وقتی خواهر خواب

این همه در یک شب سرد زمستانی آغاز شد. من در رختخواب راحت دراز من در دادگاه محاکمه و به خواب winced وقتی شنیدم کسی تبدیل دستگیره و باز کردن درب به اتاق من. من نگاه کردن. خواهر کوچک من در راهرو ایستاده بود.

msgstr "لطفا، می تواند با شما من بخوابم؟ اتاق من خیلی سرد است. "او در او درخشان ترین و زیباترین صدا گفت.

"مطمئنا. »گفتم: خسته است. من متعجب نمی کند. اتاق او بود لبه از خانه و باد سرد اغلب وجود دارد. من تا به حال هیچ مشکلی با آن او با من خواب، تخت من بود سرد کمی و اضافی باعث می شود بدن آن گرم تر است. حداقل برای مدتی. جولیا به تخت رفت و crawled شده با دقت پایین و در سمت خود را با پشت خود را به من دراز است.

"مرا" او گفت، و من در طرف با اسلحه در اطراف شکم خواهر کوچک من گذاشته شد. واقعا سرد است، اما پس از او در حالی که بستر گرم تر از قبل بود و من به خواب رفت.

من در نیمه شب را بیدار کرد، نگاه ساعت که ده دقیقه گذشته سه ایستاده بود. رختخواب هنوز گرم بود اما آن چیزی بود که لحظه علاقه من است. خروس من سنگ سخت بود و الاغ ژولیت در برابر آن فشرده شده بود. من شاخی بود و شروع به فکر افکار ممنوع است. خواهر کوچک من خیلی زیبا بود اما من هرگز از او در این راه قبل تا به حال فکر. من شروع به خیالبافی در مورد آنچه در آن خواهد بود تا با او دمار از روزگارمان درآورد. یا شاید ناز لب خود را کمی در اطراف خروس من احساس راحتی کنید.

خواهر کوچک من شنیده می شد، خیلی زیبا است. او موهای بلند قهوه ای چشمان آبی و چهره ای فوق العاده زیبا. بینی او با اشاره کمی upppåt و دهان خود را کوچک و زیبا بود. او خود را به نقاشی به جای بد در بیشتر قسمت ها، به خصوص لب ها به رنگ قرمز روشن بود. او نازک و یا ضخیم نیست، می خواهم که حق خوب است. سینه او کاملا بزرگ در مقایسه با دختران دیگر سن او و الاغ او را چاق و چله بود و خیلی زیبا، هر چه شما می توانید ببینید اگر او تا به حال شلوار در. لباس های بسیار رایج برای 18 ساله بود، تنگ شلوار های روشن با صندل سبک در طول و بدون تنگ تی شرت او را می پوشند.

در حال حاضر او با پوشیدن تی شرت و یک جفت شورت به طور منظم است. این احساس مانند الاغ او را تحت فشار قرار دادند، حتی سخت تر در برابر خروس من و من تقریبا توسط horniness هوش رفت. من هنوز آغوش من در اطراف معده او بود، بنابراین آنها به دست راست من واقعا زیر پیراهن خود را کند و آهسته شده و آن را در معده خود را گرم و دنج قرار داد. من به طور خلاصه در آنجا ماند، سپس دستم را در برابر پستان راست او و احساس. پستان ژولیت زیبا و نرم بود و پوست صاف است. انگشت نوک پستان را لمس کرد و من بسیار شگفت زده شد. نوک سینه او سفت هر چند پس از آن بود داغ در رختخواب. می تواند از آن است که او در مورد رابطه جنسی خواب بود؟ قبل از او مطلقا نمی تواند بیدار، تنفس او را مانند قبل به عنوان سنگین و منظم بود. اگر او تا به حال رویای در مورد من؟ خروس من سخت تر است و احساس می کنم آن را در مقابل لب به لب ناز خواهر کوچک من تپش.

در حال حاضر هیچ شکی وجود ندارد که من ادامه بدن زیبا جولیا برای بررسی وجود دارد. آنها به دست من و نوازش معده او را دوباره و با دقت در طول لبه ایمان رخنه کرد. موهای زهار ژولیت زیبا و نرم و نه چندان دور بود، او تمایل امن و من تعجب نیست، او بسیار نگران ظاهر خود هستند. من دست خود را از شورت خود را حذف، به جای برداشت از اندیشه انتظار به لبه کشیده و به آرامی، به آهستگی پایین شورت جولیا را به زانو او. او تنفس به شدت مانند قبل، پس من به عهده گرفت او به خواب رفته بود. لباس زیر من را به زانو من پایین کشید و احساس خروس من برای اولین بار را علیه skjärt خواهر کوچک دوست داشتنی من. من دستم را بر روی باسن او قرار داده و نوازش آن را آرام، فوق العاده، جامد، نرم و دلپذیر بود. خروس سنگ سخت با سر از شکاف دم جولیا را می چرخاند، بنابراین شروع کردم به آرامی humping بین گونه های الاغ خود را به جلو و عقب در حالی که من الاغ او را نوازش. احساس می کنم به ارگاسم من نزدیک بود، بنابراین من ایستاد و سعی کردند به من آرام. من بیشتر می خواستم و در حال حاضر تمام فکر که او می تواند بیدار آرزوی من سرکوب شد.

من با احتیاط نوک خروس من از الاغ خواهر کوچک من نقل مکان کرد، به گربه اش. وقتی که من به جنس خود رسید، من در زمان انتظار نور خروس من و کشیده به جلو و عقب در امتداد شکاف او. لب جولیا مرطوب کمی با تقدیر من و خروس من دورتر و دورتر تضعیف شد. هنگامی که من در نهایت به باز شدن خود رسید، من اون خروس من به آرامی او نفوذ. این به من زده است که جودی بود قطعا بی گناه، اما آن را فقط به من پوشیده و حتی بیشتر. هنگامی که خروس من بود در داخل آن احساس مانند دیک من منفجر حق دور، گربه خواهر کوچک من بود بسیار زیبا، گرم و فوق العاده باریک. من تحت فشار قرار دادند بیشتر، احساس بیشتر و بیشتر از خروس دلچسب من ناپدید شده را در مهبل (واژن) جولیا. هنگامی که خروس من در داخل، بنابراین من نمی تونستم تحمل دیگر، من juckade خشونت چند بار و تقدیر عمیق من به او احساس. وقتی که ارگاسم به پایان رسید، من غیر روحانی وجود دارد، به طور کامل خارج از قدرت در حالی که رشد خروس خود را شل در گربه خواهر کوچک من. چه می کردم؟ اگر او باردار شود چیست؟ کاربران بسیار طولانی من فکر نمی کنم تا آنچه من در نیم ساعت آخر فاز بود اتفاق می افتد. جولیا روشن، خروس من خورد و او در من و با آن چشم های آبی زرق و برق دار، بیدار گسترده ای خیره شد.

"چه کار می کنی؟" پرسید. من می توانم هر چیزی را می کنید.

"شما فکر می کنم شما می توانید بر روی خواهر خود را می خواهم که بدون پرسیدن؟"

"ام. uhmm. "

"بله، شما در استقامت بودند نه چندان بنابراین شما بهتر است انجام کاری برای من به عنوان مجازات، و یا مادر بگویم. "او گفت.

من می توانم آن را باور نمی کند. او خوابیده بود. و او آن را دوست داشت! به هر حال کم است.

"Uhumm. آه و بنابراین چه چیزی شما می خواهید به من؟ "از او خواستم.

جولیا جواب نداد، او لامپ روشن بر روی میز کنار تخت، لگد کردن و شورت او و تی شرت خود را کشیده است. سپس او را بر پشت او با پاهای کاملا باز نثارت می کنم.

مرا به برآورده سازد. اگر شما موفق نیست، من سر شایعه سازی. "او گفت.

چه یک رویا! او واقعا از من خواست تا نوازش کردن بدن زرق و برق دار خود را.

من بین دو پای او نشسته، کشیده من رو به جلو بعد از سینه اش. آنها زیبا تر از من فکر کردم، آن را احساس جامد و نوک سینه ایستاده بود راست. من سینه های خود را با هر دو دست نوازش، به جلو خم و به آرامی بر روی نوک پستان او مکیده. خواهر کوچک من شروع به زاری کم مکیده سخت تر با زبان اطراف نوک پستان منتشر شده و به آرامی فشرده. سپس آنها به سر من را بوسید، او همه راه را از سینه، پایین بیش از معده ام.

"اوه تو خیلی فوق العاده! لیک من، داد بزنم: "جولیا.

رفتم به گربه خود را. مانند هر چیز دیگری به خوبی باور نکردنی او بود. لب و تراشیده شد و بالاتر از شیرین، مرتب قهوه ای بوش بود. من یک کمی از موهای شرمگاهی اش را nibbled، نقل مکان کرد به من و حتی بیشتر پایین و قرار دادن زبان من در پیشی شیرین او. لب خود را با انگشت خود را گسترش دهید و اجازه دهید زبان خود گردان در سراسر clit او در حالی که برای. خواهر کوچک من در پاسخ به ناله مانند دیوانه، پیچش به جلو و عقب و انجام motjuck بزرگ. افزایش سرعت، دوباره و دوباره در اطراف چوچوله او را licked قبل از من اجازه دادم و زبانم را به حملات خشونت آمیز علیه رئیس اش. این صدا مانند او نزدیک به اوج لذت جنسی، و دیک من سخت بود دوباره پس از لیس توقف کنم لیس. من به سرعت بیش از بدن شیرین خواهر کوچک من رفت و برای بار دوم در واژن تنگ خود را تحت فشار قرار دادند، این بار تمام راه را به طور مستقیم به یک ضربه قدرتمند است. جولیا داد بزنم تا با صدای بلند بود که من که پدر و مادر ما را بشنود خدعه جنس خود را محکم اطراف خروس من و او مرا در آغوش گرفت سخت هنگامی که او از آن پرتو ها آمدند. سپس او آرام، چشمانم را بستم و به شدت تنفس است.

"شیرین من از طریق بوده است. چرا قبل از ما انجام داده است؟ "او پرسید: خسته است.

"نمی دانم. شاید به دلیل آن را غیر قانونی؟ "

"چه کسی اهمیت قانون است؟ شما باید خوشحال بودم که قرص های ضد بارداری، گفت: "جولیا، و من را بوسید.

"شما دیک است هنوز سخت است. آیا می توانید؟ "او ادامه داد.

"البته من انجام می دهم!"

"زانو زدن و خواهیم دید که اگر من به خوبی با دهان خود را که شما"

من به او گفت. جولیا در همه چهار دست و پا که با سر و صورت خود را به من طوری که من می توانم او را الاغ خوب است. سپس از زبان خود او کشیده و شروع به لیسیدن آرامی روی خروس من. این خیلی خوب بود، و چه منظره ای! زبان خواهر کوچک من نگاه می کنم بر روی سر آلت متورم است. او دهانش را باز کرد و اجازه دهید آن را به آرامی در بین لبهای قرمز و خود را به داخل دهان گرم او بلغزد. او خیلی زود به داشتن خروس در دهان خود استفاده می شود، شروع به آرامی به جلو و عقب آن را خورد. من به دوباره jättekåt بود، و زمانی که جولیا نوازش به توپ او به عنوان مکیده سخت تر، من فکر کردم آن را برای من. من دست سر خواهر کوچک من و خروس از خود را با صدای تلپ.

"بله. من می خواهم به فاک دوباره شما "

او یکی از آخرین باری که خروس من licked و تبدیل شده به طوری که من می توانم او را از پشت سر نفوذ.

"من در شاخ زدن درب و داغون کنین. من می خواهم بدانید که چگونه آن را احساس می کند. "او گفت.

"چی؟"

"من در الاغ درب و داغون کنین. در غیر این صورت، من به مادر شما را با من در شب "

مقعد شد برای من främmmande نیست. اما من هرگز در مورد انجام آن را در واقعیت بودند. به خواهر بی گناه من کمی به حال آن را غیر قابل انکار هیجان انگیز بود. و من هیچ در برابر آن بود. من به نرمی بوسید الاغ زیبا او را، پس من خودم را بر روی زانوی من دوباره پرسید.

من نوک خروس سنگ سخت در مقابل کوچک من خواهر برو به جهنم احمق قرار داده شده و تحت فشار قرار دادند بسیار به آرامی و با دقت به سر آلت است. خروس من بود خیس از بزاق ژولیت پس از آن بسیار آسان بود. من بیشتر به الاغ او را تحت فشار قرار دادند، باسن چاق و چله او را برداشت و تمام خروس به ریشه هل داد. الاغ او را حتی سخت تر از گربه او را بود. شروع کردم به کار من در داخل و خارج از الاغ خوب خود، اجازه دهید دیک و سپس دوباره ناپدید می شوند ژولیت را محکم برو به جهنم احمق. من تموم او سخت تر و سخت تر تا زمانی که من احساس که احساس upbyggande از ارگاسم است. من دم خود را از جیبش در آورد او را به جای ایستاد، و اجازه دهید جت ضخامت من از تقدیر در صورت شیرین خواهر کوچک من و گسترده خود را با دهان باز.

سپس ما دراز، شدیدا زخم و بوسید تا زمانی که ما به خواب رفت.

34 پاسخ به "وقتی که خواهر کوچک خواب"

  1. نیلسون، نیلز:

    لطفا بیشتر از شما است. (سکسی خوب برای خواندن)

  2. دختر پیشاهنگ هشت ساله تا یازده ساله:

    آن را به بهترین رمان من otoligt خوب! ترجیحا نوشتن کانال 6

  3. سوسیس:

    آیا شما هر داستان دیگر، این یکی خیلی خوب بود من تقریبا گذشت از horniness

  4. کارل:

    من بود شاخی

  5. مارکوس:

    آن را دوست داشتنی را به خواندن بود

  6. jonna:

    اگر آن را برای شما در مورد خواهر کوچک خود را بنویسید ...
    آیا احساس نمی خوب، به جای متمرکز در مرحله خواهر ...

    در غیر این صورت، شما مهارت های روایت خوب است، اما این باید به خاطر داستان اولیه گرفته شده است.
    موفق باشید با بعد.

  7. دانیل:

    باور نکردنی داستان بزرگ

  8. دانیل:

    * واقعا شاخی را

  9. dildo به در کمد:

    älsk این رمان ..
    / F09xd

  10. سخت گیر می شه!

    زنای با محارم است که هیچ mej.Incest دندان به عنوان حیوان صفتی ناخوشایند است. چرا به دوست، خواهر خود را و یا چیزی بنویسید؟ در غیر این صورت، شما استعداد.

  11. سوفی:

    دوست داشتنی .. از بنابراین شاخی ..

  12. سیمون:

    HMM ... من دوست ندارم چیزی که زنای با محارم : P اما من، وانمود مانند آن را دوست دخترش بود ... یا لعنتی خوب

  13. AreNice:

    دوست داشتم این خواهر تمام چیزی که من شاخی ساخته شده! دوست دارم به رابطه جنسی بیشتر به زمانی که او به خواب رفته بود و سپس از خواب بیدار شدم بیشتر می خواستم، اما یک داستان خوب بود به هر حال! XD

  14. yummie:

    فوق العاده گرم .. آیا در مورد کسانی که می گویند کمی متفاوت نگران نباشید، آنها نمی دانند آنچه را که آنها در حال صحبت کردن در مورد ؛)

  15. من:

    asbra و

  16. danne:

    خیلی خوب نوشته شده و شرح داده شده است. بیشتر :)

  17. گفت:

    فکر می کنم در مورد داستان است، اما زنای با محارم است در دندان من نیست، تقریبا منزجر کننده است، می تواند هیچ چیز به جز یک خواهر بوده است.

  18. DeDU!

    ای کاش او آگاه بود اما من خوب شاخی بود

  19. کم خونی فقر آهن:

    میلیمتر، من می توانم متعجب خواهر خود را

  20. جوناس:

    فوق العاده داستان کوتاه

  21. صوفیه:

    شگفت زده خواهد شد داستان خود را چگونه مرطوب من ساخته شده

  22. Lillasyster:

    بهت می دانم که چقدر خوب می توان آن را ؛)

  23. سخت و شاخی:

    سال مالی پری VAA خوب حق نوازش کن که او در طوری دارا آمد ؛)

  24. ناشناس:

    لعنت خوب ؛) 5/5 بود

  25. آنا:

    من هر شاخی!

  26. سوفی:

    Ahhh واقعا خواهر کوچک خود را به ؛)

  27. آنا:

    چرا نوشت که د خواهر شما؟ و چگونه می تواند به شما در روز MMM نظر به چقدر خوب D ممکن است (خواهر کوچولو)، زنای با محارم است یکی از د منزجر کننده ترین چیز وجود دارد. دفعه بعد هم که شما را وادار به نوشتن که د یکی از دوستان خواهر کوچک است. و در تقریبا همه داستان های کوتاه د رخ می دهد که در آن رابطه جنسی مقعدی (که اکثریت از زمان) و سپس اسلاید خروس خود را به راحتی و بدون نفت .. هاهاها می گویند بله اگر د، خواب در بچه ها! نفت مورد نیاز است و قطعا اولین بار است. فرض که د بچه ها که می نویسم بنابراین :-)

  28. carro:

    چه نوع از حرومزاده بیمار که در زنای با محارم می رود؟ شما بهتر لعنتی می خواهم پزشک مراجعه کنید!

  29. Sussie H

    بسیاری از مردم عکس العمل منفی به آن زنای با محارم بین برادر و خواهر، اما این دقیقا همان چیزی باعث می شود آن را به طوری هیجان انگیز البته! درست است که این حس که از آن ممنوع است و باید انجام شود در مکان به شکل مخفی و پنهان حفاظت و مطلق. من خودم من به تلاش برای مقاربت با برادر من در نظر بگیرند، به یاد داشته باشید و تماس چشمی با او را در حالی که او به من طولانی طول می کشد و سخت! * Ahhh *

  30. نیلسون:

    خواهر شگفت انگیز است یا نه، چیزی است که فوق العاده از یک زن زیبا و پس از آن نیز احساس برای درجه هر دو در خارج داخل bulltar در کشاله ران زمانی که من به عنوان خوانده شده novell.Det خوب بود نه تنها ادامه نوشتن شما پایان دادن به خوبی nu.DET نیست به خوبی در بستر سرد بود بیش از یک بار ادامه نوشتن در مورد شما به عنوان برادران و خواهران شما می توانید از آموزش می دهیم، بنابراین شما می توانید همسر آینده خود و یا از جنس یکی از بزرگ است که یک عمر طول می کشد.

  31. Bidoo:

    هاها، است که، چه غلطی، هر کسی است که تا این حد در مورد زنای با محارم، چه جهنم شما با خواندن این داستان لعنتی! Baara به عقب!

  32. Esska:

    من خیلی شاخی است. حالا من می خواهم به خواهرم

  33. Lok:

    لعنت سکسی نوشته شده است! از خود شهوتی که من می خواستم یک نوع از خواهر کوچک به فاک ahårt شدم! فقط به این خاطر که آنها خواهر و برادر را به عنوان من گفت که آن را حتی بهتر (دفعات بازدید: مگر اینکه شما آن را دوست ندارم!) به علاوه او شلخته شاخی کوچک که عاشق خروس در هر سوراخ!

  34. C:

    شاخی شد، خاموش باید حرکت تند و سریع در حال حاضر :)

اظهار نظر در هنگام خواب خواهر