شغال و قسمت 9

شغال هفته زیر استفاده می شود را به سوالات در مورد آرتور ولز است.

جدای از آن، تا او اسلحه خود را برداشت. آن را به عنوان شغال، روز بسیار جالب بود. کارآموز کوچولو گفت که "او در الاغ درب و داغون کنین.

شغال به فروشگاه رفت. پشت شمارنده در مقابل او ایستاده بود، مرد کوچک که او را به تفنگ دستور داده بود. بعد از ظهر بخیر. روز خوب، گفت: شغال. من آماده باشد؟ آه بله، پاسخ داد: مرد است. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (14 رای، میانگین: 1.50 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

شغال، قسمت 7

در ساعت پنج بعد از ظهر شغال پنجاه و پنج ایستاده بود در خارج از خانه بود که در اغلب مبهم از تمام محله ها در Halmstad. حالا او برای گرفتن یک اسلحه است.

مقاربت وحشی او را با جعل بر قدرت خود را گرفته بود و او یک بار دیگر تجربه کرده بودند، بهترین رابطه جنسی شما می تواند تمام عمر خود را دریافت کنید. او سواری بود سخت، تقریبا بی رحمانه است، و هنگامی که او آمد، او شده است پمپ آب خود را برای تقریبا سی ثانیه است. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (5 رای، میانگین: 2.20 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

19-سال سن در قطار

وقتی که من 19 سال داشت، بنابراین من به دانشگاه در گوتنبرگ به جای زادگاه استکهلم. در ابتدا من کمی در مورد این واقعیت متعجب و متحیر شده بود چرا که من در استکهلم و در خانه زندگی می کنند در حالی که تحصیل. با این حال، قبل از مداخله به بازرگانی در استکهلم به اندازه کافی نیست، پس از آن تا به حال به تجارت در گوتنبرگ به جای. این چیزی بود که من متأسف نیست، اما پس از مدتی، بنابراین من به خوبی و تنها معتقد بود که خوب نیست که از در خانه توسط پدر و مادر آزار دهنده بدون گرفتن خشن خود زندگی می کنند، می آیند و به شما می خواستم و غیره با این حال، آن را به حال گلابی و حلقه در پایتخت سلطنتی، ما رفت و به رفتن به خانه در حال حاضر و پس از آن، آن را به عنوان یک دانشجوی فقیر بود، بنابراین من البته ارزان ترین راه ممکن است، که معمولا به معنای SJ "mjölktåg"، به عنوان مثال که در زمان طولانی ترین زمان. در قطار نشسته به مدت 6 ساعت به جای 3 ساعت بمکد البته، اما اگر آن هزینه های بسیار کمتر، آن را یک قربانی من مایل به انجام این کار بود.

[...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (51 رای، میانگین: 3.80 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

شغال و قسمت 6

در نیمه نه در صبح شما را بیدار شغال از آن گذشته، زنگ درب او زنگ زد. او تنها با پوشیدن شورت پاچه دار، که نیم به عنوان یک چادر ایستاد و نشان داد که او در رویای وابسته به عشق شهوانی بوده است. صبح به خیر، گفتم شغال زمانی که او در را باز کرد و زحمت ببینید که چه کسی بود.

- صبح به خیر، گفت: دختر صدای نرم. او به شدت در سوئد را شکست. شغال کرد و ایستاد چهره به چهره با مگا واقعی، شخص ساده و معصوم روبرو است. او طولانی، پاها مبنی بر لذات جسمانی که ناپدید تحت کوتاهترین دامن او تا به حال دیده بود، معده مسطح، طنز بزرگ، چهره ای زیبا و بلند، شاه بلوط به رنگ مو. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (2 رای، میانگین: 1.00 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

شغال، قسمت 4

صبح روز بعد بیدار شدم شغال که زنگ ساعت او زنگ زد. آن را در سراسر اتاق هتل خود را صدا و او نمی تواند کمک به شنیدن آن است. او در خواب به تخت نشست و سپس لبخند زد و با رضایت. امروز او خواهد بود به آنچه او می خواست.

پس از او خودش را در لباس پوشیدن و لباس راحت بود، متشکل از یک جفت شلوار جین و تی شرت تا او دستور داد اتاق صبحانه خدمات. فقط پنج دقیقه بعد از او به صبحانه به نام آمد. کسی که در خدمت آن زن جوان بود. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (7 رای، میانگین: 2.57 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

شغال، قسمت 3

است. او کشید تا لباس شب خود را تا زمانی که به دلیل سینه. سپس او را به نوازش او را در سراسر معده شروع می شود و افزود: از سوی بین دو پای او. او به ارمغان آورد تا انگشت وسط خود را به غار مرطوب خیساندن او آورده و آن را در داخل و خارج است. در همین حال، زن به او حرکت تند و سریع است. شغال با عجله دست خود را کشید از فاق او مطرح شده و به آرامی از آب خود را بر روی شکم او آغشته است. او با صدای بلند لذت می برد و از او خواست برای ادامه کشیدن لباس شب خود را. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (6 رأی، امتیاز میانگین: 1.33 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

سارا نخستین تابستانی

این داستان با توجه به محتوای نامناسب برداشته شده است. تمام خوانندگان ما ما برای کمک شما به ما اجازه دهید در مورد اشعار نامناسب می دانند.

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (48 رای، میانگین: 2.90 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

پارتی بعد از مدت سه

سلام! اسم من سارا است، و که قرار بود برای گفتن آنچه به من چند روز پیش اتفاق افتاده است. روز جمعه بود و من آنا را به رقص اما در بعد از ظهر جمعه، گفت که آنا میتواند آنرا دنبال کند که او باید کودک نشسته برادر کوچک خود را.

نه، اما آنچه کسل کننده است. آیا مطمئن هستید که شما نمی توانید به ترتیب برای شخص دیگری؟

بدون شما نمی تواند. هر کسی دیگری را انجام دهد. اما تو بروید.

من به خوبی ممکن است شما را همراهی می کنی.

نه، شما بروید. من خواهید بود. من علاقه زیادی به بیرون رفتن نیست. احساس کمی سرد است. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (60 رای، میانگین: 3.13 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

حقیقت یا مقعر

شب جمعه است و آن را ضربه دختر است. به طور معمول، ما خورده و مست خوب، شاید نوشیدن یک کمی بیش از حد چون من خیلی عصبی امشب چه اتفاقی خواهد افتاد. دیدار خواهند کرد وجود دارد، ما تصمیم گرفته اند، اما شما تا به حال که من این لباس ها را به من داشته باشد، هیچ نظری ندارم، نه من تا زمانی که من در آخرین لحظه لباس را در کیسه انداخت. وقت آن است که در شهر بیرون بکشد، اما قبل از اینکه ما ایستاده بنابراین ما تصمیم به دور نهایی حقیقت و Konka. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (29 رای، میانگین: 2.97 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

حقیقت یا مقعر

این زمانی بود که من 18 ساله بود و ما یک باند رفت و به کلبه تابستان دوست من بود. ما 5 پسر و 4 مورد، دختر بودند. در عصر ما partied بیت و تصمیم گرفت تا بازی حقیقت یا مقعر. در ابتدا هر کس کمی خجالتی بود و واقعا نمی مقعر را انتخاب کنید، اما بعد از مدتی تا ما کمی جسورانه تر بودند. یکی از بچه ها دوست دختر خود را در زیر پیراهن خود را نوازش و سپس تحت شورت او، پسر را نوازش سینه دختر من و او تا به حال به دست من در kalsningar خود را و احساس اگر او سفت بود. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (33 رای، میانگین: 2.36 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...