فضول

این داستان می گیرد در حال حاضر در پاییز در شهر کوچکی که من زندگی می کنید

در حال حاضر زمانی که از آن می شود تیره تر در شب و سردتر و سردتر و شما باید چیزی را به انجام بنابراین آنها اغلب در داخل و مرد مثل من که در دبیرستان هستند و هنوز باکره نشستن، شما می شوند تا نور شاخی همه زمان من حرکات تند و سریع خاموش حداقل 3 بار دن و شما همیشه hornier اگر آنها هم چیزی دارند که به تماشای در حالی که شما حرکات تند و سریع که میان کانال های تلویزیونی به امید پیدا کردن یک برنامه که در آن برخی از لعنتی یا فقط دختر در لباس های تنگ، اما در حالی که پیش من با چیزی جدید است که حرکت بسیار هیجان انگیز است، اما من فقط می توانم انجام وقتی پدر و مادرم خانه نبود. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (25 رای، میانگین: 2.64 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

پنجره Preening توانست از صورتم بفهمه

پس از آن من بیکار است، و برای مدتی طولانی بوده است، بنابراین من بر من بسیاری از شغل های عجیب و غریب به امور مالی من را به پایان می رسد ملاقات. این همه انواع کارهایی که من تا به حال بوده است. همه چیز، از پاک کننده ها را به پیشخدمت در رستوران نه چندان داد و بیداد کن. در حالی که برای من به عنوان یک پنجره برای یک شرکت کار می کرد و تجربه بسیاری از مسائل است. هر دو هیجان انگیز، سرگرم کننده و راحت است. من به یاد داشته باشید چیزی بسیار ویژه ای از یک دلیل خیلی خاص است. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (17 رای، میانگین: 3.88 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

جشن تولد

تولد ماریا دوست دختر من بود. ما که او را کنترل بیش از من در تمام طول روز موافقت کرده است. از آنجا که او تا به حال تصور زنده، بنابراین من منتظر فقط در مورد هر چیزی. در شب، زنگ درب زنگ زد. من رفتم و آن را باز، بیرون ایستاده بود و آنا مارتین. زن و شوهر از ما هم در هر حال حاضر و پس از آن به سر برده بود. ظاهرا آنا و دوست دخترم صحبت به یکدیگر بیشتر است. من به سرعت درک که آنها آمده بود فقط به نوشیدن قهوه است. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (6 رأی، امتیاز میانگین: 2.83 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

رنگارنگ

نقاشی خانه یک کار رویا نیست! حداقل Lasse آن را دوست ندارم، اما هنوز چیزی که باید انجام شود. پس از بحث و گفتگو با همسر خود، لنا، حداقل موافقت کرده است در رنگ ها و رنگ است که می شود مورد استفاده قرار گیرد. آنها خود را از خانه در روزهای جوانی خود را ساخته بود و زمانی که تشکیل خانواده و یک نقطه ثابت در حضور loomed. بچه ها رشد کرده و چند سال قرار داشتند و هر دو Lasse و همسرش را گذرانده بودند و پنجاه و علامت است. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (9 رای، میانگین: 2.89 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

چهار

چهار من یک دختر که به تازگی 22 ساله، و من به شما در مورد روز تولد من بگویید. من درب پس از آخرین مهمانان بسته و puffed. در گذشته ما تنها بودند. من در اتاق نشیمن که در آن پسر من، جان نشسته بود رفت و از او خواست به انجام در شب. او گفت که او hadde فکر ما به خوبی می تواند از خوردن و فقط در جلوی تلویزیون بنشینند و لبخند سپس او مرا به دوش تعقیب و گفت: او خواهد آمد با لباس ها برای من است. وقتی که من از حمام بیرون آمد، او در واقع در لباس قرار داده بود به من. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (6 رأی، امتیاز میانگین: 3.17 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

به طور کامل با Lene - ادامه تعطیلات دوچرخه

بعد از صبح در حمام Lene و من هیچ تلاشی برای مخفی کردن چیزی است که ما برای یکدیگر احساس. ما در آغوش گرفت، بوسید و مانند که به طور کلی بی و ابکی بود آن را به عنوان شروع یک رابطه است. ما سعی به طفره رفتن چند بار، اما هرگز زمان کافی برای هر چیزی به غیر از snogging پیشرفته. ما تا دفعه بعد ما به یک اردوگاه آمد و هرگز کردم.

پس از تمام روز در آفتاب سوزان تابستان سواری، که بسیاری از ما خیلی عرق تا همه در یک بار خریداری نشانه به دوش. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (10 رای، میانگین: 3.70 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

زمان اسنک

من در یک ماشین فروشگاه کوچکتر تعمیر در شهر است که تنها مالک و من به همراه یکی از کارگران به کار می کنند. هنگامی که آن زمان تعطیلات پس از آن خوب است و کارگران تابستان که وجود دارد.

کارین نام او و 18 سال در اکثر موارد، او را به مدرسه می رود اما تا به حال کار در تابستان را به پایان می رسد ملاقات.

زمانی که او سه هفته پیش به ما ملحق شد، او بسیار خجالتی بود از تعجب آور نیست شاید، با توجه به سه مرد بسیار عجیب و غریب است که او می پیوستن. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (20 رای، میانگین: 3.65 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

فاک صبحانه

تابستان دو سال پیش بود و من به عنوان میزبان صبحانه در یک هتل در مرکز سوئد مشغول به کار است. یک روز صبح که من در یک اتاق زدم، سپس زن کمی قدیمی باز کرد، پوشیدن حداقل تقریبا شفاف لباس بلند و گشاد است. هر چند که کمی بزرگتر بود، من فکر کردم که بدن او یکی از sexiest و من دیده ام. بزرگ، سینه و دور کمر که در خارج بیشتر از آنچه من قبل از تجربه بود. من سعی کردم به چیزی تظاهر و رفت و سینی صبحانه را روی میز قرار دهید، سپس من خودم معاف و سعی کردند یواشکی. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (9 رای، میانگین: 3.56 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

شب جمعه!

این خواهد بود که یک روز معمولی مثل هر روز با خودم فکر کردم من صبحانه می خوردند و رفت و به طور معمول کار می کنند و سپس آن را به طور معمول به خانه بازگشت. اما درست وقتی که من قبل از درب وارد بود تلفن زنگ زد و آن همسر کار من (دختر) که به نام و خواست مرا به آبجو و، بعد از همه بود، شب جمعه و من طوری خسته شده بود تا من گفت: بله، البته و او را در 19 سالگی آمد و من را انتخاب کنید، بنابراین من تا به حال عجله برای گرفتن برخی از غذا های سریع و به دوش. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (3 رای، میانگین: 2.33 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...

فرانکفورت

ما در فرانکفورت مستقر شده و زمانی که من وجود دارد، من همیشه در حال هتل ها و رزرو از طریق آنها. در حال حاضر از آن رئیس که گرفتن ازدواج کرده بود بود و این دیدار به طور کامل خصوصی، آنچه من از فکر بود به رزرو هتل، آن بود دفتر مرکزی، نیست بنابراین هنگامی که من از فرودگاه به نام و تعجب که آنها کرده اند رزرو، من متوجه شدم هیچ جایی بودم نیست. منشی به تماس در اطراف اما فایده ای نداشت اتاق های هتل، به مدت سه شب در پرواز، در آن فرانکفورت را فراموش کرده ام. [...] به عنوان خوانده شده sexnovell »

Usel!GodkändBraMycket braSuverän! (8 رای، میانگین: 3.00 از 5)
Loading ... در حال بارگذاری ...