوار، امشب نوبت آرنولد، برای بار بزرگ خود را از تقدیر شناخته شده بود. هنگامی که من در پشت شمارنده نگاه، من تو را دیدم اما مکیدن خروس خود را در نوسان کامل است. جای تعجب نیست که او تا به حال صورت عبارات احمقانه است.
"تزریق کمی در قهوه من بیش از حد لطفا" من پرسیدم.
با وجود درمان اما، او به من قهوه خدمت می کنند. حالات چهره او نشان داد که او به زودی خواهد آمد. پس از runkningar زن و شوهر، او شروع به پر کردن دهان را پر کنید اما با مقادیر زیاد از مایع منی است.
ذخیره کردن برخی از قهوه "
اشعه های گذشته از غروب آفتاب، او را در قهوه به ضرب گلوله کشته و فنجان را به درستی پر.
او گفت: "OOO این رهایی بخش بود،"
اما در پشت نوار صعود، در گوشه ای از دهان او، او هنوز هم تا به حال بعضی از اسپرم ها، که او با زبان خود را licked.
او گفت: "بهت اون رفته بود،" و "دانه اش فوق العاده است."
من راننده سرشونو تکون دادن و در زمان جرعه از قهوه، "درد است که احتمالا خوب است."
اما بعد به من در مدفوع نوار بالا نشسته، او یک زن میانسال زیبا که مراقبت از خود را در زمان بود.
"خوب، در اینجا شما می نشینند کاملا برهنه است، تماشای زیاد جریان از گربه خود را" اما با یک لبخند به شوخی و با دو انگشت در برخی از تقدیر از گربه من گرفت.
"مادران رفته، من فقط می تواند کمک کننده به رسمیت نمی شناسد."
او در زمان بیشتر و licked انگشتان خود را insolently. سپس متوجه شدم شورت حداقل رشته من رفته بودند، یادگاری برای هر کسی. در نوار میوه های کوچک و یک بطری کوچک uppdrucken آبجو بود. من یک موز و بطری آبجو به من بدهید.
چه می خواهید؟ " من اما پرسید.
اما زمان به سرعت در واقع آنچه که من از او خواستم و تصمیم گرفت تا بطری آبجو. با پاهای کاملا باز، ما شروع به حرکت تند و سریع خاموش پذیری ما، به آرامی اما بعد از حالی که همه چیز را سریع تر و سریعتر. کسی که در بار مشروبات برای مشتریان می ریزد که خروس او را نوازش و چندین نفر دیگر به جلو با dicks سخت خود آمد. Runktakten بود در حال حاضر از کوره در رفته، وحشی، هم من و اما داد بزنم موضوعات آغاز، و با صدای بلند از من نقل مکان کرد، موز از گربه به سوراخ مقعد و ادامه داد: برای حرکت تند و سریع و حتی سریع تر. چشم من بسته شد، من شنیده ام اما فریاد شوق، زمانی که من می دانستم که هر جریان داغ از گربه. چشمانم را باز کردم و دیدم یک مرد بین پاهای من آویزان با خروس خود را در دست دارد که دسته بعد دسته از دخترک و معده تولیدات. ما ما را به مبل بزرگ نقل مکان کرد. اما و من بر مخده صندلی با دو سوراخ در آب و هوا خم شد. همچنین از kunnde جلو می آیند و فشار را cocks سخت خود را در دهان ما، به عنوان اعلام شد. هنوز موز در الاغ و خروس در گربه و در دهان او، من سخت بود از پشت شبیه به یک کابوس تموم. من نمی توانستم فریاد زدن و یا زاری، دهان من را cocks بزرگ که spurted دانه داغ موضوع مهم اعماق گلو من گرفته شد. Bannanen به زودی بیرون رفت و با خروس جایگزین کردم. دوباره شروع به ارگاسم بعد از ارگاسم از طریق بدن من مرتعش، من فکر می کردم که از لذت می میرند. اما حال همان "مشکل" است. من کمی کاهش یافته است knullade.Utmattad من بر روی نیمکت افتاد، نقطه نرم در تمام بدن چه مدت است، اما من احساس شگفت انگیز است. Fittmusklerna هنوز می لرزید و من تا به حال احساس ارگاسم بی پایان. وقتی که من برداشت کمی، من تو را دیدم که اما به من کمتر از پا افتاده بود. من به نرمی او را بوسید روی لب ها، دهان خود را مزه منی، و در آغوش گرفت موهایش با sädvätskan مرطوب بود.
در پاهای لرزان، من رفتم به نوار دوباره آقا خوش تیپ به من کمک کرد و اظهار داشت که سوگند خود را هرگز analhål زیبا تر از من بوده است.
"من پشت دو بار او افتخار:" او به من بر روی گونه بوسید.
کمک مقام معظم رهبری، بر روی صندلی نشسته، اسپرم حال اجرا هنوز هم از گربه و الاغ من، من خودم را نوازش آرامی بیش از پیشی خود،
"امشب، شما تا به حال به اندازه کافی از خروس گفت:" من به گربه من گفت و ادامه داد: به نوازش من به نرمی.
بچه ها به من ایستاد و به اطراف و ما شروع چت.
ما یک نوشیدنی تغذیه ای برای شما ثابت، گفت: "راجر و انتصابی است. "شما قطعا آن را می خواهم"
من سر تکان داد و آنها در زمان viskyglas بزرگ.
کسی که در بار مشروبات برای مشتریان می ریزد آرنولد متزلزل کاملا همزن کوکتل
"همه ما با بعضی از اسپرم ها کمک کرده، من آن را با همه کمی ودکا، لیمو و یخ به پایان رسید."
او به پر viskyglaset بزرگ، افزود: چتر کوکتل و شیشه ای در دستان من.
"برو جلو"
نوشیدنی نگاه از زرق و برق دار، من در زمان قورت های بزرگ،
"بزرگ، یک نوشیدنی در تابستان فوق العاده"
من نشسته در مدفوع با پاهای از هم جدا و دخترک لخت وجود دارد و نوشیدن یک کوکتل اسپرم، کمی تضعیف لب درخشان با تقدیر و احساس کردم که هنوز هم وجود دارد از چکیدن تقدیر از الاغ من، بله، من احتمالا واقعی درد شلخته بی شرمانه است.
با گذشت زمان، من بعد از puffed کمی، من را به حمام رفت. پوند وزن حمام نگاه JAD صوفیه، او دوش با چشمان خود را در زمان بسته و دست او را بین پاهای من. من با احتیاط نقل مکان کرد و به آرامی انگشت تا Hene تحت فشار قرار دادند. او باز چشم خود را هنگامی که او به من دیدم، صورت او را به لبخند تبدیل شده است.
"آیا می توانیم دوش با هم؟" از او خواستم.
"در در" او بانگ زد، و من در زیر دوش کشیده است.
تشکر از شما، از شما سپاسگزارم با تشکر از شما به حدی است که شما امشب اینجا، "او در آغوش گرفت و بوسید من،" من احساس himelskt "او گفت: او به من بیش از همه چهره ی من رو بوسید.
در ماشین را در خانه راه صحبت صوفیه بسیار است اما من lysnade، نه من به سادگی بیش از حد به lysna ها خسته می شدند.
صبح روز بعد بیدار شدم اواخر، در واقع آن را از طریق تلفن که مرا از خواب بیدار شد. "آدم" بود. نگفتم någoting تعظیم را آغاز کرد،
"از کجا کرده اند شما را در بر داشت این زن بزرگ، او است گاو واقعی سیری ناپذیر، خواسته های جنسی خود هستند بزرگ، او می تواند فاک تمام شب، الاغ او را غار آتشفشانی است که چلچله ها بزرگترین را cocks، کرده اند 7 vexelvis خود را به مدت سه ساعت تموم و این بود کافی نیست، او در پایان انجام شد دونگ دو برابر و گربه و الاغ خود را بی نهایت در آن زمان همان نوازش. او واقعا اسب غرفه اسب "وی افزود:" اما شما باید بگویم که اون لعنتی فوق العاده آن لذت به او را در الاغ، الاغ زرق و برق دار درب و داغون کنین بود.

من تا به حال چندین مکالمات تلفنی با همین مضمون، همه هیجان زده شد و "وحشت" در نهایت من به نام سوفیا.
"دختر کوچولو، چه چیزی شما را انجام شده است شب گذشته است؟" من او را به طعنه، "شما شده اند نافرمان، همه را تحت تاثیر قرار.
"من در رختخواب دراز می کشید، می توانید من را لمس نیست، به زودی به عنوان گربه او را من لمس، من گرفتن ارگاسم من، گربه و الاغ من ارتعاش هنوز هم مثل دیروز داد بزنم کمی و ادامه داد،" پدر و مادر فکر می کنم تب، که من بود نوشیدن چیزی سرد دارند من به محض اینکه من می توانم، من به شما منتقل شده، بنابراین ما می توانیم به شما صحبت می کنید. "

با گذشت زمان، صوفیه به دنبال زن و شوهر به رفتگان، اما او به طور منظم، خود، من برنامه ریزی تعطیلات نیست، اما آن است که یک تاریخ آنا.

10 پاسخ به "شیدا، فاحشه اسپرم بالغ

  1. MrMarcus:

    وای .... در مورد دشوار بودن پس از sexläsning صحبت ... تنها آرزو می کنم شما می توانید به من در حال حاضر با وضعیت سخت من کمک .. :-) اما ممکن است دچار تورم امشب خانم حق!

  2. Buu!

    چه اگر kvinns همه فقط به عنوان شاخی و لعنتی دیوانه شما ståkukarna احساس خوبی خواهد بود.

  3. هانس:

    هر کاری که خواندید، باور نکن!

  4. CoyPu:

    نه حتی شرط می بندم که این یک kvina نوشت: این ...

  5. Conny:

    زبان بد، بسیاری از اشتباهات املایی. شرایط غیر واقعی. احمقانه توهمات. ظرافت در. نرخ پایه.

  6. : D:

    مهم آن است که واقعی است یا نه (که آن را احتمالا نمی باشد). یا اگر پسر یا دختری که آن را نوشتم، وجود دارد. این سایت برای matrixjoga است. رمان هستند، داستان، یعنی داستان.

    من فقط میگویم: بسیار خوب نوشته شده است، نگه دارید تا کار خوب ؛)

  7. AHaha:

    چه وحشتناک. به طور کامل turnoff

  8. Falkenberg مجاز:

    گه تا sexnovell خوب ... ما در در Falkenberg از آنها دیدن می کنید، شما باید به اندازه کافی بزرگ dicks :)

  9. آدم:

    این زبان یک کمی ساختگی است ... سپس شما باید حرکت تند و سریع در حالی که شما در حال نوشتن یک sexnovell چون آن را می شود فقط یک مقدار زیادی از اشتباهات است. :/

  10. بیلی:

    من قرار داده البته پر کردن گربه خود را با اسپرم گرم، اما نشستند فاک 5 دقیقه با هیچ یعنی ساعت 2-فاک تمام شب

نظر شیدا، فاحشه اسپرم بالغ