ملاقات در اتاق خشکشویی

سه شنبه شب، 21 سازمان دیده بان است. 30 و شما بعد از کار خسته می شدند آن را به عنوان. سپس شما باید به اتاق رختشویی. باید به من یک ماشین لباس شویی آپارتمان خرید. در حال اجرا را خسته می شدند و از نگه داشتن زمان.

می ایستد و این فکری که کی دست لباس زیر شستشو در وان لباس های شسته شده. ارزش نیست خوشحال خواهد شد اگر شما اتفاق می افتد برای از بین بردن یک ماشین با قوس سینه بند. تینر لباس زیر زنانه راحت تر و امن تر است با دست بشویید زیرا ریپ ماشین سمت راست به شدت. صندل سبک های کوچک من شفاف و دیگر لباس زیر زنانه سکسی می توانید با یک دست مهربان رسیدگی کند.

فکر کردن در مورد چه غم انگیز آن است که هیچ یک می توانید آنها را اینجا ببینید شگفتی های شیرین اما من این روزها بیش از حد ضربه زننده. آیا دوست پسر را نداشته باشند، مگر اینکه آن را به یک پسر فوق العاده با ارزش های شایسته و نیز جنس را. شاید کمی سخت تر است. حالا من یک عاشق که برای من و یا کسانی که در فاصله به اندازه کافی نزدیک به آن اجازه می دهد تا حدودی دوام یافت نشد. من را برای یک شب ایستاده کمی دراگ خانه کسی نیست. البته، من با خیال راحت می توانید خانه زمین زن و شوهر از ارگاسم، اما معمولا مرد مست است و به سختی می توانید آن را دریافت و یا چیز دیگری است که درست نیست. نه، من به رابطه جنسی با مرد داشته باشد، ممکن است کسی است که کمی بیش از چند دست، زبان و خروس. دست من و اسباب بازی برای انجام این کار در حالی که برای.

گوش کسی قرار دادن کلید به درب اتاق رختشویی و آنلاک آن. این است که شگفت زده کرد چرا که لباس های شسته شده در خشک کن به جا مانده از آخرین زمان شستشو وجود دارد. خوب چیزی که آنها می آیند قبل از اینکه ماشین من آماده هستند، بنابراین من می توانم خالی از لباس های شسته شده خود را، من فکر می کنم.

"عصر به خیر، گفت:« کسی که از راهرو، صدای لذت بخش مرد، من به یاد داشته باشید. کنجکاو و به نظر می رسد تا. یک نفر می ایستد و پر کردن درب. خوب به نظر می رسد، چشم های روشن و لبخند مسری است. او به من به نظر می رسد و افزود: «من برای دیر عذرخواهی می کنیم اما من آن زمان را فراموش کرده است. "

من به او و لبخند نگاه کنید، "OK، دستگاه من تمام شده است هنوز رتبهدهی نشده است. "

او به کابینه می رود و شروع به چیدن تا لباس حلق آویز وجود دارد. شروع به برابر قرار داده و در سبد رختشویی آورد. مرد مناسب من فکر می کنم و سعی می کنید برای جلوگیری از تماشای او.

او می بیند، همان طور که گفتم خوب است. گاهی اوقات طولانی، قهوه ای، غلیظ، موهای کوتاه، یا به صورت سنگین و یا لاغر. فقط یک کمی شبیه به آن. به چشم های زیبا و لبخند زیبا. هر کس شانس وجود دارد احتمالا. فکر کردن اگر من او را در این زمینه دیده بود قبل، اما نتیجه گیری کرد که من ندارم. حدس می زنم او تا دوست دختر است و او کسی است که در غیر این صورت شستشو. تمایل به با بچه ها ناقص است، شلوغ و یا بی علاقه است.

"ببخشید اما طولانی اینجا زندگی می کنی؟" من می شنوم از خودم میپرسم. آیا من برای انجام این کار، من به خودم فکر می کنم، اما از سوی دیگر، تداخل با چاه نمی خوای. شما می توانید اجتماعی و صحبت کردن در حالی که شما در همان اتاق هستید.

"من نمی توانم فکر می کنم که من به شما قبل از دیده است. "ادامه که دهان جالب پرسیدن.

"نه، من با برخی از دوستان که چند ماه زندگی می کنند در حالی که البته من در اینجا در شهر است. "این اولین بار من استفاده از اتاق رختشویی در منطقه است. آشنا با دستگاه در آپارتمان است، بخاطر آن بود که من را فراموش کرده است. "گفتن او را هم با همان لحن شیرین و لذت بخش، به من نگاه کن در حالی که او مذاکرات و لباس های شسته شده برابر در طول این زمان.

"بله، من می دانم چگونه است. من نیز یک ماشین لباسشویی در آپارتمان من، شما کمی خراب است. در اینجا آن است که به عنوان نزدیک به آپارتمان بنابراین من نمی توانم تا کنون، اما شب ها مثل این خواهد بود نداشتن به باران و سرما است. "من به صحبت کردن در حالی که شستن لباس های شسته شده.

او را نگه می دارد تکان و صحبت کردن کمی در مورد مقاله ای بود که او را فراموش کرده در حالی که او در برابر لباس.

مردی که می تواند کارهای داخلی در حالی که او صحبت می کند، اداره کند، بد نیست که من فکر می کنم acidly.

ما در حال حاضر، من در لباس زیر مرا غرق خواهد شد و آنها را قطع است. در کابینه به عنوان پسر می ایستد و از بین بردن میدارد. خب، به نظر می رسد نه خیلی خجالت شده توسط خودش پس باید در مورد آن هارو به حساب نمی آرن.

"آیا شما تقریبا در کابینه به پایان رسید، بنابراین من می تواند قطع؟"، من او را با مهربانی.

"بله، فقط چیزهای گذشته من در اینجا با شتاب و سپس خشک کن." او پاسخ.

"بنابراین، آماده! کابینه در اختیار شما دوشیزه نجیب "او با یک دقیقه نجیبانه و یک لبخند وسیع اعلام شده است. "من نمی توانم کمک کند اما بخندی در حرکت خود و پشت نیجر خوب،" با تشکر از آقا شریف است. "

میدارد تا با من، لباس زیر مرطوب من در سبد لباس های شسته شده و شروع به با پشت من به او آویزان است. خشک کن مناسب است در پشت کابینت، بنابراین ما باید چند پا به گرد هم می آیند درها و دریچه باز است.

گرم از اجاق و در حال حاضر باز خشک کن است، بنابراین من کشیدن از خارج شدن نوشته ها از ژاکت من و فقط با پوشیدن یک تی شرت تنگ.

قطع من برای حلق آویز من از لباس زیر و تلاش به طور همزمان دفع آن مرد تا ما نباید در برخورد با یکدیگر. من همیشه به برخی از کارهای اضافی را به چسبیدن به لباس های شسته شده بنابراین من مقدار زیادی از چین و چروک های غیر ضروری بعد. بسیاری از کرم کتاب تماس بگیرید (که آنها را با) اما من می دانم آن را موجب صرفه جویی در زمان بعد. آیا به عنوان لباس های شسته شده خیلی تاکید نمی کنه و استرس چیزی است که من لذت بردن نیست.

اگر چه من فکر می کنم من را گول زدن و دفع کردن حمله حریف بسیار خوب ما هنوز هم به سر ما سقوط وقتی که من پس از پس از برداشت تا شورت و او خم و برای قرار دادن چیزی در سبد خرید خود را. من از دست دادن همه چیز را روی زمین طول می کشد و من در پیشانی را به عنوان پیچ و مهره. چشمانم را می بندم و سعی کنید به سفر من به آرامی به دست آوردن مجدد تعادل. او بغل دست من در گرفتن نرم اما استوار را من حمایت. سپس او خم و میدارد که ما هر دو از دست رفته در تصادف ها، من در پلک های خود را هنوز کمی گیج می بینید.

گوش یک سوت گرگ ضعیف و به نظر می رسد تا او با آنهایی که کمی، شلاق زدن و شفاف در دست او ایستاده است.

"آنها خوشمزه بودند، امیدواریم عشق پسر خود را در راه است که شما می بینید. این امر انجام داده اند به هر حال. "من می شنوم او را می گویند.

تا به دنبال و با نگاه خود را خیره به شدت به معدن است. قلب من پرش به ضرب و شتم، اما پس از آن شروع به تپیدن در سینه عصبانیت و هیجان است. او گسترش دست خود را به من با تنکه پوش. من می توانید آن را برای تبدیل شدن به خجالت است. من فکر می کردم در نظر گرفتن مسائل چندین سال پیش متوقف شده بود، اما احساس می کنم چشمان من قرمز رنگ و درخشان هستند، در حالی که قلب را اجرا می کند.

او هنوز در بازوی من به من حتی اگر من را بازیافته اند تعادل برای یک مدتی پیش در حال حاضر است. احساس دست گرم خود را سوزاندن پوست. حرارت گسترش به سایر نقاط بدن، گلو، پایین پستان، در،.

گرما احساس می کنم ممکن است به علت کابینه اما من می دانم آن است که یک دروغ کودکانه به خودم. من می دانم چه گرما در حال آمدن است. احساس می کنم کمی خجالت در مقابل این غریبه، چرا که او می داند آنچه که من در پایین و او نیز با شورت های من در دست او می ایستد، به باز کردن صفحه نمایش می پوشند. این کمکی نمی کند که من نیز به طور کامل در زیر لباس خود را برهنه. من در زمان لباس زیر من پرتاب کرد و در سبد لباس های شسته شده را قبل از من رفت بیرون.

من فکر نمی کنم من اینجا ایستاده با یک مرد غریبه جذاب با نگاه سوزان.

افکار قبلی من تشنه من به مدت شش و لمس، مشهود است. سینه ام در حال انقباض است به نوک سینه ها سفت و سخت شدن. معده من این تدابیر، گرما منتشر خواهد شد و پالس در شکم. احساس می کنم که چگونه مرطوب من. چیزی که خوب نمی توانید ببینید که من تفکر عمیق است. اما نوک سینه او، او باید ببینید که چگونه سفت آنها در بالای تنگ هستند. نمی تواند کمک کند اما بازیگران یک نگاه سریع خودم و ببینید که چگونه احساس می کنم. چگونه آنها را دهانه به تار و پود. من سرخ و چشمان او را برآورده نمی کنند، اما نمی توانست مقاومت کند. نگاه کردن و ببینید که چشمان خود را به دنبال نگاه من، او دیده است سینه من و می فهمد که چگونه احساس می کنم.

او می گوید: من می خواهم او را به انجام کاری، شکستن سکوت، تنفس من تقریبا متوقف شده، و پس از آنچه به نظر می رسد مانند برای همیشه،

"نه، من وجود ندارد. اگر شما دوست پسر یا نه، که این است. شما باید به من ببخش، اما هرگز نمی تواند خفه شو. " او به نظر می رسد و دست او را نگه می دارد و دیگر برای من من کوتاه است. انتخاب من در دست من و احساس انگشتان دست من تقریبا یک شوک کف دست گرم خود. او حذف از سوی دیگر خود را بر روی بازوی من است. طلسم رها بیت اما قلب هنوز هم اجرا می شود به سرعت در قفسه ی سینه ام.

من هم نگاه کردن در حالی که من می گویم،

"این مهم نیست، من نیز امیدواریم که پسر من آنها را دوست داشت اگر من تک هر اما من بود، بنابراین من بیشتر به خاطر خودم می پوشند." خندان و به دنبال به سرعت در حالی که قبل از من هم تبدیل شده است. حلق آویز کردن آنها را در کابینه و سعی کنید به عقب بر گردیم به بقیه آویزان به پایان رسید، اما با دست های لرزان و تپش قلب.

"شما، پس از آن معمولا دختر خود را به مراقبت از لباسها، اما شما به نظر می رسد واقعا به آن استفاده می شود در غیر این صورت. بدانید که این بدترین کپی وانت، اما من اهمیتی نمی دهند. می خواهم بدانم اگر این پسر یک دختر و یا نه. او البته با این موضوع آغاز شده بنابراین در حال حاضر می خواهم بدانم که آیا من شانس با او. به خاطر خود من معمولا چیز با بچه ها که مشغول هستند و آغاز نیست، آن است که برای من جالب نیست. باید از آنها فاسق آنها ممکن است به کسی که مهم نیست، اما من نمی خواهم برای صدمه زدن به کسی.

"نه، گمان می کنم من بیشتر از یک تک مستمر. آیا هر کسی که به معنای به اندازه کافی برای من با ماندن ملاقات نکرده بود. من باید برخی از استانداردهای بالا تنها در عشق و روابط را داشته باشند، اما احتمالا حق با شماست، من با عجله از سر راه بردارد. من تنها 29 سال است، بنابراین من فکر می کنم من هم قبل از من. "

من کمی در صداقت او را شگفت زده کرد، اما تبدیل شدن آنها حتی بیشتر علاقه مند است.

"من می دانم که به خوبی می خواهم در حال حاضر. من در یک رابطه زندگی بیشتر از زمان زندگی بزرگسالی من من می خواهم به صرف وقت با خودم قبل از من مقید کردن با یک شریک جدید است.

"خیلی بد شد شما می توانید بخش های خاصی از یک رابطه بدون داشتن یک را نداشته باشند. "من جواب داد: نگاه او را دوباره با موذی کوچک من. چشمان او فلش. لبخند حتی بیشتر از شیطنت او.

"مانند آنچه" او می پرسد. آزار دهنده اما با کمرنگ کنجکاو.

"خوب، می دانید، شام، مکالمه خوب، جنس بزرگ و به همین ترتیب. "من می گویم کمی پر حرف است. به دنبال furtively برای دیدن عکس العمل خود را.

دست من هنوز تکان دادن و بدن من گرم است و مرطوب.

"بله، جنس است یک چیز، آن را سخت و نه از دست. اما به هر حال می تواند به شما. اگر کسی که می خواهد به بازی کمی شما را ملاقات کرده و در زمان مناسبی داشته باشد. "

"بله، اما آن را به عنوان آسان برای پیدا کردن کسانی که می خواهند به بازی و همچنین سلیقه همان خود،" من جواب با لحن جدی تر است.

او تاکید به راحتی یکی از ژامبون من با دست خود او می گذرد. من را به واکنش بکشید، و بدن من به چراغ هدایت. آن را به عنوان سوخت خشک در آتش بعد از ظهر گرم است. شعله های آتش شعله ور شدن و گسترش از معده در تمام مفاصل و عضلات. زانو من ضعیف است. زاری به داخل، گاز گرفتن لب های او هم پس از آن فرار نمیکند. پرتاب یک نگاه در جهت خود را، او به من با این نگاه که می سوزد در به نظر می رسد و باعث می پوند قلب من سخت تر دوباره.

او با من بازی می کند، من می دانم پس از آن کمی تعجب است. بله، بله، دو می توانند از این بازی من فکر می کنم و تبدیل به جسورانه تر بازی. حالا که من می دانم که آن آزاد است و من نمی بدتر خواهد شد. او علاقه مند است و من آزمایش، برای دیدن تا چه حد بروم. من قطعا در او جرقه و هیچ چیز برای از دست دادن.

متناسب "به طور تصادفی" حذف سینه های سنگین در برابر بازوی خود را به عنوان او می گذرد. تا به دنبال به چشمان کوچک بی گناه خود را و می گوید، "OUPS!" مانند که احمقانه و غالبا این تنها می تواند زمانی که شما واقعا می خواهید برای جلب توجه مرد. این برنامه کار می کند، او به تماشای appreciatively به زنگ ادرار رشته، بالا تنگ است. من لبخند زدم و پشت اضافی، کمی تا سینه خود را به جلو خواهد بود.

آنها سنگین بزرگ، گرد و دوست داشتنی. هنوز هم در بافت های نوک پستان ها سخت و به وضوح قابل مشاهده در زیر پارچه. نگاه او پرسه می زند روی قفسه سینه خود را قبل از دنبال کردن دوباره به چشمان من. من پیدا کردن آن سخت نیست به عقب و بوسه او و از او بخواهد به من را مستقیم بالا و پایین.

چگونه بعد از همه، در غیر این صورت در مقایسه با فیلم های پورنو. بله، من می دانم که به اندازه کافی. آیا بسیاری از فیلم های پورنو در حال حاضر که من احتمالا می تواند کمی "داستان" آنها دیده می شود. من فکر می کنم فوق العاده است در کیندلینگ به دیدن پورنو هاردکور واقعی و استمناء. خودم را داده است تا خودم را به علاقه من به ادبیات عاشقانه و پورنو از من تنها، و حساب برای آن بود.

من نمی توانم متوقف کردن فکر و رویا در مورد انجام چنین چیزی است. او هنوز هم نمی توانم اینجا بمانم بیش از چند ماه پس چه می توانم آن را از دست بدهند؟

در حالی که من در افکار و کامی من ایستاده بود، او تصمیم می گیرد. او گام به جلو و بغل من. دست پشت گردن، کمر و بوسه قرار داده شده در دهان. سخت، سخت، متقاضی. لب هایش را تنگ و زبان خود را در بازی بر روی لب های من برای باز کردن آنها شدید است. در نگاه کردن به دهان من، بازی با زبانم. تا ناله من با صدای بلند با تمام احساسات مواج درون من است. من نور است که استخوان در برابر زیر من. سپاسگزار برای گرفتن شرکت در گردن و کمر و در غیر این صورت من احتمالا می توانست بر روی زمین افتاده است. یک بوسه! من می خواهم برای همیشه دوام داشته.

من می دانم که جسم خود را در مقابل منحنی های نرم من. سینه من در مقابل سینه اش خرد در حالی که او فشار می آورد نزدیک تر من است. بدانید جنسی خود را چقدر سخت است وقتی که او هل باسن خود را در برابر تپه های نرم من. من خودم پیوستن به او، هل دادن من. دست خود را در سراسر بدن من. نوازشگر من پشت، دور کمر بیش از الاغ او را. حفاری به آنها باسن نرم و بلند من برابر فاق خود من شرط می بندم پاهای خود را در اطراف او و حرکت به سمت باسن خود را، ناله.

او را حمل به نیمکت من برای ایستادن و دست شسته در. نوبت من همه بر روی آن و شروع به نوازش کردن سینه های من به جای آنها در حال حاضر دست آزاد. من ناله از دست سخت و انگشتان خود را که به دنبال در اطراف آنها و مخلوط کردن بیرحمانه است.

"بله!" من موضوعات آغاز شده با صدای بلند. من می خواهم سخت تر است، و به خصوص سینه ام احساس می کند چیز دیگری است. او به نظر می رسد به درک چون او آنها را درمان می کند که اگر او می تواند ذهن من به عنوان خوانده شده.

او بوسه من گرسنه دوباره و به دنبال مستقیما به چشمان من در حالی که دست خود را به من شرت و سینه بند می یابد buttoning. اسلاید به آسانی. او با لباس زیر زنان آشنا به نظر می رسد. جای تعجب نیست که او در زمانی که من را گذاشت تفکر من بود کمی خیره نگاه کرد.

من فکر نمی کنم بیشتر قبل از او دفن سر خود را در سینه ی من. پرس آنها را با هم با دست و نمایشنامه های سخت خود را با زبان خود را بیش از نوک سینه خود را به تناوب. خورد، به آرامی NIPS. با استفاده از زبان به لیسیدن در حالی که من می دانم که خشونت زبان، زگیل حتی سخت تر از قبل خواهد بود. او با آنها را بین انگشت های دست خود را ایفا می کند در حالی که او به هر دو سینه ها در دست خود فشار. من ناله با صدای بلند جیغ و فریاد و زمانی که او نیش در حالی که در نوک سینه ها کمی سخت تر اما من می توانید با آن باشد. این باعث می شود هر دو یک زخم کوچک اما فوق العاده راحت است. ترکیب کردن دردناک است، اما شگفت انگیز است. بعد هم من گریه فقط: "بله، jaaaa".

من hornier از من فکر کردم ممکن است. او اجازه می دهد تا به سینه اش، آرواره پشت و ضربان شلوار من رو به جای. دکمه ها عادت کرده اند جرقه بزند و باز پرواز خود را که در آن نشان می دهد که من در هر شورت زیر شلوار من پوشیده نیست. به نظر می رسد به نوبه خود او را حتی بیشتر برای چشمان او شاخی زمانی که آنها به من نگاه کرد.

"من شک دارم که شما از شورت پوشیدن نیست، من تو را دیدم دادخواستها تنکه پوش. این که چرا من نمی تواند کمک کند، اما احساس می کنم بیش از الاغ دوست داشتنی خود را زمانی که من این شانس را داشتم. زن بدون شورت در میان آنتی ویروس چیزی که من می دانم، اگر چه من دوست دارم لباس زیر زنانه سکسی . من امیدوارم که شما در آنها در زمان دیگری بود. "من نمی تواند کمک کند اما تکان سر و پاسخ ضعیف بیت؛

"بله، من آنها را دفعه بعد می پوشند

من عاشق مردان که در سر می برد، من خسته از بودن غالب، که من واقعا برای کسی که فقط طول می کشد و اجازه می دهد تا به من لذت ببرید.

او ریپ کردن شلوار من رو به سرعت، و پیراهن خود را. خوب، نسبتا باب روز نیم تنه خود را نشان می دهد که فقط یک تار موی کوچک روی قفسه سینه خود را از بین می رود که به بند تنبان است. سلاح قوی و بسیار نیرومند است. آغوشت را دوست دارم و نمی تواند کمک کند اما مالیدن بیش از همه آنها. کشیدن ناخن ها به عنوان او لرزد. آیا انگشتان دست در سراسر قفسه سینه اش و به پایین در معده اش، او را می کشد آن را کمی وقتی که من نزدیک ناف و بند تنبان است. تابه یا لرزیدن، من حدس می زنم.

در حال حاضر من به وضوح می دانم که او به نظر می رسد فکر می کنم قبل از او طول می کشد انتظار از مچ دست من را نگه دارید و آنها را در جای خود بصورتی پایدار و محکم روی نیمکت، او که بر من crouched و بازی با زبان خود را بر سینه من دوباره. مکیدن نوک پستان در دهان یکی پس از دیگری. اجازه دهید آنها را تبدیل به سنگ سخت و پیچ و مهره از هیجان. آثار رنگ از بزاق خود و پایین بیش از معده او و پایین به سمت شکم. من ناله بیشتر و بیشتر. مشکل به من آرام و آرام در جایی که من نیمه روی نیمکت دراز کشیده با سر خود را در مقابل دیوار استراحت.

من نمی خواهد همه جا بروم، چرا که او هنوز هم دست من در چنگال شرکت روی نیمکت. دهان گرم و زبان او می رسد مونس Veneris من. من از صبح تراشیده، می درخشد در حال حاضر آب سرازیر شده است که از او برای اولین بار به داخل اتاق آمد. من چراغ ما و من فریاد زمانی که زبان او می رسد در قسمت بالای اجرا و پخش بیش از چوچوله. پشت دهانه قوس محرک است. او پس از اتمام و چشمانم را باز کردم که من در طی این شکنجه فوق العاده بسته نگه داشته شود، برای دیدن چیزی است که او را preoccupying.

او به من می رسد و می گوید: "من می خواهم شما به من نگاه، نگه داشتن تماس چشمی و یا من را متوقف خواهد کرد به لیس زدن خود، شما می دانید؟"

من درک آنچه او می گوید: اما من را می دانم که نیست چگونه من می تواند نگه داشتن چشمانم را باز زمانی که آن است به طوری خوب و فقط میخوام به پیچ تا چشم خود را تا آنجا که من می توانم و همه چیز شگفت انگیز او با من می کند بدانید، اما من هیچ چاره ای. آیا من می خواهم او را به من دارند.

"بله، من سعی خواهم کرد،" من با تنفس سنگین پاسخ دهید.

چشم من خود را ثابت نگه دارم و احساس می کنم که چگونه زبان خود را شروع به نگاه کردن بیش از شکاف، ترفندستان | Tarfandestan پایین. من حرکت باسن من در برابر زبان خود را به حرکات بسیار کوچک دایره. نمی تواند متوقف شود، نمی تواند بنشیند.

"تو بسیار مرطوب است، آن است که شما تا نور ساخته شده است؟" او به من می پرسد.

"بله، من برای شما خیلی شاخی بود که من به همان سرعتی که شما را به اتاق من می گویند hoarsely آمد." کار بیشتر، احساس زبان خود را در من است.

"لطفا اجازه می دهد به من. "دعا می کنم تقریبا ناامید. او بیش از حد کند است حتی اگر آن را فوق العاده، بیشتر من می خواهم، او را در من می دانم. من هیچ کنترل خود در همه.

زبان او کار می کند راه خود را به باز کردن من و فشار خود را سخت و سریع مجموعه. می توانید مرا در آغوش می گیرم نمی کنه. با تو دست من من به نیمکت چسبیده وقتی آن را برای من می رود. ارگاسم سریع و شدید پس از بدون رابطه جنسی برای مدت زمان طولانی بوده است. آیا آن را نه چندان دور دوباره از این، آن را به سرعت پاره کردن که من تقریبا خودم را مجبور می باشد. او به نظر می رسد کمی تعجب بلکه سرگرم وقتی که نگاه او را پس از دریافت یک کمی بیشتر طبیعی تنفس دوباره است.

"این سرعت را برای شما رفت. آیا می توانید ادامه دهید؟ "

این سرعت برای من است اما من ارگاسم بسیاری برای به دست آوردن، من قول می دهم، "من با لبخندی آرام پاسخ دهید. من خوشبخت جنسی. حتی تحریک چوچوله آن را به. آیا شما آنرا "ارگاسم واژینال. "

او علاقه مند، و هیجان زده به نظر می رسد او در مقابل من می ایستد. بوسیدن دوباره به من نوازشگر سینه من، جوانه، نوک سینه ها کمی. در حال حاضر بدترین خستگی بر سر پس از ارگاسم گذشت، بدن من شروع به نوبه خود دوباره و من کنجکاو در مورد او و بدن او. قبل از اینکه من برای لذت بردن خود من فکر می کنم از او دور بود، تا به حال فرصت حتی پس از او به من برگزار کردن نیست.

من به نوازش او آغاز خواهد شد. شانه ها، بازوها، دور کمر، قفسه سینه، سرد به آرامی در بافت های نوک پستان ها. نوبت او را به ناله در حال حاضر. من خمش و خوراکی برخی از آنها، با زبان خود بازی است. دست من و بغل کردن الاغ تنگ خود را. نوازشی باسن و سپس دو شاخه است. Bulan که bulges در شلوار جین امیدوار کننده به نظر می رسد. مرا در آغوش بگیر دیگر بدون پاره شدن مشتاقانه تا کمربند و شروع به unbuttoning دکمه. با برخی دشوار است چرا که از تار و پود تنگ اما من موفق به پرواز خود. او می پوشد شورت پاچه دار زیر است. مورد علاقه من اگر من را انتخاب کنید، از ورزشی. دامنه در اینجا به عنوان خوب.

من پرش از نیمکت و کشیدن شلوار و boxerna را. آیا علاقه خروس سخت است که در حال ظهور در برابر چشمان من. نسبتا درشت، ضخامت یکنواخت، کمی بزرگتر از یک normalkuk شمارش چشم من به سرعت کشف شده. کمی خمیده به سمت بالا. من نمی تواند کمک کند اما نشستن در haunches خود، عقب و licks ملایم پوست ختنه گاه به سرعت بر روی سر آلت است که بدانیم چگونه آن را مزه. او ناله طول می کشد و چنگ در موهایم را با یک دست. کمی قبل، زیاد به جلو و لیس من. آیا آتش دانستن اینکه من که اثر او و خروس اش.

"بله، طعم دیک من، آن را به داخل دهان گرم خود را،" او ناله است.

من بیشتر تحت تاثیر قرار داد. میخوام او را به عنوان لذت بردن از حد او باعث شد من برای لذت بردن. من درست در مقابل او روی پاشنه های خود نشسته و اجازه دهید بازی زبان خود را بر روی سر آلت، طراحی محافل کوچک و بازی، مزه، لیس. جمع آوری بزاق در دهان به غرق شدن در خروس من با پس از آن خواهد بود صاف و به راحتی به داخل دهان من روان است. اجازه می دهد بزاق از سر آلت و پایین تنه تخلیه. حتی یک چیز پورنو، من از horniness من فکر می کنم. پورنو، اما عملا هیچ کس نمی خواهد به تماسهای مکرر خشک شود. این همان احساس فوق العاده ارائه نمی دهد.

پس از دیدن که خروس خود را با بزاق نصب، اجازه دهید آن را به داخل دهان من لغزش. خیلی بزرگ است، بنابراین من باید به دقت در برابر دندان و نه خراش. آیا بازی زبان در سطح پایینی از خروس خود و رشته دقت قبل از خروس من تا آنجا که من می توانم سفارش دهم. او می ایستد و به نظر می رسد به من با چشم های شاخی است.

"بله، بله. آن را در دهان خود، من به شما یک راهب را اعلام کنند. شما چطور؟ "

بله، من فکر می کنم. شما می توانید لرز هیجان را از طریق کل مخزن من ارسال کنید. من می خواهم او را به من در دهان مانند شلخته واقعی درب و داغون کنین. اجازه ندهید که من را انتخاب کنید، فقط آنچه را می خواهید دریافت کنید. من به آرامی تکان سر، به دنبال به چشمان او، بنابراین او می تواند چه شاخی من این ایده است. آیا اسلاید دیک در برخورد کام، سپس اجازه دهید آن را دوباره از لغزش. تمام راه را تا نوک سر آلت استراحت در برابر باز و لب مرطوب من. بازی با زبان در شیار بر روی سر آلت، در اطراف سر آلت و رشته، کسی را دست انداختن. حرکات تند و سریع و سکته دست اطراف kukroten، و از سوی دیگر به آرامی بر روی کیسه بیضه ها. پرش کردن تمام kukskaftet چند بار و مالیدن آب دهان به درستی. که باعث می شود آن را حتی سخت تر است. او از بالای سر من تشکرها: "بله، بله"

ناگهان، او جمع آوری موهایم در پشت دم که او با گرفتن تنگ موافق، با سیخونک بحرکت واداشتن او را از نگه داشتن خود و فشار آن را به داخل دهان من سخت است. من از دست دادن تعادل مانور تعجب آور است، اما او نگه داشتن سر من بصورتی پایدار و محکم با یک دست، بنابراین من نمی سقوط خواهد کرد. من فقط یک خروس سخت در راه جاده 1/2 پایین در گلو من، آن را مانند تو بودن چه حسی داره. خاتم کاری و نفس گیر، اما او آن را می کشد را به عنوان سریع دوباره. استنشاق به سرعت قبل از آن را به دهان اجرا می شود دوباره. من هم به بلع بزاق تولید می شود و آن را به یک جریان کوچک را در دهان خود خالی ندارد. هر چند که بسیار سخت و اهانت آمیز بعدی من آن را دوست دارم. کل موقعیت عجیب اما وحشتناکی هیجان انگیز است. من می خواهم او را به انجام این کار با من. به من اجازه می دهد تا احساس خروس سخت خود را عمیق به داخل دهان و گلو پایین خود را.

او ناله باسن juckar و زمانی که او munknullar من سخت است. من نمی تواند کمک کند اما در عین حال نوازش کردن خودم، تو دست من آزاد برای انجام چه من می خواهم. او نشان داده است نوعی از موقعیت که در آن او می تواند طول صحیح در دهان من بدون نفس من دور است. می دانم که من هیچ حرفی برای گفتن. دست من می رود تا توپ و سکته مغزی خود را، تا لذت او بیشتر خواهد شد. از سوی دیگر من به نوازشی clit و شکاف مرطوب. زاری با خروس خود را در دهان من است.

به سختی به من نوازش کردن قبل از او به من می کشد تا به موقعیت ایستاده آغاز خواهد شد. بلند کن مرا روی نیمکت خروس سنگ خود سخت در برابر fittöppning من. آیا دیک خود را به اسلاید بالا و پایین در شکاف و چند بار مالش clit او نرم، بزرگ، و سر آلت براق. براق و مرطوب با آب من. در حال حاضر از آن نوبت به من زاری با صدای بلند است. من خیلی شهوتی می خواهید به خروس های زیبا خود را در اعماق من. او به چشمان من به نظر می رسد، تنظیم سر آلت باز و بسته شدن، juckar به آرامی به اجازه مهبل (واژن) باز، و فشار به آرامی، به آرامی به kukhuvudet. کمی کند است، حتی اگر چه من خیلی مرطوب. او بزرگتر از من انتظار می رود و طول می کشد در حالی که کمی قبل از آن را تضعیف کرده است به جای او می تواند شروع به humping دورتر و دورتر. من فشار سر خود را در مقابل دیوار، ناله، گریه ی این دختربچه با لذت است.

"اوه بله، بله، خدا چه امداد رسانی است. "

احساس می کنم که چگونه آن را پر کردن، آن را چنان سخت و خوب است. نیمه روی نیمکت واقع شده است و به نظر می رسد به همان اندازه برای او که برای من خوب است. ما لذت بردن از هر یک از اجسام دیگر، گرما، شهوت و سکس. ما غریبه به یکدیگر هستند، اما ما نیز ممکن است جفت روح چون ما فکر می کنیم به طور یکسان و لذت بردن از رابطه جنسی است. من می خواهم به اسباب بازی های جنسی خود را بدون شرمنده بودن از آن. من می خواهم به احساس لذت مخلوط با درد. من امیدوارم که او می خواهم برای به اشتراک گذاشتن این چیزها با من، اگر تنها یک بار و یا یک زن و شوهر است.

او سوگند در تمام طول کامل خود را تحت فشار قرار دادند، می دانم که چگونه آن را اعتصاب پایین از من است. اگر او کمی طولانی تر از آن شده اند که مشکلات سپس آن را صدمه دیده است اما در حال حاضر آن را تنها راه درست است. خروس من احساس می کند زیرا او بر من بسیار خشن است، اما آن را مخلوط با لذت است. نمی توانم ساکت نگه داشتن من دیگر و شروع به حرکت باسن من در مقابل او، او را در آغوش میگرفتم، از آنها و افزایش سرعت. من شرط می بندم پاهای من در اطراف او، اما او آنها را بر روی شانه های خود را به جای. من بر روی نیمکت دراز می کشید و احساس thrusts خود را عمیق و سخت به من. ناله و whimpers از لذت است. از سینه من را نگه داشتن و فشردن آنها به طوری که آنها که خیلی نوسان است. او را به دور دست من و مالش سینه من، جوانه، و مالش بر یکدیگر است. من به نوبه خود من با لذت و حساسیت به لمس در بافت های نوک پستان ها. این یک احساس مخلوط است، اما افزایش می دهد هیجان فوق العاده که من واقعا نمی دانند به کجا بروید.

بعد او خودش را می کشد به طور ناگهانی. پاهای من از شانه های او را، گرفتن شرکت در کمر من طول می کشد و تبدیل به اطراف تا من بر روی زمین با تکیه بر نیمکت ایستاده است. او اجازه می دهد تا سر آلت به خر خر کردن مرطوب، گرم fittöppning من، من کمی آزار. شاخی که من هستم، من فقط یک فکر، خروس سخت در من دوباره و دمار از روزگارمان درآورد تا آن را برای ما امکان پذیر است و ما می توانیم کار را انجام ندهید.

من juckar به عقب سعی کنید خودتان را. کم و نگه داشتن من را به او می خندد.

"شما آن را می خواهم، شما می خواهید به احساس خروس من به شما از پشت؟"

"بله، لطفا، در خروس زیبای خود را در من اجرا می شود،" آیا من دعا کنید و سعی کنید بیهوده برای رسیدن به خروس او را دوباره در من قرار دهید، اما او به من را نگه می دارد در حالیکه کنترل شدید.

"در حال حاضر شما نافرمان هستید، شما را متناسب و یا ممکن است به نشان می دهد که چه کسی مسئول" او در گوش من هشدار می دهد.

"خواهش می کنم، دوباره به من بیا، من دمار از روزگارمان درآورد!" التماس و من در هیجان دعا در حالی که من در تلاش بود تا من دیلم یا اهرم بلند کردن از چنگال او سست است.

او بغل موهایم را نگه دارید، خم شدن سر خود را، نگه داشتن تو دست من در یکی در چنگ وحشیانه جمع شده بودند. من می دانم چگونه آن را کاملا در جریان گربه من در حال حاضر، اجرا می شود پایین کمی در داخل از پاها است. دوست دارم آنچه را که او با من انجام می دهد. چگونه او می داند که چگونه مرا درمان است زیرا من روشن است.

من، تو فاک که من آماده ام، این است که تصمیم می گیرد، شما می دانید؟ او در گوش من در خشن، صدای هیجان زده زمزمه. Nibbling لوب گوش، پایین گردن، پشت گردن. کمی نیش زن یا گازگیر سخت تر برای اطلاعات بیشتر می ناله.

بله، بله، شما تصمیم می گیرید، "من موضوعات آغاز hoarsely.

او فقط به جرقه این بازی که من آن را درک در مه چادر من. من هنوز هم نمی تواند تحمل، تمام بدن من در آتش است. من به عنوان ترنس حرکت کند، ناله و گریه ی این دختربچه، اما من به سختی از آن آگاه است. تلاش برای حرکت به عقب و به سمت او، خروس سفت خود را در برابر باسن من را به احساس می کنید قبل از اینکه به من سر دوباره. او به نظر می رسد به او اجازه رفتن به مو، دست و kneading باسن من. دفن انگشتان خود را در آنها، برخی از اعتصاب نخل را به من بدهد، من را به تعجب فریاد و به آن لطمه می زند. آیا درد نکنه به طور مستقیم اما روشن و حتی بیشتر. من svankar بیشتر و گسترش می یابد پاهای او را در حالی که خم شدن بیشتر، و پرس سینه در مقابل نیمکت. او چند بار برخورد با خروس خود را در باسن نرم و کشیدن آن به حافظه، به گذشته باز مرطوب است. من ناله، زاری، بپرسید که آن را در من احساس.

او در خود هدف از خروس خود را در مقابل باز شدن و به آرامی آن را شروع می شود. من می خواهم او را با عجله، اما او آن را به عنوان او مدتها باسن و نگهداری مرا در خفه می فهمد. می توانید لگن من حرکت نمی کند. باید به او همه چیز را ترک کنید. چگونه دیک کشویی خود را در را پر کنید و دوباره. چه سخت است، چگونه از آن است که نبض با شهوت در گربه ضرباندار من. کشویی در سانتی متر، سانتی متر. احساس می مانند برای همیشه. من ناله بیشتر و بیشتر دورتر او را به من می شود. در پایان، من می دانم که چگونه او باقی می ماند، او را هدف قرار داده است و پایین سنگ. هنوز هم کاملا حفظ می کند در من است. من سعی می کنم تا با او به شدت تنفس و با بهره گیری از احساس به طور کامل با خروس دوست داشتنی پر صبر کنید، و فاک این مرد.

حالا او منتظر چند ثانیه قبل از او طول می کشد در آغوش میگرفتم، از من دو بازو و خم شدن به عقب، عبور از روی پشت. نگه داشتن نگه از مچ دست خود را، پس من سست نمی آیند در حالی که او تا گرفتن فوق العاده بر روی ران من. کشد از خروس خود را به طول کامل و اجرای آن را در یک سکته مغزی است. من راست از لذت فریاد بزنم. هنوز هم تنگ است، پس از آن احساس می کند واقعا حق است، اما چون من به طوری شاخی من فقط احساس شگفت انگیز است. میگریم No one sees me کسی منو نمیبینه به لذت هر زمان که منبع تماس با خروس خود را در پایین.

او شروع به من فاک سریعتر، با گرفتن دست او را نگه دارید می توانید از من و نگه داشتن فشار را به سریع، سخت و عمیق است. من احساس بزرگ است که اسپرد از گربه و لگن من به طور کامل رفته است. تنفس سریع و تند و زننده خود را پشت سر من گوش. خیلی فوق العاده برای شنیدن و من juckar یک بیت ساخت دایره های کوچکی با ناحیه تناسلی در حالی که دهانه fittmuskler من در خروس خود را. Hör hur han stönar högt av njutning och överraskning. Släpper taget om mina armar och lyfter upp mitt ena ben på bänken, grabbar tag om mina bröst och fortsätter knulla mig snett bakifrån med händerna på mina bröst. Känner hans hårda bröstkorg mot ryggen och hör hans andning i örat. Nafsar i mitt öra, viskar kåta saker till mig.

“Du är så skön, fan vilka härliga bröst” “Din fitta är så trång och våt passar perfekt till min kuk”

Jag kan inte mer än stöna: “Ja, ja jag älskar dina händer, din hårda, sköna kuk” Vi kysser varandra snett, en slarvig kyss i hetta. Knullar hårt några tag till innan han avbryter. Med kuken fortfarande kvar i mig.

“Böj dig fram” säger han och puttar ner min överkropp på bänken. Greppar tag om mina höfter igen och särar på benen mer än tidigare. Juckar in och ut, hårdare, djupare. Jag pressar mig ner mot bänken och svankar så mycket jag kan. Han knådar min stjärt, mina skinkor, gräver ner fingrarna i dom och drar dom isär. Känner honom smeka försiktigt med tummarna mellan skinkorna, över anus ner mot fittöppningen så långt han kommer åt.

Jag svankar, rör mig bakåt, gnäller till när han rör min bakre öppning. Kan inte låta bli att njuta, det är så skönt. Han stannar till där och smeker intensivt i cirklar. Väter fingrarna och återgår till att smeka min öppning med bägge tummarna omväxlande samtidigt som han knullar mig i mer lagom takt fortfarande med ett stadigt tag om mina skinkor.

Gillar hur han smeker mig, bestämt men ändå mjukt. Känslan av hans kuk i mig samtidigt som han smeker mig bak är troligt upphetsande och jag rör mig snabbare mot honom för att få honom att öka takten. Hans tummar pressar sig sakta in i min stjärtöppning, växlar mellan höger och vänster. Vänjer muskeln långsamt att öppna sig för honom och hans krävande fingrar. Känner saliv droppa ner, det hetsar upp mer. Gör det hela skönare när det är glatt och det går lättare.

“Är det skönt, är det skönt att bli smekt i stjärten samtidigt som jag knullar dig?” frågar hans hest. Han tänder på detta med det är inte svårt att höra och känna.

“Ja, det är skönt, jätteskönt, ” svarar jag stönande där jag ligger med huvudet mot bänken och njuter.

“Jag ska inte knulla dig i stjärten i kväll, det kan vi göra en annan gång jag vill bara se hur du njuter av det. ” säger han.

“Mmm, ja, snälla fortsätt”, säger jag bara. Är så inne i njutningen att jag knappt hör vad han säger men det har ändå gått in i mig. Han vill träffa mig igen, härligt!

Han ökar takten och knullar mig hårdare, hårdare med en tumme införd djup i mig, den andra smeker fortfarande öppningen. Jag stönar högre och högre liksom han. Känner honom pressa in den andra tummen med. Letar sig in och smeker den känsliga, tunna väggen mot slidan där hans kuk jobbar. Det är otroligt skönt och ja vet att jag kommer komma när som helst. Jag juckar så hårt jag kan för att få honom att fylla upp mig överallt, hårt, djupt och snabbt. Han verkar förstå att jag inte vill att han håller tillbaka mer, utan ger allt.

Byter tummarna och för in två fingrar i min anal istället för att komma längre in och knullar mig våldsamt i mina bägge hål tills vi skriker och krampar tillsammans. I flera minuter har våra kroppar muskelryckningar i extas och vi har fullt upp med att hålla oss uppe. Till slut ebbar det ut så smått och vi drar oss från varann för att kunna sätta oss ner.

Pustar ut och ler trött åt varandra i förståelse.

“Wow, det trodde man inte när man skulle tvätta i kväll”, säger jag trött men glad.

“Nej, verkligen inte. Det var så skönt. Du, jag måste ta och gå nu men jag vill gärna träffa dig igen är det ok för dig? Jag kan kolla upp när du har tvättid nästa gång så kan jag fråga dig om du vill då. Vi kan ju ta och gå in till dig då kanske?”

Självklart jag vill tänker jag men vill inte verka alltför ivrig men svara ändå: “Visst, gärna. Det här gör man ju gärna om”, ler och skrattar lite.

“Då säger vi så, skulle något hända så sätter jag en lapp på ditt tvättlås så du slipper undra”. Han kysser mig mjuk och klär sen på sig ihop med mig. Säger god natt och hej innan han går.

Tvätten är nu försenad så jag tar med mig allt vått och hänger upp inne hos mig. Resten av tvätten hittar jag en ny tid till, om tre dagar, samma tid. Får se om han är pigg på en repris redan då tänker jag och ler för mig själv.

83 svar to “Möte i tvättstugan”

  1. ینس:

    Denna fick mig riktigt kåt! Perfekt skriver!

  2. Ingrid:

    Mycket bra skrivet! Pulsen ökade i takt med att historien fördes framåt. Blev ett med berättaren, bröstvårtorna hårdnade och fittan blev våt. Det är nästan så att jag är på väg till tvättstugan.

  3. hon:

    säger bara “herregud!!”

  4. Anna:

    Vrf kan inte sånt hända mig när jag tvättar?? hihi ؛)

  5. Stina:

    sjukt bra novell, skulle inte vara dumt att ha en så bra kille i sängen. Upphetsande berättelse, verkligen!!!

  6. Roger:

    kåt blev man så man gick åt. varför träffar man aldrig en sån tjej i tvättstugan själv för?

  7. Apatia:

    Skööön novell, grymt bra skriven, perfekt upplägg och allt. Det måste bara hända mig !! ^^

  8. eva:

    önskar detta kunde hända mig. blev helt otroligt våt av att läsa detta….
    skriv gärna mer….

  9. Janne:

    Riktigt jävla bra novell alltså!!
    Kan inte ana hur många gånger ja hann komma:-P gärna till ett sånt sex!;)

  10. Ida:

    det här blev jag sjukt kåt av. tvungen att onanera efter jag läst det.

  11. Fäktaren:

    Fråga inte varför jag ska hänga i tvättstugan varje dag nu ؛)

  12. Anna:

    Det här va en go novell det!Jag blir superkåt…
    Oj oj oj…nu ska jag gå in till mitt sovrum…

  13. Henke:

    Ruskigt bra novell!! Så de är i tvällstugan ni gömmer er tjejer;)

  14. Harald:

    Väldigt väldigt bra, första sexnovellen jag läst. Gav mig ett bra första intryck.

  15. Girl:

    Sjukt bra skriven, den bästa jag läst!

  16. tjej:

    Nej jag tror jag måste tvätta boys ;D

  17. Du vet vem:

    Mycket bra skrivet. Det mest upphetsande jag läst på år å dar ؛-)

  18. Sofia:

    Ojoj, har bara lust att läsa den om och om igen..
    Väldigt upphetsande!! :)

  19. Bromell:

    Detta var helt galet bra. Jag har själv inte upplevt det i en tvättstuga. ^^ Kanske borde pröva det där med tummarna på min fru. ؛) Tack för tipsen. GULD NOVELL!

  20. Sanna:

    jag håller med! väldigt upphetsande! var bara tvungen att väcka min pojkvän och göra någonting åt Det.. 2-1 blev det dessutom som i novellen!

  21. سارا:

    وای. D e grymt bra på att skriva. Upphetsade mig till max.. mmmmmm

  22. sven:

    ypprlig text och välskriven, inte så rå.kunde se henne framför mej!

  23. elin:

    sjukt bra novell, två orgasmer efter varandra på samma parti.. varför finns det ingen sån kille i min tvättsstuga??

  24. The Dildo Is In The Wardrobe:

    underbar..
    har läst den ett par gånger, men jag blir alltid lika kåt efter varje gång!
    Jag har kommit flera gånger när jag läste det här.
    Hoppas den va sann..

  25. Mr Manolo:

    Läckert att så många tycker att det läckert… det måste finnas en anledning…

  26. ellinor:

    gud vad kåt jag blev! jag kom flera gånger! verkligen en upphetsande historia! den påminner mig om någon jag tidigare mött!;)

  27. Maria P:

    Härligt bra! Är i tvättstugan nu;-) fan så kommer de in en tant:-S!

  28. Veronica:

    Jättebra skrivet! Oerhört het, sexig och sensuell. Önskar jag var i tvättstugan ;o)

  29. Johanna:

    mm ska gå och väcka pojkvännen nu, hoppas han blir glad. är såå VÅT

  30. Rosita:

    härligt bra är fortfarande riktigt blöt det riktigt rinner där nere har inte änns snuddat vid musen härligt bra

  31. Buu!

    Vilket skön metod att tvatta även kuken. Det bör göras på detta sätt ett par gånger varje dag.

  32. random:

    wow.. den här novellen är helt enkelt ett mästerverk : D است. Blev stört kåt, mer liknande noveller tack!

  33. Caroline:

    Vilken novell! Blev vansinnigt kåt när jag läste den, var tvungen att “ta hand” om mig själv efteråt ؛) Visst brummar det i hela kroppen efteråt! Mmmmmm

  34. ida:

    sjukt bra skrivet. mycket spännande och upphetsande!

  35. Ellinor:

    Åååh guuuud! Bästa novellen på länge. Måste onanera nu.. jag är så våt..

  36. Maja:

    Om jag säger när jag har tvättid, kommer du till min tvättstuga då? ؛)

  37. J88:

    blev fruktansvärt kåt av att läsa denna novelen. kom två ggr innan jag ens hunnit läsa klart den:0)… en sån tjej skulle man träffa nån gång!!

  38. Pekka:

    Åh helvete va kåt jag blev… Va tvungen att runka flera gånger… Den som skrev novellen är ett fucking genious

  39. Dali:

    näää men jag får la gå te tvättstugan daaa=)

  40. kukuku:

    Vilken underbar grannsamverkan när två kåta hyresgäster kan få knulla sig nöjda.
    Gärna en fortsätting uppe i sängen och kanske några portioner på köksbordet.

  41. sangre:

    äsligt, jAG BLEB INTE VÅT ALLS?

  42. Sanna:

    åh gud vilken härlig novell! Mycket bra skrivet. Väntar spänt på en fortsättning :-D

  43. sofie:

    jag är så grymt upphetsad… mer mer mer…

  44. marie:

    härligt jag har tvätttid ikväll, kan ju alltid hoppas på att samma sak händer mig ؛)

  45. Jonas:

    Helt jävla underbart^^ är så sjukt kåt ny;)

  46. Johanna:

    Mött mig i tvättstugan killar…

  47. تبلیغ:

    mycket bra, var tvungen att åka till exet och råknulla henne på köksbordet fick en örfil som tack

  48. Martin:

    Mycket bra story, är 16 och skulle vilja uppleva något liknande erotiskt! Femstjärnigt!

  49. Martin:

    skitbra!

  50. Nisse:

    Förjävla bra

  51. Grannslynan:

    Been there done that. ؛-) Vansinngt bra skrivet och galet upphetsande! *phust* Thank u!

  52. oooh:

    jävla bra skrivet man blir kåt hoppas den var sann

  53. znakezwamp:

    Efter att jag läst det här dryper min lem av kåtsaft… varför köpte jag egen tvättmaskin? Kul att läsa om sex ur en kvinnas synvinkel också!

  54. Marcus..:

    Vart jävligt kåt av det där. det är riktigt skönt att ha sex på tvättmaskinen också.

  55. Blondie:

    Åhh,den var sjukt bra,och man blev ju sjukt kåt av den:O halvvägs gjorde en riktigt våt. omg.

  56. PC:

    Härlig novell. Påminner mig om några egna historier i tvättstugan. Lite extra spännande plats för sex.

  57. A,N:

    Det ringde när jag va mitt i allt ihop : ( förstörde stämmningen lite men va fortfarande en riktigt bra upplevelse. Bra skrivet och lagom lång!

  58. Andreas:

    Oj oj vilken novell, fick en underbar orgasm,måste nog fixa en till.

  59. Hetbrunett:

    Sjukt bra! Fan att man bor i hus och inte kan gå till någon tvättstuga!
    Kåt blev man! Men Ni killar kan få komma och tvätta hos mig;-) hoppas på en fortsättning!

  60. Oskuld:

    Tack för den super novellen!

  61. Oskuld:

    Tack för den super novellen! Den kommer förgylla min natt…

  62. Horny dude:

    Fruktansvärt bra! Kåt som faan, måste leka me mej själv en stund nu tror ja ;D… Vrf kan inte sånt här hända mej!?.. Kan någon snälla komma hem till mej och tvätta lite ;D

  63. sofia:

    nu vill jag att min pojkvän ska komma hem!

  64. My:

    Jag säger bara, hot hot hot;-)

  65. johanna:

    mmm, en mkt bra o upphetsande novell. säger då bara det. jag ät tjejen i tvättstugan, jag har upplevt det! :) underbart!!

  66. سارا:

    Åh gud, blev riktigt kåt! bra skrivet.. onani nu :)

  67. Linnéa:

    Wow vilken härlig sexnovell! Den bästa jag någonsin har läst! Jag blev enormt kåt, kändes som om man verkligen var i tvättstugan med den killen! Jag fick precis en underbar orgasm! Tack för en bra novell!

  68. nanna:

    Fy fan.. Den var bra.. Man blir kåt som bara den

  69. Fanny:

    Jävlar.. Jag blev så jäkla kåt! Tror att jag ska ringa min pojkvän nu, vi behöver en runda!

  70. simonsen75:

    WOW! Längtar till mannen kommer hem skall försöka hålla mig…..försöka i alla fall hehehehe

  71. emma:

    åh guuh jag är så kåt just nu tur att killen kommer snart

  72. Ruben Bockfot:

    Att klädtvätt kan ha sina bästa sidor kan vi läsa av träffen i tvättstugan.
    Först lite klädsamt blygt, sedan börjar åtrån göra verkan och de första
    beröringarna hetsar upp varandra till mera närgående handgripligheter, att
    bröstknopparna blivit större och hårdare är ett tecken på att hormonerna sjuder
    och en närmare kontakt med det mest intima närmar sig sitt klimax. Att få känna
    att musen känns allt våtare och väntar på en behandling som vi båda tycks vänta
    på.Att få och ge är en guds gåva som är förunnad åt två kåtingar med samma vilja.
    Tvättstugesex är att rekomendera åt alla som är mogna för detta.
    Tack för en välskriven berättelse, utan råhet, men sexigt i topp.

  73. Jenny:

    Synd att man inte bor i lägenhet längre!! =)

  74. Bosse:

    Kuken stog som ett spett hela tiden. Fick ta ett ordentligt tag för att den inte skulle spruta rätt ut innan jag läst klart, men sen…. En härligt kåt och upphetsande story. Jodå, jag fick en jätteorgasm efter att ha runkat på en stund.

  75. tjej:

    Höll mig under hela läsningen och kom samtidigt som dem, riktigt grym skriven!;-)

  76. snasktanten:

    f** va bra!

  77. ینس:

    Tack för en kanon novell , sitter med ett rejält hård kuk som strax ska få spruta, men som sagt tack för att du skriver en så bra novell som ger alla dessa kommentarer älskar att läsa inlägg för alla dessa kåta tjejer blir liksom pricken över i

  78. mary:

    fan så kåt jag blev av denna novell, sitter med ett finger i fittan nu… det rinner ur mig verkligen… nu ska jag ha det trevligt en stund

  79. emelie:

    blev jätte våt och min pojkvän kom nu, nu jävlae!;)

  80. jojje:

    När kommer fortsättningen?

    Jag har läst denna novell flera gånger och tycker att den är superb!

  81. Lösvaginor:

    Ska nog börja tvätta lite oftare vem vet… jag kanske har tur=)

  82. Kristina:

    Sanslöst härlig ؛-)

  83. Kvinnan som längtar:

    Bra för själen…..

Kommentera Möte i tvättstugan