18-سال سن در ساحل

من یک مرد در 30S خود را که در یک خانه در خارج از شهر سوئد زندگی می کند. کاملا نزدیک به در خانه یک ساحل کوچک، که البته در آب و هوای گرم است. شامل داستان در یک آخر هفته در اواخر ماه جولای است.

همسر او شد به دیدار پدر و مادرش، افراد بازنشسته که در جنوب اسپانیا زندگی می کنند، بیشتر از سال است. من خودم نه وقت و نه تمایل به او به دنبال داشت، بنابراین خودش رفت. شد واقعا به تنهایی برای یک بار خوب است. من با چند دوست که در تعطیلات نبود ملاقات کرد، نشست و کبابی و آبجو در شب و påtade کمی در باغ نوشید. این یکشنبه، من برای من یک ادم احمق و نادان واقعی در باغ، بنابراین من تقریبا تمام باغ را تمیز و همچنین کاهش پرچین بوده است. یک روز واقعا گرم بود، اما به دلیل آن را منفجر کمی پس از آن بود بعد از همه بد نیست. با این حال، پس از برگزاری در تنها حدود نیمی از بعد از ظهر میل به کار کردن بود و من تصمیم گرفتم به پایین قرار داده و من در ساحل، شنا و حمام افتاب گرفتن کمی قبل از غروب آفتاب ناپدید شد. گفته و انجام داده، من در badbrallorna من صورت قرار دهید، حوله را گرفت و خورد با پوشیدن دمپایی. خیلی فوق العاده برای شنا کردن در یک روز گرم تابستان وقتی که شما واقعا عرق، بنابراین من در یک لحظه بود.

وقتی که من را از آب خارج شد، من در زمان حوله من در badtofflorna قرار داده و به اطراف نگاه. هیچ چیز واقعا هیجان انگیز است که شما می تواند چشم خود را بر استراحت، با خودم فکر کردم، اکثر خانواده ها، برخی از سالمندان با نوه ها، برخی از مردان مجرد ظهور خارجی، و به عنوان یک دختر جوان، که به تنهایی بر روی پشت خود را بر روی حوله بود. درست وقتی که من ایستاده بود ایستاده بود، همه به رنگ قرمز در مقابل خورشید و برای شنا رفت. او سبزه با موهای خود، حدود 165 سانتی متر می رسد، شکم صاف و زیبا و دور گفتگوی جوانان ایرانی نوجوان که در جایی در مرز بین B و C بود، انحنا کم چربی بود. چهره او، هر چند که توسط نور خورشید به رنگ قرمز بود، بسیار شیرین بود و او تا به حال در چشمان درشت قهوه ای. من او را نمی بینید که من ایستاده بود در آب و به درون آب رفت و شنا کرد. من او را داد، من احتمالا من نزدیک خواهد کرد، بنابراین من می توانم کمی در او نگاه و خوابش خودم دور قرار داده است ... رویایی که شما تا به حال کمانچه در اطراف با او.

او خیلی زود از آب بیرون آمد، بر روی حوله خود را بر روی شکم خود دراز کشیده و پاهای کوچکش را گسترش. من درست در زیر او بود، به طوری که من مستقیم به شکاف نگاه کردم. لعنتی، این امر می تواند به فشار کمی ناز دختر نوجوان من فکر کردم که من شروع به احساس هیجان آشنا خروس است که استفاده نشده است از همسرش رفت و برای تقریبا یک هفته پیش. خوب، که در واقع فقط یک روح flukt بی گناه است. بعد در حالی که خستگی در زمان و بیش از من در خواب در آفتاب افتاد. من مطمئن هستم که چه مدت من خواب بیدار شدم به هر حال با شروع زمانی که به کسی فریاد زد: "Nooo! لعنت آن! مقدس می گه ". من نگاه urvaket بالا. سل و ناپدید شده بود و تقریبا تمام شناگران است. اتفاقا دختر جوان چه کسی سوگند یاد کرد، که او را در بیکینی او ایستاده بود. او سوگند یاد دوباره و دوباره، بنابراین من از او پرسیدم چه اتفاقی افتاده است. او به من گفت که کسی گوشی و کیف پول خود را گرفته بود در حالی که او خواب است. از آنجا که من تا به حال چیزی از ارزش را، من به وضوح از دست رفته هر چیزی را نه. من موافقت کردند که آن را ناعادلانه است که باید دزدان را در دندان ها، و غیره را روشن بود، در حالی که او در بخار. او آنقدر زیبا که من نمی تونستم لبخند می زنی ولی. او ایستاد و پرسید که چرا من لبخند زد و گفت که این تیم به اندازه کافی، برای خلاص شدن از مسائل خود را می خواهم که مزاحم بود، اما به هر حال او نشده زخمی شده و حرارت آب و هوا فوق العاده است. او از نظر من مبهوت نگاه، اما پس از چند ثانیه او با نفس بریده بریده سخن گفتن آغاز کرد و گفت: من درست بود. تلفن همراه در تمام موارد "از قرن گذشته" (که احتمالا به معنای مدل در سال گذشته ...) و اینکه او فقط 60 در جیب خود داشتند.

او و لباس پوشیدن و به ساحل رفت و با هم. من فقط 3-4 دقیقه از ساحل زندگی می کنند و هنگامی که ما به خونه من من گفت: "آه، خب، من در خانه بود. هر چند من فقط به حال به من در زمان سمت چپ من و در پایان ما ایستاده بود و در مورد هیچ چیزی برای نزدیک به یک ساعت صحبت کردیم. او به من در مورد همه چیز پرسید و هنگامی که آن را به هر دو آشکار شد که وقت آن است برای جدا کردن تا او از من پرسید من در شب انجام دهد. پاسخ داد که همسر من بود دور (من گفت ...) و احتمالا من فقط کمی خوردن و گرفتن یک لیوان یا دو تا از شراب در پاسیو است. او گفت که پدر و مادر او را در سفر گلف بود و او در خانه تنها و بی حوصله بود. "آیا من می توانم می آیند و دیدن شما امشب؟" پرسید. "بنابراین، شما باید به من یک لیوان شراب خریداری بیش از حد است." او سرش را cocked، البته، به طور کامل آگاه باشید که او شراب برای پدر و مادر خود را مصرف نکنید، و pillemariskt لبخند زد. من بلافاصله شروع شد به فکر افکار زشت با پاسخ به طوری پریشان من می تواند، قبل از من بود قادر، که بله، او به خوبی می تواند کرده اند آمده بر سر و حفظ مرا همراهی، اما از آن بود بنابراین احتمال دارد که من او را به شراب زیرا او به سختی نیست به اندازه کافی. "من 18" او گفت. هیچ ایده ای به دروغ در مورد سن و سال من. اما من می خواهم شراب ". : "خوب، من 18 ساله" به من گفت، "بیا در 7-بیشه، جایی که من به شما قول می دهم حداقل باید یک نوشیدنی است." من هم تبدیل شده و به داخل رفت. لعنت، گونار، چه کار می کنی؟ آیا این واقعا یک ایده خوب را به 18 سال که انتظار برای دریافت شراب از شما دعوت؟ احتمالا نه.

من را به دوش شروع به پریدن کرد و خروس خود را در حال حاضر به عنوان تف ایستاده بود. قطعا به افکار بد را از ذهنم بیرون کنم. من حداقل به من tidied، قرار دادن یک جفت شلوار کتانی و پیراهن کتانی و بهینه سازی مو.

ساعت دقیقا 7 صبح، زنگ درب زنگ زد. این 18 ساله گفت که اتفاقا خودش را به عنوان جنیفر معرفی. "من هرگز نام من گفت:" او گفت. من جواب دادم که من به نام گونار. این لعنتی همه چیز را می تواند پیدا کنید. دختر، یا با زنی که قبل از من ایستاده بود مرسی! او عینک لباس سفید با الگوی گلدار در، در تمام احتمال، سینه بند فشاری است که بر سینه اش. موهای او و جذب منتشر شد، او شاید کمی بیش از حد آرایش، احتمالا به نظر می رسد بیشتر بزرگسالان. او فوق العاده زیبا، شیرین، زنانه، علاقه، بی گناه، و هر چیز دیگری شما می توانید فکر می کنم از حق دور است.

او شروع به پریدن کرد از از صندل خود و شروع به قدم زدن در اطراف خانه. او گفت: "من می خواهم به دیگران زندگی می کنند،". "شما آن را به خوبی داشته باشید!" من به دنبال او به اطراف. "حالا من می خواهم به طبقه بالا" او گفت: و فرار از پله ها بالا. "وای" را در حالی که گریه، چه بزرگ تخت! شسته و رفته ". زد و گفت: همه چیز او بود کمی تشنه است. "چه می خواهید؟" از او خواستم. "شراب سفید" او جواب داد. "شراب سفید خوب است. و شراب سیب. قرمز من را دوست ندارد. "" شما می دانید من باید به شما برخی از مشروبات الکلی خریداری گفت: "من است. "من فکر نمی کنم پدر و مادر خود آن را می خواهم." "آه، آری،" او گفت، "من ممکن است چند لیوان شراب آنها را می نوشند. وجود دارد، من معمولا در منزل انجام دهد. "" لطفا، "او گفت. "خوب، اما فقط یک کمی" به من گفت. او در زمان چند جهش با هر دو پا صورت گرفت و فریاد زد: "آفرین!" است.

ما در ایوان نشسته و صحبت با لیوان شراب است. وجود دارند که ما نشسته بودیم چند ساعت که در طی آن در مورد خانواده، دوستان، مسافرت، مدرسه، و - البته - تلفن های همراه از دست رفته است. من هم آمادگی کامل از گوشی های تلفن همراه که در بازار در حال حاضر، آنچه آنها می خواستند، که پوشیده از یخ آسو ... من تا به حال یک جعبه شراب که روی میز بود و من پر در هر حال حاضر و پس از آن به خودم. جنیفر با شیشه های خود نشسته و از حد نخورید. با این حال، آن را به او قابل توجه بود که او کم کم تحت تاثیر قرار. او سپس در زمانی که من در آشپزخانه بودم تبدیل به حمام و مانند آن رفت. HMM.

شد از کمی سرد و مبل در اتاق نشیمن منتقل شد. من در برخی از موسیقی ملایم قرار دهید، که او دوست داشت. او مقابل من نشسته بود و به عقب تکیه داد، کشیده پا بر روی نیمکت در حالی که دیگر لمس کف. این اثر که دامن خود را سوار و من می توانم یک جفت شورت قرمز peeping را ببینید. چرا شورت های قرمز در زیر دامن سفید، با خودم فکر کردم؟ جنیفر دید که من در زیر دامن او را نگاه کرد و لبخند زد. من احساس گرفتار، سردرپیش کمی و شروع به صحبت کردن در مورد چیز دیگری است. پس ما در حالی که در مورد این موضوع از جنس، زمانی که او گفت: او گفت: او یک دوست پسر می خواهید نمی کند چرا که همه آنها می خواهند به شورت او. او گفت که او ترجیح می دهند قبل از رابطه جنسی، پسران هر کاری انجام خواهد شد و یک آقا. او گفت که او می خواست آنها را در زمین فوتبال را نگه دارید، زیرا این بنابراین بسیار سرگرم کننده است. من گفتم: آن را به نام "تیزر" و واقعا به مرد دیوانه می سازد. سپس او از من خواست همه انواع سوالات در مورد تجربیات جنسی من و من صادقانه پاسخ داد، چرا که ما در حال حاضر به حال یک نوع احترام متقابل است. واضح بود که او را تحت تاثیر قرار، به خصوص ادعای من است که من دوست به را ارگاسم زنان. او در حال حاضر تقریبا به قرمز بر روی گونه های من وقتی که من او را در ساحل دریا در نور آفتاب دیدم. "این فوق العاده به اوج لذت جنسی" او گفت. "من معمولا خودم را ارگاسم قبل از اینکه بخوابم." "چگونه؟" از او خواستم. با انگشتان البته، "او گفت. "من می مالید من سه انگشت و سپس من تقریبا در یک بار." "آیا کسی licked شما را به اوج لذت جنسی" از او خواستم. او مرا به تماشای. "نه،" او گفت. "اما من در مورد آن فکر کردم، که یک مرد به من لیسیدن و بازی کردن با من." حالا من شاخی که تا به حال به جهنم هر زمان، من فقط می خواهد به فاک دختر بچه ها بود. من به او نزدیکتر و من متوجه تنفس خود را افزایش یافت. من پاک دور قفل چشم راست خود را، انگشتش بدن خود را پایین می دوند. او را تکان داد: اگر احساس سرما. سپس من به من شکار به شورت او و در نهایت سکته مغزی او زهره سنگ با دو انگشت. او ساخته شده است چند نفس کوتاه است اما گوشه ای از این حذف دست من نیست. گربه خود را در خارج از شورت خود را نوازش و به جلو خم به او را ببوسد، ابتدا به آرامی و با دقت، چرا که آنها گرسنه. او بوسه من با لب و زبان خود را ملاقات کرد. او یک زن جوان بوی، flickig عطر و شامپو مو. دست من و آن را در اطراف سینه گود. خداوند!

او در دامان من crawled شده و سوار بر اسب من نشسته. خروس من در شلوار کتانی گشاد تنگ بود و او به سختی در برابر او احساس. در ابتدا او فقط او شروع به حرکت باسن خود را و مالش در برابر آن شگفت زده به نظر می رسید. گشوده نوار لباس او و کشیده آن را در حالی که ما را بوسید. من سینه من با یک دست باز کرد و دوباره او را در من با چشمان شگفت زده به نظر می رسید. من او را به سمت من کشیده ام و همچنان به او بوسه. به آرامی کشیده سینه بند و به او کمک کرد تا آن را دریافت کند. عیسی مسیح! در اینجا من تا به حال دو دارای گونه های برامده، گوشتالو گفتگوی جوانان ایرانی نوجوان در مقابل من است که به طور کامل تحت تاثیر گرانش بود. او به من با کسانی که چشم قهوه ای بزرگ نگاه کرد، تو دست من گرفت و آنها را بر روی سینه خود قرار داده است. من کمی فشرده و به او داد بزنم. من تحت فشار بیشتر و بیشتر، نوک پستان را به دهان او را گرفت و شروع به مکیدن آن، برای اولین بار آرام اما بعد از مدتی کمی سخت تر. "ای گونار!" او داد بزنم. "مکیدن گفتگوی جوانان ایرانی! بنابراین خوب است! "او شروع به حرکت باسن خود را به طوری که دخترک او را احساس اصطکاک خروس من.

پس در حالی که در بهشت ​​با دو گفتگوی جوانان ایرانی در مقابل شما، من به او قرار داده را بر روی نیمکت، شکم او را بوسید و کار راه من است. لباس کشیده شد و شورت قرمز در معرض شد. آنها همه در محل انشعاب بدن انسان مرطوب است. من کشیده پیراهن من. شکم او من را بوسید و به آرامی پایین کشیدن شورت خود را آغاز کرد. "آیا کاندوم دارید؟" پرسید. "اوه بله،" به من گفت. "با آنها، ما نمی خواهد در حالی که هنوز است. در حال حاضر من لیس شما را به اوج لذت جنسی! "" اوه خدا! "او گفت، از بسته شدن چشمان او.

من را بوسید و licked داخل رانها و شکم او قبل از من در نهایت راه من به سوی دخترک او ساخته شده است. او به پایین تقلیل وجود دارد هر چند تراشیده نیست. او طعم شیرین، تازه و کمی نمک است. او موضوعات آغاز شده با صدای بلند و به کمال لذت می برد. من او را به مدت 5-10 دقیقه licked، و سپس متوجه شدم که او بود. او سر من با هر دو دست برداشت و هدایت من. پس از چند ثانیه، او آمد. او تمام قرمز در گلو و صورت عرق بود. او در سمت نورد و ناله و تنفس به شدت در. زمانی که او به دور، او به من نگاه کرد و گفت: "که ارگاسم زیبا ترین من تا به حال بود! خیلی بیشتر از زمانی که من این کار را خودم. "" تو اینقدر دوست داشتنی از "من گفتم. "من به شما گفته من می خواهم به را دختران ارگاسم".

او دراز و puffed: چند دقیقه، سپس گفت: "حالا من آن را برای شما خوب". او را بر روی زانو های خود را کشیده و شلوار من رو برداشتم و پس از آن خروس درد مبهوت شد. او در آن با چشم بزرگ نگاه کرد و آن را در دست کوچک خود را گرفت. او به آرامی بیش از ollonen با نوازش از سوی دیگر، از او شروع به نوازش به آرامی آن را با هر دو دست. من در حال حاضر خیلی شاخی من به سختی چشمانم را باز نگه دارید. او لبخند زد، به من نگاه کردند، خم به جلو و کمی در بالای licked، دوباره به من نگاه کرد و دوباره و دوباره licked. او بلافاصله پس از آن در زمان گذشته، برای اولین بار از دهان به آرامی و نا آشنا اما پس از مدتی فوق العاده خوب است که من تا به حال جمع اوری تمام قدرت و صلابت که پاشش هنوز رتبهدهی نشده است. او در زمان عمیق و مکیده و مکیده است. این رفت و نه بیشتر. من داد زدم که من. او مکیدن را متوقف نمی شود و پس از چند ثانیه، من تقدیر من را به داخل دهان او را به ضرب گلوله کشته است. او تنها نگه داشته مکیدن، اما در آن زمان بود، دهان پر از مایع منی خود را، به عنوان مایع منی در حال اجرا بود گونه اش. این فوق العاده هیجان انگیز بود برای دیدن این کمی 18-ساله با لب های او بر خروس من با اسپرم در حال اجرا کردن چانه خود را. شگفت آور، در این ögonbli من کاملا که من رشد کرده بود فاک، متاهل و غیره وجود داشت که من و جنیفر بود.

دور منی با لباس خود او پاک کرد و پرسید: اگر من از آن فکر است. من تا به حال نه چندان شدید در سال است. حالا من جنیفر را در دست خود گرفت و به اتاق خواب دوید. او با کمال میل حاضر به دنبال آن است. پس از استراحت کوتاه مدت شروع کردم به نوازش او و او کاملا plaskvåt بود حق دور و شروع به زاری. حالا من می خواستم به او نفوذ کند. جهنم، من در نهایت مرطوب، تنگ دخترک نوجوان او نفوذ. من licked مکیده و بر روی سینه های شرکت خود، او گسترش پاهای او را به من فضا را، فقط به احساس خروس من در آن. من نمی توانستم صبر کنید و خروس خود را در مقابل خیس شد، دخترک جوان او را گرفت. من آن را در مقابل سوراخ فشرده و او را مسدود است. من رو بیدار می موندیم کم و سپس فشار دادن خروس را به آرامی. او با شلوغ شد، زیرا او به طوری خیس بود تا خروس او را بدون مشکلات عمده نفوذ. او گریه کرد زمانی که خروس بزرگ، و من سخت به او نفوذ و تلاش برای به دست آوردن من به خودم بیرون بکشد. من در این زمان تا به حال به هیچ وجه قصد چنین است، اما دست خود را پشت گردن او بسته است. سپس به آرامی شروع به فاک دختر بچه ها. او سعی کرد که برای مبارزه با با، من به او اجازه نمی دهد. کس او بسته و فشرده خروس خود را به عنوان دهان گرم او قبلا انجام داده بود. الهی زیبا که من متوقف نمی تواند حتی اگر کسی فریاد زد: تجاوز به عنف بود. در حال حاضر من فقط به این شاخی کوچک 18 ساله با استعداد و خروس بزرگ را به او در سکته طولانی شخم زده رو. او بزنم و whined: بود و در حال حاضر متوقف مبارزه با عقب. من دست او را به عنوان او را به پشت من گذاشته، در تلاش برای نفوذ هنوز هم بیشتر به. من به سختی می تواند به عقب نگه داشتن کیت بسیار طولانی را بگذارم وجود دارد و او را بدون استفاده از کاندوم تموم. به طور ناگهانی و بدون هشدار قبلی، او خم بدن او آمد و در اوج لذت جنسی آزادسازی او فریاد زد. بلافاصله پس از آن، من احساس اسپرم، بنابراین من از جیبش در خروس قرار داده و کیت را در معده و قفسه سینه خود را. این احساس من سرنگ هرگز متوقف، و در نهایت او را به حال رشته ای از مایع منی در بدن است. چه اهمیتی باور نکردنی!

پس از سن، جنس، او می خواست به آغوش و دراز وجود دارد برگزار شد و هر یک از دیگر مدت ها است.

من تا به حال به فاک بقیه جنیفر تابستان بیش از حد، و او یک دختر مطیع بود. یک بار که ما تقریبا påkomna همسر من است، اما این داستان دیگری است. در حال حاضر او به دور از منطقه نقل مکان کرد و دوست پسر را به دست آورد، اما گاهی اوقات او می نامد ...

/ گونار

7 پاسخ به "18 سال در ساحل

  1. لیندا:

    تر است وجود دارد؟

  2. گونار:

    یکی دیگر از درک تاریخ خود یک پسر فقیر اما شهوتی در مورد یک دختر که به من در مترو دیدار کرد در حال حاضر در دسترس است ...

    گونار

  3. دیگر:

    دوست داشتنی! تقلب تنها ... اما خوب!

  4. ".. بسیارخوب ببین:

    منزجر کننده

  5. اندیشمند آرزومندانه:

    آه جهنم، شاخی را دریافت کنم. آرزو می کنم که جنیفر بود!

  6. مارتین:

    riktit خوب!

  7. Aargh:

    آه لعنت شاخی به خلاص شدن از شر این کلمات آتش زا

نظر 18 ساله در ساحل